آب ساکن

اصرار دکتر محمدرضاخاتمي بر کنار رفتن از دبيرکلي جبهه مشارکت و انتخاب محسن ميردامادي، فارغ از اين که آيا آقاي ميردامادي بهترين بود و جدا از اين که سرنوشت جبهه مشارکت چه مي شود به باورم جز تغيير مسوول يک حزب که هنوز به نظرم بالقوه داراي بيش ترين آرا در بين مردم است، در کهکشان سياسي ايران معناي بزرگ تر و جدي تري هم دارد که نمي توان آن را فالي مبارک ندانست.

اول به دليل اين که اصلاحات را در جامعه ميدان مي دهد تا در شرايطي که جز به مردم به عامل ديگري تکيه ندارد، بخت خود بيازمايد. اصلاح طلبان واقعي و نه موسمي را امکان مي دهد که خود را در فضائي کاملا طبيعي بيازمايند. ديگر دليل مثبت بودن اين عمل، نفس دور شدن از عادت به ماندگاري روي صندلي هاست که از آن مفسده مي زايد. اين ايجاد فرصت و گردشي ديدن موقعيت ها، از جمله دستاوردهاي جنبشي است که جبهه مشارکت خود مخلوق آن است. گردش مسولان، خود به خود از جمله اخلاق حسنه مدرن است که تا در سطوح سياسي و اجتماعي تمرين نشود نمي توان آن را بخش هاي بالاتر جامعه آرزو کرد و در نظر داشت. بهنود