تحلیل احمد زیدآبادی - بی.بی.سی
پرسش روز این است: آقای احمدینژاد با چه انگيزهای اقدام به ارسال نامهای طولانی و مفصل به همتای آمريکايی خود کرده است؟
"گشايش ديپلماتيک"
جان نگروپونته رئيس سازمان اطلاعات ملی آمريکا، هدف از نامه محمود احمدینژاد به جورج بوش را تاثيرگذاری بر تصميم اعضای شورای امنيت سازمان ملل در مورد برنامه هستهای ايران دانسته و با لحنی انتقادی در باره آن سخن گفته است.
در مقابل، علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی جمهوری اسلامی، نامه آقای احمدینژاد به جورج بوش را امکانی برای گشايش ديپلماتيک در پرونده هستهای ايران دانسته است.
احتمالا هر دو مورد فوق در نوشتن نامه محمود احمدینژاد به جورج بوش دخيل بوده است، اما طولانی بودن نامه و مضامين انتشار يافته از آن، نشان میدهد که هدف رئيس جمهور ايران از ارسال نامه به جورج بوش، پيش از آنکه سياسی باشد، ايدئولوژيک بوده است.
نامه ای خلاف عرف
در عرف ديپلماتيک، نامه سران کشورها به يکديگر، معمولا کوتاه و مختصر و عموما معطوف به مسائل سياسی و بينالمللی مشخص است، اما نامه محمود احمدینژاد از يک سو بسيار طولانی است و از ديگر سو، موضوعاتی را در بر میگيرد که مقامهای آمريکايی آن را تاريخی، فلسفی، مذهبی و روانشناسی قلمداد کردهاند.
اين نوع توصيف از نامه آقای احمدینژاد توسط مقامهای آمريکايی به معنای آن است که نامه وی از نظر رهبران ايالات متحده ارزش سياسی نداشته است.
اين در حالی است که به نظر میرسد منظور محمود احمدینژاد از ارسال نامه فقط جنبههای سياسی اين اقدام نبوده، بلکه او بر مبنای يک رسالت ايدئولوژيک مبادرت به اين کار کرده است.