در منزل عبدالله نورى

مصطفى ملكيان،  معتقد است كه بيان اين ۲۰ عامل فقط در جهت طرح است و هر فردى بايد خود آن عوامل را با وضعيت درونى خود تطبيق دهد و به درستى يا نادرستى آن پى  ببرد. او هرچند بند از اين ۲۰ عامل را به هم مرتبط مى كند و اين گونه اين عوامل را مى شمارد:
۱- پيش داورى: ما نسبت به بسيارى از امور پيش داورى داريم. يعنى اينكه پيش از تجربه و مواجهه با يك مسئله همچون اديان، اشخاص، مذاهب، اقوام، نژادها، آرمان ها، آرا و نظرات نسبت به آنها داورى مى كنيم. اكثر اين پيش داورى ها منفى است كه اگر برخى اوقات مثبت هم باشد، اين مسئله مخرب است و آثار و تبعات منفى دارد.
۲- دگماتيسم: نوعى دگماتيسم جزم و جمود در ما رسوخ كرده است. دلايل اين مسئله را بايد جامعه شناسى، روانشناسى و تاريخ تبيين كند. معناى اين نگرش اين است كه باور ما ضميمه دارد. «الف ب است و محال است الف ب نباشد.» امكان اين كم است كه ما به چيزى معتقد باشيم و اينكه محال است در آن به كار نبريم. به «صدق گريزناپذير» معتقديم.
۳- خرافه پرستى: هم در بافت دينى ما و هم در بافت سكولار ما خرافه پرستى نهفته است. يعنى اينكه به عقايدى باور داريم كه هيچ گونه شاهد و دليلى براى آن وجود ندارد.»
مصطفى ملكيان اين سه عامل از ۲۰ عامل در حال شمردن را فرزندان «استدلال ناگرايى» ايرانيان مى داند و اين نكته را بازگو مى كند كه آموزش و پرورش ما نيز بر مبناى «باطن و فهم و استدلال» نيست، بلكه بر مبناى «ظاهر و حافظه» است، لذا افرادى با تحصيلات آكادميك را مى بينيد كه جزم و جمود دارند. آسيب شناسى فرهنگ ايرانيان