روزنامه اعتماد ملی در مصاحبه ای سه قسمتی با مسعود سلطانی فر رئیس ستاد انتخاباتی حزب اعتماد ملی به تحلیل برخی از مسائل سیاسی و اقتصادی کشور پرداخته است که نظر کاربران محترم را به قسمت سوم این مصاحبه جلب می نمائیم.
شما پيش از اين گفتيد ما ميتوانستيم از الگوهاي كشوري ديگر استفاده كنيم كه تضادي با اعتقادات ما ندارد ولي مجلس در اين زمينه قصور كرد. به نظر شما چگونه ميشود اين نقصي كه مجلس هفتم داشت در مجالس بعدي تكرار نشود؟ما به مردم در ابتداي پيروزي انقلاب قول داديم كه مشكلات بهجامانده از نظام گذشته به ويژه نبود عدالت اقتصادي و اجتماعي را حل ميكنيم. ترتيبي ميدهيم كه منابع كشور عادلانه توزيع شود و مردم را به يك رفاه منطقي و در شأن آنها وعده داديم. گفتيم كه به هر حال سعي ميكنيم زندگي مادي و معنويتان را تامين كنيم و زمينهاي فراهم كنيم كه در اين راستا مشكلي براي شما به وجود نيايد. اين شعارهاي كلياي بود كه مطرح كرديم ولي بايد براي تحقق آنها راهحل پيدا كنيم. من ميخواهم بگويم كه ما بعد از دوره 8 ساله جنگ تحميلي و از ابتداي دوره برنامه پنجساله اول توسعه، برنامه توسعه ميانمدت به صورت تهاجمي شروع شد؛ يعني استفاده كردن از امكانات بالقوه براي حل مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم. در اين راستا بايد چگونه حركت ميكرديم؟ الگوي راه رشد غيرسرمايهداري را بايد ميرفتيم كه كشورهاي بلوك شرقي رفتند و به بنبست رسيدند و يا راه رشد سرمايهداري كنترلشده و يا فراهم كردن بستر سرمايهگذاري توسط بخش خصوصي و حل كردن مشكلات مردم از طريق درآمد مالياتي و ساير عوايد و امكاناتي كه در اين زمينه به وجود ميآيد. به طور مشخص اگر بخواهيم در فرهنگ اقتصاد سياسي امروز صحبت كنيم يك راه كشورهايي كه بلوك شرق رفتند و يك راه هم كه كشورهاي غربي رفتند؛ بلوك شرقيها كه راه رشد غيرسرمايهداري رفتند، به نتيجه نرسيدند. پس از حدود 80-70 سال، بلوك آنها از هم پاشيد و اين سيستم اقتصادي و مدل حكومتي و اقتصادي جواب نداد. راه رشد سرمايهداري را هم خيليها انتقاد جدي به آن وارد كردند و ميگفتند اين راه، نابرابري ايجاد ميكند و پيامد مشكلات بهوجد آمده ناشي از اختلاف طبقاتي، ناهنجاريهاي مختلف است. من ميخواهم بگويم اين سرمايهداري افسارگسيختهاي است كه خيلي از كشورهاي توسعهيافته غربي امروزآن را اصلاح كردهاند؛ يعني در كشورهاي اروپاي غربي، آسياي جنوب شرقي و كشورهاي منطقه خودمان يعني در غرب آسيا، كشورهايي را ميبينيم كه راه رشد غيرسرمايهداري را نرفتند. در واقع راه اقتصاد مبتني بر بازار آزاد را دنبال ميكنند و گذار كردند به سمت اقتصاد مبتني بر بازار و الان توانستهاند مشكلات خودشان را حل كنند.
يعني شما معتقديد كه بخش خصوصي و مردمي اقتصاد ايران فعال شود و در عين حال به نحو مطلوبي به عدالت توجه كنيم؟
به نحو مطلوبي به عدالت توجه خواهد شد.
يعني همان رويكردي كه سوسياليسم يا كمونيسم به عدالت دارد و همه چيز را ميخواهد عادلانه تقسيم كند ولي ما ميآييم به صورتي كه با جامعه ما مناسب داشته باشد هم آن آزادي اقتصادي و سياسي و هم عدالت را در نظر ميگيريم؟
بله، اين هم مدل دارد. شايد شما بگوييد چطور ممكن است كه ما اجازه بدهيم بخش خصوصي كه يك اقليت هستند بيايند حاكم بشوند و منابع را در اختيار بگيرند و به افراد زيردست و اقشار متوسط و آسيبپذير رسيدگي كنند. من ميگويم همه اينها راهكار دارد. راهكارهاي تجربهشده امروز در دنيا وجود دارد؛ يعني شما وقتي كه يك نظام اخذ ماليات متمركز و كارا داشته باشيد و همه كساني كه در جامعه دارند فعاليتهاي اقتصادي انجام ميدهند در تور مالياتي قرار بگيرند، اقتصاد زيرزميني و پنهان نداشته باشيم. درآمدهاي ناشي از ماليات به گونهاي هست كه ميتواند سطح رفاه و خدمات عمومي را افزايش بدهد و امكاناتي به وجود بياورد كه مردم بتوانند زندگي مناسبي داشته باشند. اين الگويي است كه الان در كشورهاي مختلف دنيا تجربه ميشود؛ در اروپاي غربي، اروپاي شرقي سابق هم به سمت اين مدل ميرود و در آسياي جنوب شرقي هم اين مدل در حال تجربه شدن است. همچنين در خيلي از كشورهاي حاشيه جنوب خليج فارس. پس وقتي سطح سرمايهگذاري و فعاليتبخش خصوصي بالا ميرود، بقيه مردم هم منتفع ميشوند و سطح و وضع معيشتيشان مناسب ميشود. اين طور نيست كه يك جمع و اقليت 5 درصدي بخورند و 95 درصد گرسنه بمانند. حفظ منافع آن جمع حداقلي و آن اقليت در اين هست كه بتواند حداقل امكانات و رفاه را براي كل مملكت و كل مجموعهاي كه در آنجا دارند زندگي ميكنند فراهم كند.