محمد سلطانی فر: دولت در كمپين‌سازي دخالت نكند، به مردم بپيوندد

روزنامه اعتماد- مطلب دکتر محمد سلطانی فر

 دولت در كمپين‌سازي دخالت نكند، به مردم بپيوندد 


يكي از فضاهايي كه به عنوان پتانسيل‌هاي شبكه‌هاي اجتماعي از آن ياد مي‌شود، امكان بسيج مردمي و امكان كمپين‌سازي است. يعني اگر بخواهيم به يكي از خصوصيات شبكه‌هاي اجتماعي اشاره كنيم، از مهم‌ترين‌هايشان، قدرت بسيج‌كنندگي است و اينكه مي‌تواند افراد را با نظرات مختلف دور هم جمع كند. اين قدرت، متاسفانه در كشور ما خيلي شناسايي نشده و فقط در آستانه انتخابات و زمان‌هاي انتخاباتي از آن ياد مي‌شود و سعي مي‌كنيم در انتخابات از آن بهره بگيريم، در حالي كه اين خصوصيت، خصوصيت بارزي است كه دارد جايگزين ان جي او‌ها به شكل مجازي مي‌شود. در گذشته، ان‌جي‌او‌ها اين وظيفه مهم را برعهده داشتند كه مردم را بر اساس اهداف يا منافع مشترك ملي، منطقه‌اي و حتي محلي در محله‌هاي كوچك دور هم جمع كنند. آنها مي‌توانستند از طريق اين دورهم جمع شدن‌ها، روي تصميم‌گيري تصميم‌سازان و حكومت‌ها فشار بياورند. اما امروز اين وظيفه به عهده كمپين‌هاي مجازي گذاشته شده كه اين فضا را شكل مي‌دهند. به جهت تعداد فالوئر و پيرواني كه مي‌توانند داشته باشند و گستردگي كه محتواي‌شان از يك شبكه به شبكه‌هاي ديگر منتشر مي‌شود، آرام آرام تاثيرات سياسي، اجتماعي، فرهنگي خود را روي تصميم‌سازان مي‌گذارند. حال سوال اين است كه چه كساني اين كمپين‌ها را هدايت مي‌كنند. آيا هرنوع كمپيني بايد مورد توجه عامه مردم قرار گيرد يا نه. اينجاست كه فرهنگ‌سازان مختلفي ايفاي نقش مي‌كنند. برخي از آنها معتقدند كه فرهيختگان، نخبگان و انديشمندان بايد سردمدار اين فضاها باشند و نبايد اين مسير آزاد، يله و رها گذاشته شود. اما در مقابل، گروهي ديگر معتقدند كه اين گروه‌هاي خاص و سازمان‌هاي خاصند كه بايد اين مسير‌ها را شكل بدهند و كمپين‌ها را هدايت كنند. اما به واقع هر دوي اين دو گروه، شايد به ماهيت اين شبكه‌هاي اجتماعي به خوبي پي نبرده‌اند. اين كمپين‌ها به دليل اينكه مردم آنها را ساخته‌اند و برخاسته از بطن مردمند، مورد توجهند. چنانچه مورد توجه عامه مردم قرار نگيرند و خاستگاهش مورد تاييد نباشد، قاعدتا در شبكه‌ها تاييد وسيعي نخواهد داشت. آن چيزي كه ما اصطلاحا به آن «دموكراسي فضاي مجازي» مي‌گوييم، همان تاييدي است كه مردم نسبت به يك ديدگاه يا كمپين دارند و آن را در فضاهاي مختلف بازنشر مي‌كنند و به آن مي‌پردازند. همين كه نظريه يا تفكري كه پشت كمپين است، مورد توجه مردم قرار گرفته، باعث بازتوليد آن توسط مردم و بازپروراندن آن مي‌شود و معناي آن، تاييد آن نظريه يا ديدگاهي است كه در كمپين مورد توجه قرار گرفته است. نمونه آن را در انتخابات اخير مجلس ديديم كه نظريه‌هاي مختلفي در كمپين‌هاي مختلف مطرح شد، اما در نهايت آن كمپيني كه مورد توافق همه مردم بود، ‌از ميان آنها بيرون آمد.


كمپين مبارزه با توليد زباله، ‌كمپين بين خطوط برانيم، كمپين سه‌شنبه‌هاي بدون خودرو، ‌كمپين خليج فارس در گذشته، كمپين‌هايي كه در يونسكو و سازمان ملل براي نوروز شكل گرفت، همه از جمله كمپين‌هاي مردمي هستند كه بدون دخالت يا حمايت دولت شكل گرفت و توانستند تاثير خودشان را بگذارند. كاري كه دولت بايد در مقابل اين كمپين‌ها انجام دهد، اين است كه كمترين دخالت را بكند و سعي نكند در ساختن اين كمپين‌ها مداخله داشته باشد. تنها كاري كه بايد بكند اين است كه اثرات اين كمپين‌ها را در تصميم‌سازي‌هاي خود لحاظ كند، يعني اگر كمپين بين خطوط، كمپين خوبي است و درست ساخته شده، اذعان كند كه از اين كمپين تبعيت مي‌كند و اين تبعيت، نشانه تاثير‌گذاري آنها در فضاي مجازي است. نمونه آنها كمپين بين خطوط و سه شنبه‌هاي بدون خودرو است كه اين كمپين‌ها ابتدا در شبكه‌ها شكل گرفت و سپس پليس و شهردار برخي شهرها از آنها تبعيت كردند و به آنها پيوستند.

 لینک خبر:

http://www.etemaadonline.ir/news/news/127728

 

 

 

ولنگاری فضای مجازی در روابط درون خانواده ها سایه افکنده است | گفتگوی ویژه خبری

کارشناسان حوزه ارتباطات و مسائل فرهنگی با حضور در گفت و گوی ویژه خبری به بررسی موضوع مصداق ها و علل ولنگاری فرهنگی در حوزه فضای مجازی پرداختند.

برای مشاهده گفتگوی خبری به لینک زیر مراجعه نمایید.

http://www.monazereh.ir/v-5543.htm

استاد دانشگاه: خانواده ها ولنگارند که تلگرام ولنگار شده/محقق حوزه: شبکه های اجتماعی ظرف نجسند

استاد دانشگاه: خانواده ها ولنگارند که تلگرام ولنگار شده/محقق حوزه: شبکه های اجتماعی ظرف نجسند
 
 
دو تلقی درباره محتویات شبکه های مجازی و پیام رسانهای موبایلی به خصوص تلگرام و اینستاگرام مطرح است، یکی از مسئولان حوزه علمیه قم می گوید اینها مانند ظرف نجسی هستند که مظروف خود را نجس می کنند و یک استاد دانشگاه معتقد است رسانه نجس نیست، چون اگر نجس بود، رادیو و تلویزیون هم نجس است.

گفتگوی ویژه خبری دیشب به آسیب های فضای مجازی به خصوص پیام رسانهای موبایلی و اثرگذاری این شبکه های اجتماعی اختصاص داشت.

مهمانان حضوری این برنامه حسین امامی، کارشناس حوزه ارتباطات و امیرمهرداد خسروی، کارشناس مسایل فرهنگی بود و دکتر محمد سلطانی فر، استاد حوزه ارتباطات به صورت تلفنی به همراه حجت الاسلام فروهر، از مسئولان حوزه علمیه قم به صورت تلفنی به اظهار نظر درباره موضوع برنامه پرداختند.

ولنگاری فرهنگی در فضای مجازی مصادیق مشخصی و خط تعریف شده ای دارد؟
امامی: 
سایت مقام معظم رهبری را چک می کردم و دیدم ۴۴ مرتبه این کلمه استفاده شده. در ابتدا برای مصرف گرایی اقتصادی و مسرف بودن استفاده شده بود و این روزها ایشان درباره مسایل فرهنگی این کلمه را به کار بردند که نشان دهنده بی توجهی و غفلت مدیران فرهنگی مدنظر است. ولنگاری فرهنگی در فضای مجازی به عدم سیاستگذاری کلان از سوی مدیران فضای مجازی برمی گردد. ۵۰ درصد مربوط به سیاستگذاران و ۵۰ درصد به کاربران بازمی گردد. مصداقی از این ولنگاری، محتوای تولیدی، اشتراک گذاری شایعات و دروغ است. بعد هم اسراف در استفاده از رسانه مانند شبکه ها یا تلگرام مصداق این ولنگاری است.


در خارج از کشور، برای کنترل حاشیه های این فضای مجازی، چه تدبیری دارند؟
خسروی:
 ما از اتفاقاتی داریم گلایه می کنیم و عناوینی مانند ولنگاری فرهنگی به آن می دهیم و می گوییم چرا رفتارها، کنترل نشده است. موضوع اتفاق جدیدی نیست. ما یک دهه است به طور جدی در حال تجربه این مشکل هستیم. اما همچنان واگویه ها تکرار می شود. خواهش می کنم تمام مسئولان به این باور اعتقاد پیدا کنیم که عرصه فرهنگ، تخصصی است و مردان فرهنگ باید عناصر فرهنگی باشند. مسئله فرهنگ، یک جریان حرفه ای است. وقتی متکفلان امور فرهنگی را می بینید و تحلیل آنها را می شنوید می بینید خیلی عمیق نیستند. یعنی درک حقیقی ندارند چون جغرافیای فرهنگی ما برگرفته از پشتوانه هایی است. مثلا ما می گوییم ایرانی مسلمان هستیم. ولی چه بخشی از نخبگان فرهنگی و کارگزاران و مسئولان، در طول زندگی خود یک بار حافظ یا شاهنامه فرهنگی را خوانده اند تا درک عمیق از تمدن ایران داشته باشند؟ چه مقدار در حوزه اسلامیت، مطالعات عمیق و معرفتی دینی دارند؟ مگر ما مسلمان و شیعه نیستیم؟ چند نفر درباره امام کاظم می توانند صحبت کنند؟ وقتی ما باور و هویت عمیق نداریم، وقتی کارگزار می شویم، این می شود.


چه باید کرد؟
خسروی:
 باور کنیم باید بیاموزیم. اگر به شغلم در فرهنگ به عنوان معاش نگاه کنم و فقط قرار است کار کنم، هیچ وقت مشکلی حل نمی شود. اگر در عرصه فرهنگ از نازل ترین تا عالی ترین عناصر نیروی انسانی باور کنیم باید ایرانیت و اسلامیت را در یک کالبد عرضه کنم و در عرصه اجتماعی به شکل بیاورم، مشکل حل می شود. مشکل اینجاست من در مقابل دیگران یک طوری عمل می کنم و در خانواده ام به شکل دیگر. چون باور به این اعتقاد ندارم. من اگر مسئول حوزه سایبر شوم، به واسطه اقتضائات شغلی، برخی دستورالعملها را اجرا می کنم ولی چون باور ندارم، در خانه ام این فضا حاکم نیست، کارم ثمره ندارد. اگر این را باور کنیم، مشکل حل می شود وگرنه دارم یک کار شعاری می کنیم.


در خارج از کشور چه تجربه ای دارند؟

خسروی:
 برای من افتخار نیست خارج از کشور بوده ام. واقع بینانه این است که مقداری خلا داریم که آنجا جبران کرده اند و به موازات پیشرفت و توسعه، دانش بهره برداری را نیز ساخته. البته نه در همه ابعاد. وقتی بحث تکنولوژی بدون اخلاق مطرح می شود، ذبح شدن اخلاق در سیطره فناوری، یک مسئله جدی است. ولی باید بپذیریم دانش بهره برداری از مدرنیته در غرب بهتر شکل گرفته. شما نمی توانید بگویید بنز آخرین سیستم خوب است یا بد. نوع استفاده شما تعیین می کند خوب است یا بد. وقتی ۲۵۰ کیلومتر سرعت را بدهید دست یک آدم ناشی، این ماشین بد می شود. ولی وقتی استفاده از آن نهادینه شود، مدرنیته در خدمت انسان در می آید.


دکتر محمد سلطانی فر کارشناس ارتباطات به صورت تلفنی وارد بحث شد.

شما به ولنگاری در حوزه رسانه های مجازی و شبکه های اجتماعی اعتقاد دارید؟ اصلی ترین ضعف فضای مجازی چیست؟

سلطانی فر: یکی از ضعف های نخبه گان ما، تولید محتوا و عدم حضور آنها در فضای مجازی است. دلایل را در سخنرانیهای مختلف بیان کرده ام. از جمله اینکه فضای سایبر، فضای مناسبی برای حضور نخبگان نیست و عموم مردم حضور دارند. به دلیل حجم تولیدات که جای نخبگی را گم می کند، مردم عادی تولید محتوا می کنند. نخبه گان برای همین پرهیز از ورود به این فضا دارند. درباره ولنگاری در فضای سایبر، این قضیه برایم حل نشده. ما قرار است تا کی فضای مجازی را متهم به ولنگاری فرهنگی کنیم و فضای امروز را به عنوان بازنمای آنچه در فضای مجازی است، لحاظ کنیم؟ خیلی از اندیشمندان از جمله آیت الله جوادی آملی فضای مجازی را نمودی از فضای واقعی می دانند. شما می گویید فضای مجازی ولنگاری فرهنگی دارد، بدون اینکه نمادی از فضای واقعی دارد، ما داریم این فضا را بی دلیل متهم می کنیم و باعث می شود نخبه گان تمایلی برای حضور نداشته باشند.

بحث اتهام نیست. بحث ولنگاری فرهنگی بسیار وسیع است و به مباحث کلی خواهیم رسید.

سلطانی فر: پس شما پسوند مجازی را برمی داشتید. شما همه اش در حال اتهام به فضای مجازی هستید. فضای مجازی فضایی است که نخبه گان باید از قبل شناسایی می کردند ولی ورود نکردند. دیگر کشورها، قوانین و سازوکار و مسایل را دیدند ولی ما دیر به فکر افتادیم و چون دیر به فکر افتادیم همه اش داریم این فضا را متهم می کنیم.

امامی: من هم موافق هستم. این همه از بدی های شبکه اجتماعی و فضای مجازی حرف می زنیم. اینها یک ظرف هستند و محتوا مهم است.

ولی ضریب نفوذ پیدا کرده.
امامی:
 این که زندگی اجتماعی در فضای دوم شکل گرفته، طبیعی است. هر چیزی در زندگی روزمره اتفاق می افتد، در موبایلها دیده می شود. ما به راحتی جهان اطراف را با این وسیله می بینیم. فاصله زمانی و مکانی حذف شده، چیزی قابل پنهان کاری نیست.


ما می توانستیم این فضا را مدیریت کنیم؟ مدیریت این فضا دست ماست؟
خسروی:
 باید اول دعوا را روشن کنیم. واژگان راباید مشترک کنیم. زمانی سئوال می کنیم در فضای مجازی ولنگاری هست یا نه؟ می گوییم هست. آقای سلطانی فر اعتقاد به این موضوع نداشتند. اگر معتقد نیستیم که بنده شخصا معتقدم ولنگاری در این فضا وجود دارد. امتداد این ولنگاری به روابط درون خانواده ها سایه انداخته. مدیریت این مسئله با یک اتفاق رخ می دهد و وابسته به حوزه آموزش است. هم باید کنترلها را افزایش دهیم هم دانش مصرف را بالا ببریم. در مخاطبان و خانواده ها دیده ام اگر به زبان منطق و استدلال و زبان پدرانه حاکمیت به آحاد جامعه بگوییم این را برای چه نباید مصرف کنی و ثمره این مصرف نکردن برای زندگی توست، هیچ کس این حرف را رد نمی کند. الان این فضا نیست. برخی از متکفلین امر باور ندارند. چندی پیش یکی از مسئولان آموزش و پرورش در این باره صحبت می کرد. مجری پرسید شما فرزندتان را در مدرسه دولتی می گذارید؟ گفت نه. اگر مسئولان در مدیریت فضای سایبر و اینترنت، باور کردند می توان این موضوع را کنترل کرد، برای خود و خانواده مان در وهله اول، این را می توان مدیریت کرد. ولی چون به خلوت می رویم آن کار دیگر می کنیم فایده ندارد. وقتی من متکفل یک قسمت می شوم ولی در گوشی ام، تانگو، واتس آپ، تلگرام، اینستاگرام و مانند آن دارم، نمی توانم بگویم مصرف نکنید. باید تحمل و صبوری مان بالا رود و دانش را باید به جامعه آموزش دهیم. البته نباید یله و رها بگوییم همه سم پاشی کنند.


حجت الاسلام محمد فروهر معاون آموزش دفتر مطالعات فضای مجازی حوزه علمیه قم و کارشناس مسایل فرهنگی به صورت تلفنی وارد بحث شد.

شما گفته اید ۱۲ میلیون جوان ایرانی زیر ۱۸ سال دسترسی به فضای مجازی دارند ولی هیچ حوزه علمیه ای آنها را رصد نمی کند. این قابل قبول است؟
فروهر:
 متاسفانه فضای مجازی توسط همه نادیده گرفته شده و ندیدن فضای مجازی منجر به این شده. آمار اخیر بیشتر از این است، آمار جوانهایی که دسترسی دارند به فضای مجازی بیشتر شده ولی هیچ نهادی آنها را کنترل نمی کند. ولنگاری در فرهنگ معین به معنی بی بندو بار و بی قید است. این را کاملا در فضای مجازی می بینیم که رها شده است. ما باید بپذیریم در این فضا ولنگاری هست. این واقعیت مسلم است، آمار، تحقیقات میدانی، بازخوردهای دفاتر مشاوره اینها را نشان می دهد که مردم و جوانان بی قید و بند دسترسی به مسایلی دارند که نباید داشته باشند. این که فضای مجازی را از حقیقی جدا کنیم، درست است ولی کنترل فضای حقیقی در فضای مجازی وجود دارد؟ فضای مجازی را می گویند ظرف است، آیا ظرف کثیف و نجس، مظروف را نجس می کند؟ ۵۰ درصد یا ۸۰ درصد ضعفهای این فضا به خاطر زیرساخت است.


شما پاسخی دارید؟
امامی:
 گفته شد از فضای مجازی آسیب وارد خانواده ها می شود. این برعکس است. وقتی در محیط خانوادگی تربیتم درست نباشد، همان حالتها را در فضای مجازی بروز می دهم. از خانواده ها، آسیب به فضای مجازی می رود. فضای مجازی به خودی خود، هیچ تقصیری ندارد. عین این است که تاکسیها را مقصر شایعات کشور بدانیم. مهم تربیت خانوادگی است و خانواده ریشه همه چیز است.


خسروی: من این را قبول ندارم. از یک سو قبول دارم خانواده محمل همه رخدادهای اجتماعی است ولی این خانواده، مرز و گمرک دارد و اگر کنترل نشود که چه اجناسی وارد سرزمین می شود، در عالی ترین شکل خود هم دچار بحران می شود. سرزمینی را فرض کنید که مردم خوبی دارند، آیا نیاز است نظارت بر این مردم باشد؟

امامی: بر اساس قانون، همه چیز مشخص می شود.

خسروی: در این کشور فرضی، همه آدم خوبی هستند، آیا نیاز به مدیر و گمرک داریم؟ چرا مرز می گذاریم و کنترل می کنیم؟ چون مرزها در معرض خطرند. آمارهای بسیار جدی داریم، دوربین باید به محاکم برود. روزانه دهها مورد می بینیم که خانواده های زیادی فقط به خاطر ماهواره و سیستمهای مجازی، دچار فروپاشی شده اند. الان خیلی از خانمها، باید هر شب موبایل همسرشان را کنترل کنند؟ خانواده برای آرامش است. چرا آقایان در گوشی خود، رمز می گذارند؟ چون چیزی دارند که بقای خانواده را بهم می زند. دوستی می گفت باید برق را قطع کنیم تا همه چیز خوب بشود. این مزاح است، ولی تیغ جراحی هم آدم می کشد هم شفا می دهد.

امامی: اتفاقا آماری را از مرکز مشاوره یکی از دانشگاه ها ملاحظه کردم که طلاقها به واسطه رسانه ها، اولویت ۷ بود. اعتیاد اول اعتیاد بود و بعد اولویتهای دیگر که به خاطر مسایل اجتماعی بود.

خسروی: در سرچ موتورهای جستجو، واژگان مخرب است یا انسانساز؟

امامی: شما بفرمایید مخرب است!

خسروی: من سئوال می کنم.

امامی: این دلیل نمی شود فضای مجازی را مقصر بدانیم.

خسروی: فضای مجازی یله و رها زیرساخت خانواده خوب و مومن را دچار مشکل می کند.

فضای مجازی ما دارای نظارت نیست و رهاست.
امامی: بحث من این است که دولت وظیفه نظارت ندارد. نظارت بر عهده خانواده هاست.

دکتر سلطانی فر، نظر شما چیست؟
سلطانی فر: من نگفتم ولنگاری در فضای سایبر نیست. من اشاره کردم و هنوز هم می گویم همانطور که در فضای مجازی ولنگاری است، در فضای مجازی هم ولنگاری است. نمی توان فضای مجازی را متهم صرف دانست. از آن سو آقای فروهر اشاره کرد که بحث فضای مجازی مانند تلگرام و تانگو نجس است، باید رادیو و تلویزیون را هم نجس بدانیم. اینها ابزارند. رسانه اند. این که رسانه را مقصر بدانیم و در برخورد با شبکه های اجتماعی اینطور برخورد می شود، این مشکلساز است. اصلا اعتقاد ندارم تلگرام فضای ولنگاری را دامن می زند. ولنگاری زندگی واقعی من را به عنوان یک آینه نشان می دهد. بسیاری از پیامهای عبرت آموز هم در این فضای تلگرام دنبال می شود. نکته بعدی حضور دولت است. تجربه و تاریخ ما نشان داده فرهنگ اجباری به مردم تحمیل نمی شود. می شود آنچه به عنوان فرهنگ عمومی است را نشان داد و کمترین تغییرات را داد. ما، رسانه ها، آموزش و پرورش کسانی نیستیم که بتوانیم فرهنگ جامعه را تغییر دهیم.

خسروی: پس فرهنگ جامعه را چه کسی باید بسازد؟
سلطانی فر: متاسفانه ما فکر می کنیم باید تغییر دهنده فرهنگ باشیم و باید رسانه ها فرهنگ را بسازند. اینطور نیست. مردم خودشان فرهنگ را انتخاب می کنند و مدیریت فرهنگی مواردی نیست که ما دخیلی ذی مدخل باشیم. مردم در بین میلیون ها شبکه های اجتماعی که بالای یک میلیارد سایت و وبلاگ ثبت شده، مردم از بین آنها فرهنگ را انتخاب می کنند. ما به عنوان اندیشمندان و نخبه گان بار محتوایی این فرهنگ را می توانیم غنا بخشیم.

پس نقش هدایتگری نخبه گان چه می شود؟
سلطانی فر: فقط می توانیم غنای تولیدات را افزایش دهیم. متاسفانه به قدری نخبه گان را با کلماتی مانند ولنگاری و تهاجم فرهنگی ترسانده ایم که آنها می گویند نمی آیند. اگر این نخبه گان به فضای مجازی نیایند، مشکل بیشتر می شود.

خسروی: اگر قضاوت اشتباهی کردم عذرخواهی می کنم. احساسم این بود تناقضی در گفتار آقای سلطانی فر بود. آقای سلطانی فر شما اشاره کردید مردم خودشان فرهنگ می سازند. کجا این فرهنگ ساخته می شود؟ پس چرا ما وزارت آموزش و پرورش داریم و دانشگاه؟ اگر نیاز نیست اینها را جمع کنیم و بگوییم مردم فرهنگ بسازند و بریزند توی تلگرام. چقدر از این فضا معرفت ایجاد می کند؟ همه ش شایعه و کپی پیست است و همه اش جوک و خوش باشی است. به تعبیر امیرالمومنین انسان باید لحظه به لحظه در شکار فرصتها باشد.

امامی: فرهنگ ساختنی نیست. فرهنگ مانند حافظ و مولوی است. ما فقط می توانیم آن را آموزش بدهیم. فرهنگ از قبل بوده. در بحث محتوا هم این موضوع مورد تاکید مقام معظم رهبری قرار گرفته. سهم فارسی زبانان در تولید محتوای فضای مجازی ۹ دهم درصد است که باید در ۵ سال آینده از رتبه ۱۳ فعلی به رتبه ۵ و ۶ برسیم.
 
لینک خبر:

محمد سلطانی فر در گفتگو با روزنامه اعتماد: معمای نسل C

ما بايد به يك باور برسيم و آن اين است كه با نسلي مواجهيم كه با نسل‌هاي سابق خود، پدران و مادران و پدربزرگان و مادربزرگان خود تفاوت بسيار فاحشي دارد. در دنيا به اين نسل، نسل C مي‌گويند، اين نسل خصوصيات خاص و مشترك خودشان را دارند. سن آنها از نوجواني تا حداكثر ٢٥ سال تعريف مي‌شود. آنها كساني‌اند كه تمام رهبري و راهنمايي‌هاي خود را از شبكه‌هاي مجازي دريافت مي‌كنند. غالب اوقات فراغت خود را با شبكه‌هاي مجازي مشغول هستند، و براي انتقال پيام و داده‌هاي خود از فضاي مجازي استفاده مي‌كنند، روابط رودر روي بسيار محدودي دارند، اما چنانچه تصميم بگيرند تجمعاتي را شكل دهند، از راهبري شبكه‌هاي مجازي تبعيت مي‌كنند. نقش والدين در آنها بسيار كمرنگ است. آنها به نوعي شبكه‌هاي مجازي را جايگزين آموزه‌هاي والدين خود كرده‌اند. تبعيت آنها از معلمان و سيستم‌هاي آموزش سنتي نظير والدين و آموزش‌هاي رسمي مثل دبيرستان و دانشگاه هر روز كمتر شده و آموزه‌هاي خود را در فضاي ديگر دنبال مي‌كنند. چنانچه سيستم‌هاي آموزش‌دهنده بخواهند با آنها مبارزه قهر‌آميز كنند، آنها اين سيستم‌ها را دور زده و راه خود را پيدا مي‌كنند. پس بهتر آن است كه اين سيستم‌ها به جاي تحريم شدن در اختيار آموزش‌دهندگان قرار گيرد و سيستم‌هاي رسمي و والدين براي هدايت و كنترل فرزندان خود شخصا آلوده به اين فضا شوند. در غير اين‌صورت كساني كه تحريم مي‌شوند خود تحريم‌كنندگان خواهند بود. تجمع دو روز گذشته بزرگراه ستاري نه نخستين نوع از اين تجمعات بود و نه آخرين آنهاست، آنچه در پارك آب و آتش اتفاق افتاد، بازي پاشيدن آب روي ديگران، تجمع ميدان مادر و مسائلي شبيه به آن از جمله زنگ‌هايي است كه به دنبال هوشيار كردن ما در شناخت اين نسل C است. اين نسل ده‌ها خصوصيت روانشناسانه و كاربردي دارد. چنانچه ما اين خصوصيات را نشناسيم نسل C ما را مجبور به پذيرش تحميل آنان خواهد كرد.
اين موضوع كه ما در طول تاريخ هميشه با تكنولوژي با تاخير برخورد كرديم، يكي از خصوصيات ذاتي ما ايراني‌هاست. اما اينكه اين رسانه امروز آنچنان بر جوانان ما مستولي شده كه بايد به اجبار هم كه شده آن را بشناسيم، موضوع ديگري است. در گذشته تاخر ما در شناخت تكنولوژي فاصله و شكاف ما و دنيا را عميق مي‌كرد، اما امروز عدم شناخت ما نسبت به اين تكنولوژي، شكاف نسلي ما را از درون عميق‌تر مي‌كند. امروز خطر، جدي‌تر در كنار ما است و با دادن هزينه و جبران آن توسط سيستم‌هاي مالي قادر به پوشش اين خطر نيستيم. چنانچه امروز ما تكنولوژي‌هاي نسل C را نشناسيم فرزندان‌مان را از دست مي‌دهيم. رشد شكاف نسلي كه در گذشته تصاعد حسابي داشت، به شكاف نسلي با رشد تصاعد هندسي تبديل خواهد شد و به زماني خواهيم رسيد كه هيچ چيزي نتواند اين شكاف را پر كند. اما دليل اينكه چرا ما نسل‌هاي گذشته نمي‌خواهيم اين رسانه را بشناسيم آن است كه يك، اميدواريم كه در خواب بوده باشيم و اين اتفاق بر ما مستولي نشود و دوم اينكه رفتن به سمت اين تكنولوژي نياز به صرف وقت و هزينه دارد كه در باورهاي ما نمي‌گنجد، سوم اينكه اين تكنولوژي دايم در حال تغيير است و افراد سنتي تغييرات دايمي را نمي‌پذيرند و چهارم آنكه ما والدين اميدواريم بتوانيم نسل آينده را تابعي از خود كنيم و هنوز به اين باور نرسيده‌ايم كه بايد تابعي از نسل‌هاي جديد باشيم.

 

لینک خبر

http://bankdariirani.ir/fa/news/73068/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-c