تمامي رسانههاي موجود در يك جامعهي اسلامي، رسانهي ديني نيستند؛ رسانهي ديني علاوه بر رعايت هنجارهاي حاكم بر جامعهي اسلامي و عمل به كاركردهاي تعريف شده براي تمامي رسانهها، خود را در مقابل خداوند مسوول دانسته و رساندن پيامهاي او را وظيفهي اصلي خود ميداند.
دكتر حسامالدين آشنا - عضو هيات دانشگاه امام صادق (ع) - در گفتوگو با خبرنگار رسانهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با تاكيد بر اين كه به عقيدهي وي بايد بين رسانهي ديني و رسانهاي كه در جامعهي اسلامي حضور دارد، تفكيك قائل شد، اظهار كرد: رسانهاي كه هنجارها، قوانين و مناسبتهاي يك جامعهي اسلامي را رعايت ميكند، يك رسانهي مجاز براي اين جامعه شناخته ميشود، هر چند اسلامي و ديني نباشد، ضمن اين كه هيچ دليلي وجود ندارد كه تمام رسانههاي يك جامعهي اسلامي، رسانههاي ديني و اسلامي نيز باشند.
وي افزود: به طور مثال يك نشريهي طراحي دكوراسيون داخلي را نميتوان نشريه ديني خواند، هر چند كه اين نشريه موظف است به دليل انتشار در يك جامعهي اسلامي فرهنگ ديني را نيز رعايت كند يا يك نشريه آشپزي را نميتوان ديني به حساب آورد، هر چند اين نشريه نيز، به دليل انتشار در يك جامعهي اسلامي نبايد گوشت خوك را تبليغ كند.
او با بيان اين كه رسانههاي اسلامي، علاوه بر كاركردهاي عمومي كه تمامي رسانهها دارند، از كاركردهاي ويژهاي نيز برخوردارند، ادامه داد: در يك جامعهي اسلامي، رسانه ميتواند بهترين ابزار براي امر به معروف و نهي از منكر باشد؛ با استفاده از قابليتهاي خود ميتواند معروف را بسازد، به تصوير بكشد، معروف كند و حتي امر به آن را نيز انجام دهد، يعني هر دو نقش ساخته شدن و مشهور شدن و همچنين چنين اعمال كنترل غيررسمي را در كنار هم ايفا كند؛ با اين نگاه، فعاليت در رسانهي يك جامعه اسلامي يك واجب كفايي محسوب ميشود.
اين استاد دانشگاه با اشاره به نقش علم آموزي رسانهها تصريح كرد: رسانهي اسلامي در آگاهي بخشي و علمآموزي بايد تمامي ضوابط ديني و اخلاقي بين معلم و متعلم را رعايت كند. بدين ترتيب در چنين رسانهاي بايد علاوه بر برخورداري از آموزش برخي مسائل، به مواردي كه در جامعهي اسلامي به آموزش آنها تاكيد شده است، مانند دانستن احكام شرعي مورد نياز نيز بيش از پيش پرداخته شود.
وي افزود: با توجه به مباحث ارايه شده ميتوان گفت كه رسانههاي اسلامي در مقايسه با ساير رسانهها، كاركردهايي مشابه با مبنايي متفاوت دارند، بدين معنا كه در رسانههاي اسلامي مبناي تمامي كاركردها ديني است.
او با بيان اين كه اگر دين را به معناي راه و رسم زندگي بدانيم، هيچ امري خارج از دين معنا ندارد، خاطر نشان كرد: اگر علوم اسلامي را به معناي تمامي علوم مورد نياز جامعهي اسلامي بدانيم، آن گاه نشريهي طراحي داخلي، استخوان شناسي، گل و گياه و غيره را نيز ميتوانيم در معناي عام دين جاي دهيم و بگوييم كه در يك كشور اسلامي، تمام اهداف و برنامهها بايد حول محور دين، به معناي عام آن، شكل بگيرد.
آشنا ادامه داد: از طرفي دين معناي خاصي نيز دارد، مانند مناسك، احكام، معارف و اخلاق ديني؛ در اين بخش هم رسانه ميتواند با تحقيقات، اولويتبنديها و سياستگذاريهاي مناسب، پاسخگوي نيازها و سلايق مختلف مخاطبان خود باشد، مثلا اگر در جامعهاي تقاضاي آشنايي عميقتر با معارف ديني وجود داشته باشد، رسانه هم بايد به آن بپردازد، چه در قالب يك شبكهي اختصاصي ديني، چه در قالب برنامههاي متفاوت در شبكههاي عمومي.
او تصريح كرد: بدين صورت هم نيازهاي تخصصي مخاطبان و هم نيازهاي عمومي آنها در قالب شادي، غم، داستان، سريال و غيره پاسخ داده ميشود. ضمن اين كه نبايد فراموش كرد كه به دليل فطري بودن دين، هيچ مفهوم والاي انساني خارج از دايرهي دين قرار نميگيرد؛ بنابراين تمامي آنچه كه حول ارزشهاي انساني از رسانه پخش ميشود، همگي ديني است و با اين نگاه تفكيك برنامهي ديني و غيرديني معنا ندارد.
به گفتهي وي تمامي امكاناتي كه در يك جامعهي اسلامي، وجود دارد به ويژه رسانهها، طبق فرهنگ ديني، بايد در اختيار مردم قرار داشته باشد تا خود آنها بتوانند دربارهي پخش شدن يا نشدن برنامههاي مختلف آن تصميمگيري كنند.
عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق (ع) در ادامه دربارهي تفاوت اصلي رسانهي ديني با ساير رسانهها، تصريح كرد: رسانهي ديني، در اساس، با هدفگذاري و هنجاريهاي حاكم بر رسانه تعريف ميشود، رسانهي ديني - رسانهاي كه به طور مشخص و تخصصي به مسائل ديني ميپردازد - خودش را در مقابل خداوند مسوول ميداند، نه در مقابل آگهي دهندگان، مشتريان و يا دولت.
به گفتهي او چنين رسانهاي حتي براي جذب مخاطب هم در جهت رضايت خداوند عمل ميكند؛ بنابراين مهمترين ويژگي يك رسانهي ديني اين است كه گردانندگان اين رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول ميبينند و رساندن پيامهاي او را، به عنوان يك پيامبر و پيام آور وظيفهي خود ميدانند.
وي همچنين پيامبر را يك رسانهي الهي - انساني دانست و افزود: دريافت پيامهاي الهي و تبديل، ترجمه و بيان آنها به زبان قابل فهم مردم وظيفهي اين رسانهي منحصر به فرد است. ادامهدهندگان اين رسانه نيز بايد محتواي رسانهيي خود را از وحي بگيرند، ضمن اين كه اين افراد به رسانه، به عنوان يك بنگاه تجاري نگاه نكرده و هزينههاي خود را از طريق مشتركان يا آگهي دهندگان تامين نميكنند.
آشنا ادامه داد: رسانهي ديني بر مبناي اقتصاد بازار آزاد يا رسانهي تجاري عمل نميكند. در فرهنگ ديني همان طور كه كار تجاري در مسجد معنا ندارد، رسانه را هم نميتوان به حوزهي رقابتهاي تجاري وارد كرد. رسانهي ديني ميبايست با وقف و حمايتهاي مالي مومنان اداره شود.
او شكل دادن به روابط ميان مومنان را وظيفهي اصلي رسانهي ديني خواند و يادآور شد: مطمئنا عمدهي مخاطبان يك رسانهي ديني، مومنان به آن دين هستند و كاركردهاي اين رسانه هم بايد در راستاي نيازهاي اين افراد شكل بگيرد.
به گفتهي وي وظيفهي رسانهي ديني، ديندار كردن افراد بي دين نيست؛ بلكه وظيفهي اصلياش تامين برنامههاي آموزشي ، تفريحي، اطلاعرساني و بسيج اجتماعي براي مومنان است.
اين استاد دانشگاه، در پاسخ به اين سوال كه آيا تبليغ دين، جزو وظايف يك رسانهي ديني است، گفت: رسانهي ديني وظيفهي ترويج دين و استحكام و تثبيت عقيدهي مومنان را برعهده دارد و مطالعات نشان داده است كه رسانههايي كه براي تبليغ، به ميدان رسانهيي وارد شدهاند، ضريب موفقيت پاييني داشتهاند، زيرا مخاطبان معمولا آن چيزي را انتخاب ميكنند كه دوست دارند. دعوت و تبليغي كه به تغيير دين بينجامد كار مبلغان رودررويي است كه وارد زندگي افراد ميشوند نه رسانهها.
او توانايي مديريت، شناخت رسانه و اقتضاهاي آن و همچنين شناخت كافي از دين را، سه عنصر لازم براي مديريت درست و موفق يك رسانهي ديني دانست و خاطر نشان كرد: خوشبختانه رسانههاي ديني در كشور وجود داشته و به خوبي اداره ميشوند، مانند راديو معارف، نشريات مختلف مذهبي و غيره. هر چند در اين ميان شبكهي قرآن سيما نتوانسته است به دلايل مختلف به يك شبكهي مطلوب، در حوزهي رسانههاي تصويري تبديل شود اما به طور كلي ميتوان گفت راديو و تلويزيون كشور ما به دليل التزام به اصول شرعي و هدف گذاريهاي مبتني بر عقايد ديني پاكترين، دينيترين و سالمترين رسانههاي عمومي جهان هستند، هر چند كه تا رسيدن به شبكههاي ديني مطلوب فاصلهي قابل توجهي دارند.