در تاريخ انديشه جهان شرق شناسى نقطه عطفى به شمار مى رود كه سويه هاى تازه اى به نگاه روشنفكران بخشيد و آنها را وادار ساخت تا طرز تلقى خود از غرب و مفاهيم برساخته آن را يكسره دگرگون كنند. به اعتقاد بسيارى اين كتاب سرآغاز سنت پسااستعمارى در انديشه جهان است، چرا كه غرب و نظام هاى فرهنگى برساخته آن را با پرسش هايى جدى روبه رو مى كند؛ پرسش هايى كه شيرازه ايده ها و مفاهيم غربى را در هم مى كوبد و او را با انتقاداتى رويارو مى سازد كه از پاسخگويى به آنها ناتوان است. هم اينجا است كه اين سنت نظرى در برابر استيلاى هميشه مسلم غرب با جسارت قد علم مى كند و آن را يكسره به باد حمله و انتقاد مى گيرد. ادوارد سعيد و مفهوم توسعه