چرا آمریکایی‌ها از اندروید متنفرند و اپل را دوست دارند؟

سردبیر سایت readwrite -دن لیونز: در شرایطی که کاربران در سطح دنیا روز به روز بیشتر از اندروید استقبال می‌کنند و این پلتفرم را در آغوش می‌گیرند، آمریکایی‌ها همچنان آی‌فون را ترجیح می‌دهند.

بیایید اعداد را مرور کنیم. ۷۵ درصد سهم بازار گوشی‌های هوشمند در دنیا متعلق به اندروید است، در حالی که اپل تنها ۱۵ درصد بازار را در اختیار خود دارد. اما در آمریکا آی‌فون هنوز هم حکمرانی می‌کند و ۶۳ درصد گوشی‌هایی که Verizon می‌فروشد و ۸۴ درصد گوشی‌هایی که AT&T می‌فروشد، آی‌فون هستند.

در آسیا تعداد زیادی از کاربران جوان، از آی‌فون به سمت وسایل اندرویدی رو آورده‌اند، آنها مخصوصا به گجت‌های سامسونگ علافه دارند. گویی که آی‌فون که زمانی محصولی لوکس بود و می‌توانست مایه تفاخر باشد، دیگر آنقدر پیش و پا افتاده شده که مثل سابق هواخواه ندارد.

اما در آمریکا، وسایل اندرویدی هنوز خیلی عقب هستند، برای مثل پرچم‌داران اندروید مثل نکسوس ۴ یا گلکسی اس ۳ با اینکه کیفیت بسیار خوبی دارند، اما در آمریکا به گرد پای آی‌فون نمی‌رسند.

از آنجا که سایت و وبلاگ‌هایی آمریکایی تسلط رسانه‌ای فراوانی دارند و آنها اصولا برای مخاطبان خاص خود می‌نویسند، حجم اخبار مربوط به اپل و iOS و آی‌فون و اپلیکیشن‌های iOS بسیار بیشتر از اخبار پلتفرم اندروید به نظر می‌رسد. چیزی که شاید متناسب به درصد کاربران جهانی این دو نباشد.

حمایت از تیم وطن

بخشی از این محبوبیت می‌تواند به این خاطر باشد که اپل هر چه باشد، یک شرکت آمریکایی است و از سویی دیگر شکایت‌های اپل علیه سازندگان وسایل اندرویدی، آنقدر مؤثر بوده است که از دید بسیاری از کاربران آمریکایی، سازندگان اندرویدی تا حد یک مشت کپی‌کار، تنزل کرده‌اند.

اما اپل و هوداران مشتاقش در آمریکا به این هم قناعت نمی‌کنند و نه‌تنها از گوشی‌های اندرویدی انتقاد می‌کنند، بلکه به کاربران اندروید هم حمله می‌کنند و آنها را کاربرانی با کلاس پایین، سطح تحصیلات پایین، فقیر و دارای ذائقه بد می‌دانند. از این دیدگاه، کاربران اندروید فقط کسانی هستند که به دنبال ارزان‌ترین‌ها هستند.

برای مثال شما می‌توانید به مقاله‌ای در سایت گیزمودو مراجعه کنید که عنوان این بود: اندروید به خاطر ارزان بودنش است که محبوب شده، نه به خاطر خوب بودنش!

عکس اصلی این مقاله تصویر مردی بی‌خانمان است که یک گوشی اندرویدی در کنارش قرار دارد!

چیز جنجالی دیگر در این مقاله این بود که با اشاره به سطح متوسط درآمد خانواده‌های سیاهپوست که به طور قابل ملاحظه‌ای پایین‌تر از خانواده‌های سفیدپوست است، به تبلیغ سامسونگ اشاره می‌شود که در آن یک خانواده امریکایی- آفریقایی با یک گلکسی نوت ۲، یک عکس خانوادگی می‌گیرند.

با الهام از مقاله گیزمودو، سایت مشهور تک‌کرانچ هم مقاله دیگر با این عنوان نوشت: حقیقت این است که اندروید ارزان است ولی خوب نیست!

برچسب ارزان بودن و القا کردن مترادف بودن ارزانی با بی‌کیفیت بودن سالهاست که به اندروید خورده است. درست است که گوشی‌های اندرویدی ارزان‌قیمت زیاد هستند، ولی باید توجه داشت که گوشی‌های آی‌فون ارزان هم وجود دارند/

علاوه بر این وسایل اندرویدی هم هستند که اصلا ارزان نیستند، مثلا اگر از طریق Verizon گلکسی نوت ۲ یا گلکسی اس ۳ بخرید، در قرارداد دو ساله، هزینه آنها ۲۰۰ دلار خواهد بود. هزینه آی‌فون پنج با قرارداد مشابه همین ۲۰۰ دلار است و گوشی آی‌فون ۴S، تنها ۱۰۰ دلار برایتان تمام می‌شود، آی‌فون ۴ را هم می‌توانید به صورت رایگان دریافت کنید!

به طور خلاصه این حملات علیه اندروید بر دو چیز استوار بوده‌اند: ارزان ساختن کاری بی‌ارزش است و سیستم عامل اندروید، پشت سر iOS‌ است، باید گفت که در شرایط حاضر، هر دو تصور اشتباه هستند.

01-31-2013 10-09-51 PM

حقیقت ناخوشایند

بیایید اول بر سیستم عامل متمرکز شویم، بیرون گذاشتن اسکات فروستال توسط تیم کوک را می‌توان نشانه‌ای از نگرانی اپل در مورد پیشرفت‌های رقیبش دانست.

از نظر سخت‌افزاری محصولات اندرویدی بسیار متنوع هستند. بر حسب مدل و سازنده این گوشی‌ها، کیفیت متفاوتی دارند. شما از یک سو گوشی‌های بسیار ارزان را دارید و از سوی دیگر گلکسی اس ۳ یا نکسوس ۴ را.

از نظر اندازه صفحه نمایش اپل، تنها دو اندازه را برای آی‌فون ارائه می‌دهد، صفحه نمایش کوچک آی‌فون‌های قابل از آی‌فون ۵ و صفحه نمایش بزرگ‌تر، اما هنوز کسل‌کننده آی‌فون ۵٫ اما وسایل اندرویدی اندازه صفحه نمایش بسیار متنوعی دارند.

زمانی طرفداران اپل می‌توانستند کیفیت رتینای آی‌فون را، دلیل برتری نمایشگر آی‌فون بر سایر گوشی‌ها بدانند. اما این برتری هم با آمدن گوشی‌های اندرویدی که وضوح صفحه نمایش بیشتر از ۳۰۰ پیکسل در هر اینچ دارند، از بین رفته است.

زمانی اپل می‌توانست به تعداد بیشتر اپلیکیشن‌های خود افتخار کند، اما در نیمه سال میلادی ۲۰۱۳ از این لحاظ از اپل پیشی خواهد گرفت. البته هنوز هم در برخی از حوزه‌های خاص، کیفیت و کمیت اپلیکیشن‌های iOS بیشتر از اندروید است، اما در حوزه اپلیکیشن‌ها روزمره و ضروری، باید گفت اندروید هیچ کمبودی ندارد.

افزایش کاربران اندروید ممکن است سبب شود، توسعه‌دهندگان اندروید را بیشتر مد نظر قرار بدهند و به یاد داشته باشید که حتی دو آتشه‌ترین هوداران اپل هم بعضی از اپلیکیشن‌های گوگل مثل نقشه گوگل را بر اپلیکیشن‌های پیش‌فرض ترجیح می‌دهند.

قدرت پروپاگاندا

همان طور که در ابتدای مقاله اشاره کردم، در آمریکا گروهی از بلاگرها پر سر و صدا وجود دارند که همچنان بر طبل برتری آی‌فون می‌کوبند. کاربران آمریکایی بر اساس همین تبلیغات ممکن است تصور کنند که گوشی‌های هوشمند اندرویدی پیچیده هستند، کاربری آنها دشوار است و مخصوص گیک‌هاست، یا اینکه این گوشی‌ها غیر قابل اعتمادند و بدتر از همه اینکه این گوشی‌ها مخصوص آدم‌های فقیر ساخته شده‌اند.

برای مثال کافی است به آوریل سال ۲۰۱۲ برگردیم، زمانی که نسخه اندروید اینستاگرام آمد. در آن زمان کاربران آی‌فون نمی‌توانستند حضور کاربران اندروید را در کنار خود تحمل کنند، آنها این کاربران را در حکم فقرایی از اردوگاه‌ها و حاشیه‌های شهر می‌دانستند که به محله اعیان‌نشین آنها آمده‌اند!برای مثال کافی است به آوریل سال ۲۰۱۲ برگردیم، زمانی که نسخه اندروید اینستاگرام آمد. در آن زمان کاربران آی‌فون نمی‌توانستند حضور کاربران اندروید را در کنار خود تحمل کنند، آنها این کاربران را در حکم فقرایی از اردوگاه‌ها و حاشیه‌های شهر می‌دانستند که به محله اعیان‌نشین آنها آمده‌اند!

با همه این اعمال، کاربران اپل ظاهر آدم‌های بی‌گناه و بی‌تزویر را به خود می‌گیرند و تظاهر می‌کنند که علت دشمنی کاربران اندروید و دشنام‌های آنها را درک نمی‌کنند!

آینده

شاید به بازار آمدن تلویزیون اپل در آینده نزدیک بار دیگر موتور محرکی برای اپل شود و همان داستان آی‌فون بار دیگر تکرار شود: این بار هم  سازندگان بقیه تلویزیون‌ها، کپی‌کارهای بی‌کیفت آسیایی لقب بگیرند و موجی از خبرهای مربوط به تلویزیون هوشمند اپل راه بیفتد و دارندگان بقیه تلویزیون‌ها حاشیه‌نشین‌های بی‌چیز قلمداد شوند.

متأسفانه تجربه نشان داده است که این راهبرد همیشه در آمریکا موفق بوده است!

بیل گیتس هم‌چنان می‌درخشد!

ویلیام هنری بیل گیتس مرد ثروتمندی است. میزان تخمینی ثروت او 65 میلیارد دلار است. برابر با تولید ناخالص ملی سالانه‌ی اکوادور یا کمی بیش از این شاخص در کرواسی. با این معیار موسس مایکروسافت به اندازه‌ی دو کنیا، سه ترینیداد و ده دوازده برابر مونته‌نگرو می‌ارزد. این اوضاع برای کسی که دانشگاه را نصفه رها کرده، بدک نیست.

به گزارش سرویس بین‌الملل فرارو به نقل از تلگراف هواداران گیتس باور کنند یا نکنند، او هم مثل هر انسان دیگری روزی ار دنیا خواهد رفت و به قول معروف آن دنیا جیب پرپول هم در آن دنیا به درد کسی نمی‌خورد. به همین خاطر او شروع به بخشیدن پولهایش کرده تا به آنانی که به اندازه‌ وی در زندگی اقبال نداشته‌اند، امید زندگی ببخشد.
گیتس می‌گوید: "من وضع خوراک و پوشاکم بسیار خوب است و از یک مقدار دیگر به بعد عملا پول کاربردی برای من ندارد. از آن مقدار بیشتر را اگر صرف سازماندهی و رساندن منابع به فقیرترین مردم جهان کنید، آنوقت پول کاربرد می‌یابد."
البته "یک مقدار" بیل گیتس با یک مقدار ما اندکی فرق دارد. بیل گیتس صاحب یک خانه‌ی مشرف به دریاچه واقع در ایالت واشنگتن است که 150 میلیون دلار می‌ارزد. همچنین استخر خانه‌ی وی مجهز به سیستم صوتی زیر آب است. اما مسئله چیز دیگری است. ثروت‌های نجومی، حتی در حدواندازه‌ی ثروت بیل گیتس، متضمن آن نیست نام کسی در تاریخ ثبت شود. گیتس کامپیوترهای شخصی را با زندگی روزانه عجین کرد و احتمالا همین کار برای ثبت نامش در تاریخ کفایت می‌کند، ولی با این وجود او هنوز هم در سن پنجاه سالگی حاضر به از پای نشستن نیست و بیش از این می‌خواهد. گیتس می‌خواهد بیماری فلج اطفال را که تاکنون زندگی‌های بیشماری را فلج کرده است را ریشه‌کن کند.
گیتس معتقد است هر کودکی حق داشتن یک زندگی سالم و سازنده را دارد، و توضیح می‌دهد که فناوری و ابتکار می‌توانند کمک‌های بسیاری در رسیدن به این هدف همچنان دور و دراز انجام دهند. گیتس فقط حرف نمی‌زند، به حرفش عمل می‌کند. او و همسرش، ملیندا، تا به حال 28 میلیارد دلار از ثروتشان را از طریق موسسه‌ی خیریه‌شان صرف امور عام‌المنفعه کرده‌اند، که از این میان هشت میلیارد دلار صرف بهبود وضع بهداشت جهانی شده است.
گیتس می‌گوید: "من و همسرم خیلی راجع به اینکه از ثروتمان چه استفاده‌ای کنیم و اینکه چقدر خوش‌شانسیم که می‌توانیم پولمان را در راهی که برای جهان مفید و موثر باشد خرج کنیم صحبت کرده‌ایم. هر دوی ما در مایکروسافت کار می‌کردیم و در آنجا دیدیم که اگر ابتکار، افراد باهوش و گشتن به دنبال چیزی که واقعا کار کند را دور هم جمع کنید، می‌توانید کارهای بسیار بزرگی به انجام برسانید."
"تاکید ما بر کمک بر فقیرترین مردم جهان است و به همین دلیل به سمت واکسن رفته‌ایم. می‌توان بر یک بیماری متمرکز شد و به کلی از شرش راحت شد، مانند آنچه که ما داریم در ارتباط با فلج اطفال انجام می‌دهیم."
چنین کاری تنها یک بار پیشتر در تاریخ بشر انجام شده، و آن به ریشه‌کنی سرخجه در دهه‌ی هفتاد میلادی بازمی‌گردد.
گیتس می‌گوید: "فلج اطفال ویژگی خاصی دارد و آن اینکه اگر یک بار آن را ریشه‌کن کنید دیگر لازم نیست هزینه صرف آن بکنید. تا دنیا دنیاست از بین می‌رود."
فلج اطفال همچنان در نیجریه، پاکستان و افغانستان شیوع دارد و از بین بردن آن کار مشکلی است. البته یک مشکل دیگر نیز در مبارزه با این بیماری در این کشورها وجود دارد و آن تبلیغات گروه‌های اسلامگرا مبنی بر شیطانی بودن واکسن‌های فلج اطفال تولیدی غرب است. برخی از بهیاران حاضر در این طرح در پاکستان جان خود را بر سر همین موضوع از دست داده‌ند.
بیل گیتس می‌گوید: "این مسائل نمی‌تواند ما را از موفقیت بازدارد. بلکه با دولت پاکستان به گفتگو نشستیم تا تعهداتشان را تجدید کنند و امنیت زنانی را که با رساندن واکسن به کودکان کار الهی انجام می‌دهند را تامین کند."
گیتس معمولا زیاد از ادبیات دینی استفاده نمی‌کند هر چند که همسر او یک کاتولیک است.
گیتس می‌گوید: "من و ملیندا حتی پیش از اینکه با هم ازدواج کنیم در این باره با هم صحبت می‌کردیم. زمانی که سالهای چهل سالگیم بودم اولویت من مایکروسافت بود. زمانی که تصمیم گرفتم موسسه‌ی خیریه را به هدف اصلیم تبدیل کنم، تحول بزرگی برایم به حساب می‌آمد."
گیتس همچنان مدیر مایکروسافت است، اما حضورش در شرکت مستمر نیست. برخی از گیتس خواسته‌اند دوباره تمام وقت در مایکروسافت حاضر شود تا تکانی به آن بدهد، اما برنامه‌ای برای برگشتن ندارد.
او می‌گوید: "کار تمام وقت من تا پایان عمر در موسسه خیریه خواهد بود. همچنان به صورت پاره‌وقت در مایکروسافت خواهم ماند. من دو شغل داشته‌ام و بسیار خوش‌شانس بودم که یکی از یکی بهتر از آب درآمدند."
"من عاشق مایکروسافت بودم. مایکروسافت مرا برای آنچه که امروز انجام می‌دهم آماده کرد. همانطور که زمانی انقلاب در حوزه‌ی کامپیوتر و اینترنت را شاهد بودم، حال شاهد کاهش مرگ‌ومیر کودکان هستم. ساعت‌های طولانی کار می‌کنم و تلاش می‌کنم تا درباره‌ی این موضوع‌ها اطلاعات به دست بیاورم، ولی با این حال به سختی‌اش می‌ارزد چون از کارم بسیار لذت می‌برم."
گیتس تاکید دارد که دولتها برای حل مشکلات جهان باید وارد صحنه شوند.
"میزان سرمایه‌ی بنیاد خیریه‌ی ما در مقایسه با بودجه‌های دولت‌ها ناچیز است و البته کفاف رویایی با برخی از مشکلات بزرگی جهانی را نمی‌دهد. اما خوشحالم که با این وجود منابع بسیاری از طریق بنیاد خیریه‌ی ما در جهت ایجاد جهانی بهتر خرج می‌شود."
در سال 1990 دوازده میلیون کودک زیر پنج سال در جهان مردند. این رقم امروز در حدود هفت میلیون نفر در سال (یعنی 19هزار نفر در روز است. بنا به گزارش سازمان ملل از این میان 18 درصد بر اثر ذات‌الریه، 14 درصد بر اثر پیچیدگی‌های پیش از زایمان، 11 درصد در اثر اسهال، 9 درصد بر اثر پیچیدگی‌های حین زایمان و هفت درصد در اثر ابتلا به مالاریا جان خود را از دست می‌دهند.) اما گیتس بر فلج اطفال متمرکز شده است. ریشه‌کنی این بیماری بسیار صدا خواه کرد و کشورهای جهان را به افزایش تلاش در جهت بهتر کردن اوضاع بهداشت تشویق خواهد کرد. بنیاد بیل و ملیندا گیتس، یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار در شش سال آینده صرف رسیدن به این هدف خواهد کرد که نزدیک به یک سوم هزینه‌های جهانی در این ارتباط را شامل می‌شود.
"تنها لازم است به 90 درصد بچه‌ها سه بار قطره‌ی واکسن را بدهید تا شیوع بیماری متوقف شود. تعداد مبتلایان در نهایت به صفر خواهد رسید. زمانی که کار را شروع کردیم سالانه چهارصدهزار کودک به علت فلج اطفال، می‌شدند، امروز این میزان به هزار کودک در سال رسیده است. نکته‌ی خوبی که وجود دارد اینست که وقتی که کارمان با فلج اطفال تمام شود، دستمان باز خواهد بود تا به سراغ مالاریا و سرخک برویم."
البته گیتس قدیس نیست. زمانی که در مایکروسافت بود، به عنوان مدیری شناخته می‌شد، که با استفاده از سلطه‌ی مایکروسافت در بازار رقبای کوچکتر را کنار می‌زند. با این وجود، برعکس طمع شدید در دهه‌ی نود میلادی، او و همسرش این روزها بخشندگی را به اوج رسانده‌اند و به الگویی برای سایر میلیاردرها برای شرکت در کارهای بشردوستانه تبدیل شده‌اند. وارن بافت، سرمایه‌گذار بزرگ، تاکنون 17.5 میلیارد دلارش را از طریق بنیاد گیتس صرف امور خیرخواهانه کرده است.
فرزندان بیل و ملیندا گیتس هرگز طعم فقر را نخواهند چشید. شاید مولتی میلیاردر نشوند، اما حتی با وجود آنکه بیل و ملیندا بخش اعظم ثروت را به بنیاد خیریه اختصاص داده‌اند، باز هم به هریک از بچه‌ها چیزی در حدود یک میلیارد دلار خواهد رسید.
گیتس توضیح می‌دهد: "بخش عمده‌ی ثروتم، در حدود 95 درصد آن، به بنیاد خیریه‌ام خواهد رسید، که کل آن پول را در طول بیست سال پس از مرگ ما صرف امور خیریه خواهد کرد."
آیا این همه بذل بخشش مبنای اعتقادی دارد؟
گیتس جواب می‌دهد: "ربطی به دین و مذهب خاصی ندارد؛ بلکه به شرافت انسانی و برابری باز می‌گردد. یک قانون طلایی وجود دارد و آن این است که زندگی همه به یک اندازه ارزشمند است و ما باید با مردم چنان رفتار کنیم که دوست داریم با خودمان رفتار شود."