دریچه اول مذاکرات ایران و امریکا
امریکا و ایران بالاخره به طور مستقیم پشت میز مذاکره نشستند. این عنوان اصلی خبرهای چند روز اخیر در رسانه های بین المللی است. نقطه شروع این مذاکرات، درخواست عبدالعزیز حکیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق از تهران و واشینگتن برای انجام مذاکره بر سر بحران عراق است. واشینگتن از زمان اشغال عراق تا امروز تلاش می کرد دو کشور مهم منطقه ای و پیرامونی عراق را از دایره ابتکار عمل های منطقه ای به منظور حل و فصل بحران عراق دور کند. گزارش همیلتون، بیکر و بسیاری از صاحب نظران امریکایی با طرح این استدلال که امریکا نمی تواند بدون توجه به عوامل پیرامونی بحران عراق وضعیت بحران زده این کشور را بهبود بخشد نسبت به سیاست های دولت جورج بوش انتقاد کردند. امریکا از این نگران بود که نزدیکی به تهران و درخواست کمک از ایران برای کاهش فشارهای موجود در عراق، مقدمه ای برای برهم خوردن معادلات موجود باشد. از این رو واشینگتن پیش از پذیرش اصل مذاکره با تهران، به هم پیمانان خود در اروپا و خاورمیانه اطمینان داد که مذاکره با تهران از دایره وضعیت بحران زده عراق فراتر نخواهد رفت. تعیین کروکر سفیر جدید امریکا در بغداد به عنوان رئیس هیات مذاکره کننده با ایران و انتخاب بغداد به عنوان محل برگزاری نشست های این مذاکرات در چارچوب نگرانی امریکا از پیامدهای مذاکره با ایران قابل تفسیر است.از سوی دیگر مسوولان ایران نیز به نوبه خود نگرانی های قابل توجیهی داشتند. عمده ترین نگرانی ایران صرف نظر از پیامدهای روانی شکسته شدن اصل عدم مذاکره با امریکا (یعنی اصل همیشگی ایران تا زمانی که امریکا به تغییر رفتار خود با جمهوری اسلامی تن ندهد) این بوده و هست که ایران به عنوان طرف درگیر در اوضاع عراق ظاهر شود.
و در نتیجه نیروهای مخالف اشغال عراق در منطقه و حتی دولت های محافظه کار عرب ایران را در ردیف کشورهای برهم زننده ثبات و امنیت عراق دسته بندی کنند. ایران با درک این معادله، از زبان شخص اول کشور تاکید کرد که هدف از مذاکره با امریکا یادآوری وظایف و تکالیف نیروهای امریکایی مستقر در عراق به عنوان نیروی اشغالگر است. در همین حال هم امریکا و هم ایران یک هفته پیش از شروع مذاکرات بغداد حملات تبلیغاتی خود را علیه یکدیگر به اوج رساندند. از یک سو امریکا به صورت پیوسته اعلام می کرد که ایران شبکه ای از نیروهای پیکارجو را علیه نیروهای امریکایی مستقر در عراق مدیریت می کند و جنگ افزارهای پیشرفته را برای کشتن سربازان امریکایی در اختیار آنان قرار می دهد. از دیگر سو ایران طی چند روز اخیر کشف شبکه جاسوسی امریکا را که با هدف ایجاد بی ثباتی در ایران فعالیت می کرد افشا کرد. این صورت کلی اوضاع پیش از شروع مذاکرات بغداد بود، اما موضوع از دیروز وارد فاز جدیدی شد، دو طرف به توان هیات های نمایندگی خود در مذاکرات بغداد چشم خواهند دوخت. در زیر احتمالات پیش روی دو طرف بر پایه خواست ها و مطالبات از پیش تعیین شده شان مورد بررسی قرار می گیرد؛
یکم. نشست اول ایران و امریکا در خوشبینانه ترین وضعیت به معاینات اولیه از قبیل تست نبض، شناخت ظرفیت ها و انتظارات، استماع گزارش از سلسله اقدامات نگران کننده طرفین و در یک کلام حسابرسی برای دستیابی به یک تراز شبه واقعی از وضعیت دو طرف محدود خواهد ماند. در واقع و از آنجا که این نخستین گام پس از حدود سه دهه از جدایی به شمار می رود، انبوهی و تراکم مسائل فیمابین به دو طرف مذاکره کننده امکان بازخوانی و مرثیه سرایی روند پیشین روابط بحرانی را نمی دهد. از این رو دو طرف ترجیح می دهند از میانه راه آن بخش از راه را که به تلاقی دو طرف بر سر تقاطع بحران عراق سوق داده بپیمایند. در نتیجه می توان گفت که عراق به نقطه عطفی در تاریخ روابط چند دهه اخیر امریکا و ایران تبدیل خواهد شد، زیرا برای واشینگتن بسیار دشوار است که بدون دستیابی به نتایج کما بیش ترمیم شده خارج شود. منظور از نتایج کما بیش ترمیم شده این است که ایالات متحده در آغاز اشغال عراق به نتایج حداکثری چشم دوخته بود. اجرای طرح خاورمیانه بزرگ، دموکراتیزه کردن نظام های سیاسی خاورمیانه، برقراری صلح پایدار میان اعراب و اسرائیل و نهادینه کردن منافع امریکا در حوزه استراتژیک خلیج فارس از جمله هدف های جنگ در عراق به شمار می رفت. امریکا در پی سه سال بحران عراق به این نتیجه رسید که باید در هدف های تعیین شده اصلاحاتی انجام داده و به حداقل های ممکن یعنی استقرار دولت باثبات در عراق و جدول بندی زمان خروج نیروهای ائتلاف بین المللی و حفظ وحدت سیاسی و تمامیت ارضی این کشور تن داد. این خواست های حداقلی با منافع ملی ایران در تضاد نیست. از این رو هم طرف امریکایی و هم طرف ایرانی به نقطه مطلوبی برای شروع مذاکرات دست یافتند.