با کانديداي پيروز وارد صحنه شویم
محمد عطريان فر عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران سازندگي و مديرعامل نشريه "شهروند امروز" است. عطريان فر از جمله کساني است که همراه با چند نماينده از ديگر گروه هاي اصلاح طلب به ديدار با شخصيت هايي چون خاتمي و نوري براي بحث درباره انتخابات رياست جمهوري رفته است. سیاست روز بااو درباره وضعيت اصلاح طلبان در انتخابات آتي رياست جمهوري به گفتگو نشسته است او مي گويد:" آينده سياسي کشور ما يک منازعه سياسي و تاريخي ميان راديکاليسم و عقلانيت سياسي است."اين مصاحبه در پي مي آيد.
آقاي عطريان فر، بحث داغ اين روزها بحث انتخابات رياست جمهوري است. تحليل شما از فضاي فعلي سياسي کشور چيست؟
شرايط موجود به گونه اي است که يک دوگانه راديکاليسم – عقلانيت در کشور شکل گرفته است. محوريت راديکاليسم را جريانات تندروي اصول گرا تشکيل مي دهند و جريان عقلانيت ناخواسته يا خواسته، حول محور اصلاح طلبان معنا و مفهوم پيدا کرده است. اين محوريت در شرايط فعلي حول محور شخصيت هايي چون آقايان هاشمي و خاتمي معنا دارد. البته ديگر شخصيت هايي هم هستند که پيرامون جريان اعتدال هستند و در آن نقش هم دارند.
و نقش اصلاح طلبان در اين ميانه چيست؟
اميدواريم اصلاح طلبان بتوانند بر پايه يک شناخت استراتژيک از آينده سياسي ايران و شناخت از وضعيت موجود و حساسيت شرايط فعلي و نقشي که مي توانند در اين برهه ايفا بکنند؛ حول يک شخصيت جمع شوند و در اين منازعه سياسي، پيروز صحنه رقابت انتخاباتي باشند.
فکر مي کنيد اين ائتلاف حول يک شخصيت دست يافتني خواهد بود؟
شاخص ترين گروه هاي اصلاح طلبان – که عبارتند از کارگزاران، مشارکت، مجاهدين انقلاب، حزب اسلامي کار و مجمع روحانيون مبارز – در حال حاضر به طور ضمني و با گفتگوهاي مقدماتي که داشتند، شايسته ترين چهره براي انتخابات آينده را آقاي خاتمي تشخيص دادند. آقاي خاتمي با توجه به هشت سال تجربه مديريت سياسي و آزمون و خطاهاي گذشته، اکنون در موقعيت ممتازي قرار گرفته اند.اگر آقاي خاتمي موافقت خود را براي حضور در انتخابات اعلام کنند، تصور ميکنم به سرعت سازمان راي ايشان – که با تدبير همين پنج گروه خواهد بود – به سرعت کليد زده خواهد شد و توافق خوبي هم صورت خواهد گرفت.
با کانديداهاي ديگر اصلاح طلب چه مي کنيد؟ مثلا همين الان اعتمادملي آقاي کروبي رابه عنوان کانديداي خود انتخاب کرده است.
اين مساله قابل پيش بيني بود که شخصيت ممتاز و مبارزي مثل آقاي کروبي هم در انتخابات حضور پيدا کنند. امااگر آقاي خاتمي در انتخابات حضور پيدا کنند و در آينده صحبت هايي که ميان ائتلاف و اعتمادملي صورت خواهد گرفت، چه بسا آقاي کروبي هم همکاري هايي را داشته باشند. چرا که اصلاح طلبان در انتخابات، حتما بايد به پيروزي بيانديشند. اصلاح طلبان وظيفه دارند با توجه به اينکه حداقل 50 درصد ملت ايران را پشتيبان خود مي بينند – اگر بيشتر نباشد – تنها به پيروزي در انتخابات آتي بيانديشند. چنانچه اين ترديدها مرتفع شود و اصلاح طلبان با محوريت آقاي خاتمي تصميم قطعي خود را بگيرند و در انتخابات حضور پيدا کنند، تصورمي کنم بتوان با بخشي از نيروهاي اصلاح طلبي که در قالب حزب اعتمادملي شکل گرفته اند همکاري کرد.
اعتمادملي و شخص آقاي کروبي بارها اعلام کرده اند که کانديداي حزبي خواهندداشت.
فکر مي کنم آنچه که در کانديداتوري آقاي کروبي اتفاق افتاد، ناشي از اين است که هنوز جريانات اصلي ائتلاف نتواسته اند به جمع بندي نهايي درباره کانديدا برسند. شايد در اين زمينه اين مساله هم وجود داشته باشد که چنانچه آقاي خاتمي نيايد، آقاي کروبي درمظان پيروزي خواهد بود.
يعني احتمال دارد آقاي کروبي در صورت عدم حضور آقاي خاتمي، کانديداي شما باشد؟
در صورت عدم حضور آقاي خاتمي، احتمال پيروزي آقاي کروبي هم در تحليل هاي ما وجود دارد.
بحث فعلي اين است که شرايط نشان مي دهد حتي در صورت حضور آقاي خاتمي، آقاي کروبي هم در صحنه خواهند بود.
طبعا بايد زودتر بتوانيم به کانديدايي واحد برسيم. البته احزاب هم نمي توانند سياست ورزي خود را کنار بگذارند و بايد دست به انتخاب بزنند. البته صرف اعلام کانديداتوري آقاي کروبي از سوي شوراي مرکزي، به معناي پذيرش آقاي کروبي هم نخواهد بود. آقاي کروبي از شخصيت هاي قديمي و استخوان دار جبهه اصلاحات هستند، اما به هر حال براي پذيرش کانديداتوري بايد به جمع بندي نهايي برسند که اين مساله با توجه به تحليل مسايل روز و اتفاقاتي که در عرصه سياسي رخ مي دهد، خواهد بود.
اگر آقاي خاتمي وارد انتخابات نشوند، چه خواهيد کرد؟
تفاوتي که ميان ديدگاه هاي سياسي کارگزاران و ديگر دوستان وجود دارداين است که پس از خاتمي ما چه بايد بکنيم؟ در اين مورد ديدگاه ها متفاوت است. در زمان اعلام پيشنهاد کانديداتوري آقاي خاتمي، هيچ اختلافي ميان گروه هاي اصلاح طلبي که نام آن ها را بردم، و گروه هاي اقماري اصلاح طلبان، وجود ندارد. تا زماني که نام آقاي خاتمي مطرح است، اکثريت قريب به اتفاق اصلاح طلبان منهاي اعتماد ملي – که آن هم شايد و بايد دارد – در بحث آقاي خاتمي اشتراک نظر دارند. کارگزاران هم تا زماني که گزينه آقاي خاتمي مطرح است، به هيچ کانديداي ديگري نمي انديشد.
البته بحث هاي زايدي هم وجود دارد که اعضاي کارگزاران تمايلي به حضور آقاي خاتمي در صحنه ندارند و چهره هاي ديگري را که به آن ها نزديک تر باشد، ترجيح مي دهند.
البته گروه هاي اصلاح طلب ديدگاه هاي متفاوتي دارند. دوستاني در جريان مشارکت هستند که معتقدند اگر از گزينه اقاي خاتمي محروم بشويم، نبايد دست به انتخاب ديگري بزنيم. برخي ديگر هستند که مي گويند بايد سياست ورزي خود را حول شخصيت ديگري سامان دهيم. به هر حال بايد فکر کرد که در شرايط عدم حضور خاتمي، وقتي مي توانيم روي يک شخصيت ديگر تصميم بگيريم و در انتخابات شرکت کنيم که پيروزي را قطعي بدانيم. اين ها بحث هايي است که در صورت عدم حضور خاتمي قابل بررسي است.
يعني اين بحث در کارگزاران مطرح شده که در صورت عدم حضور آقاي خاتمي، در انتخابات شرکت نکنيد؟
کارگزاران معتقدند جريان اصلاح طلبي و عقلانيت در کشور نماينده بيش از 50 درصدمردم است و جامعه هم از تيپ هاي اصلاح طلب انتظار دارد که صحنه را خالي نکنند؛ اما کارگزاران هيچ گاه تصور نمي کند که پس از آقاي خاتمي بايد صحنه را ترک کرد. بلکه بر اين اعتقاديم که بايد شرايط را بررسي و تحليل کنيم وبه يک جمع بندي خوب برسيم.
در مورد آقاي نوري چطور، بحثي درباره کانديداتوري ايشان در کارگزاران مطرح شده است؟
آقاي نوري چهره بسيار محترمي هستند و شايستگي هاي سياسي ايشان هم به صورت جدي مورد توجه است. از جهت کفايت آقاي نوري هيچ کس ترديدي ندارد. اما قبل از هر چيز، آقاي نوري خيلي تمايلي به حضور در انتخابات ندارد. ايشان با بررسي ها و نظرات خاص خودشان عرصه را تحليل مي کنند. با وجود اينکه دو سه جلسه هم با ايشان صحبت شده، ايشان هيچ تمايلي براي حضور در انتخابات - حتي در چهره ايشان - از خود نشان نداده اند. طبعا وقتي کسي تمايلي نداشته باشد، مورد گفتگو و بررسي قرار نمي گيرند. اما اگر آقاي نوري هم حداقل مثل آقاي خاتمي در مقام ترديد باشند، به طور جدي ايشان هم مي تواند از چهره هاي مطرح باشد.
يعني احتمال کانديداتوري ايشان از سوي شما وجود دارد؟
آقاي نوري پس از زندان به طور ناخواسته خانه نشين شدند و تحليل هاي خاصي هم از اوضاع دارند. اما آقاي خاتمي چون بعد از اتمام رياست جمهوري کارهاي زيادي انجام دادند، در شرايط حاضر نسبت به آقاي نوري چهره شناخته شده تري هستند. طبعا آقاي نوري هم اين وضعيت را به خوبي درک کرده اند و ايشان هم معتقدند اگر آقاي خاتمي بر ترديدهاي خود فايق آيند، به طور منطقي ابتدا بايد آقاي خاتمي در صحنه باشند.خود آقاي نوري هم معتقدند در صورتي که آقاي خاتمي در صحنه باشند، هيچ چهره ديگري از اصلاح طلبان نبايد در صحنه حاضر شوند.
و اگر آقاي خاتمي وارد عرصه نشود؟
حتي در صورت عدم حضور آقاي خاتمي هم آقاي نوري احتمالا تغييري در جمع بندي شان در مورد حضور در انتخابات به وجود نخواهند آمد. با توجه به شناختي که ما از ايشان داريم، نظرات ايشان درباره مديريت کشور، رابطه با کانون هاي قدرت و.... به گونه اي است که ايشان تمايلي براي حضور ندارند.
با همه اين صحبت ها، يک نکته مهم باقي ماند. در بسياري از محافل شنيده مي شود که اقاي خاتمي ميلي به کانديداتوري ندارند و حتي اين مساله را به احزاب و گروه ها و شخصيت هايي چون آقاي هاشمي هم اعلام کرده اند. واقعا شما فکر مي کنيد آقاي خاتمي وارد صحنه انتخابات شوند؟
آقاي خاتمي در برابر دو فضا قرار گرفته اند. يکي در مقابل انتظاراتي که شخصيت هاي موثر نظام هم چون آقاي هاشمي، آقاي موسوي خوئيني ها، آقاي عبدالله نوري و بسياري از شخصيت ها از ايشان دارند. علاوه بر اين ها احزاب موثر اصلاح طلب هستند. همچنين ما معتقديم برخي از عناصر عاقل جريان اصول گرا که طيف معتدل آن هستند و نگران اينده کشورند، از کانديداتوري اقاي خاتمي حمايت مي کنند. فراتر از همه اين ها ميل مردم براي بازگشت کشور به عقلانيت وکار کارشناسي است که در دوران اصلاحات و سازندگي اتفاق افتاده است. ازطرف ديگر مشکلاتي که کشور دارد، هم چون وعده هايي که به مردم داده شده و عمل نشده، وضعيت تورم، وضع رابطه باديگر کشورها و.... همه از مشکلاتي است که ايشان را دچار ترديد مي کند.