تبليغاتX
News Coverage - تركيه در خواب و بيداري

5 گروه از روزنامه نگاران ايراني در اسفند ماه سال1385 (در قالب سومين دوره سفرهاي روزنامه نگاران ايراني ) از مراكز و موسسات روزنامه نگاري كشورهاي تركيه , فرانسه , آلمان, روسيه و هند بازديد كردند . شايان ذكر است كه با برنامه ريزي و مديريت معاونت مطبوعاتي و اطلاع رساني تا كنون سه دوره سفر مطبوعاتي از سال 84 تا پايان 85 اجرا شده است.
تركيه در خواب و بيداري ,گزارشي است درباره وضعيت روزنامه ها , مجلات و موسسات مطبوعاتي كشور تركيه."


زنگ‌هاي كاروان در گوشم طنين‌انداز مي‌شوند. خستگي راه طولاني جان را مي‌فرسايد. تنها به اميد يافتن مأمني دور از هياهو و جنگ و ستيز، رنج سفر را به جان خريده و خانه و كاشانه را پشت سر نهاده‌ايم. پدرم بهاءالدين ولد با كاروان‌سالار صحبت مي‌كند. هنوز راه زيادي پيش رو داريم. سرماي شب و گرماي روز امانمان را بريده است. بخصوص كه با خانواده سفر مي‌كنيم و زنان و كودكان را نيز همراه داريم. بعضي وقت‌ها مجبوريم شب‌ها راه بسپاريم و روز در پناه ساية تپه ماهورها يا حتي ساية شترهاي كاروان نفسي تازه كنيم. گرماي روزهاي تابستاني در صحرا واقعاً غيرقابل تحمل است...
... تشنگي آزارم مي‌دهد. سعي مي‌كنم اندكي استراحت كنم ولي خوابم نمي‌برد. به‌آرامي چشم باز مي‌كنم. مهماندار هواپيمايي تركيش اير با انگليسي لهجه‌دار مي‌پرسد، نوشيدني چي ميل داريد؟ چاي را به آرامي مزمزه مي‌كنم و از پنجرة هواپيما به بيرون مي‌نگرم. جز ابرهاي يك‌دست كه تا افق فرش سپيد گسترده‌اند چيزي ديده نمي‌شود و در دوردست‌ها خورشيد فانوس افروخته و فلق را نارنجي كرده است. ساعت 30/6 دقيقه بامداد هواپيما بر زمين شهر استامبول آرام مي‌گيرد. هزاران كشتي و قايق بر ساحل دريا و صدها هواپيما در فرودگاه بزرگ شهر استامبول، نشان از ارتباطات گستردة اين شهر آسيا – اروپايي با اقصا نقاط جهان دارد. فرصت ماندن و ديدن نداريم بايد با پرواز 8 بامداد به مقصد آنكارا پرواز كنيم و 50 دقيقه بعد از آسمان آنكارا سقف سفالين قرمز رنگ خانه‌ها را مي‌بينيم كه بخش عمدة نماي هوايي شهر را به خود اختصاص مي‌دهد. مي‌گويند استفاده از سراميك قرمز به‌دليل علاقه مردم تركيه به رنگ پرچم‌شان است.
فرودگاه آنكارا نيز بسيار بزرگ است ولي به پاي فرودگاه استامبول نمي‌رسد. دقايقي بعد دوستان ايراني از سفارت به استقبالمان مي‌آيند و به هتل مي‌رويم. در بين راه خلوتي شهر توجه همسفران را به خود جلب مي‌كند. خيابان‌ها اكثراً باريك و بر روي پستي بلندي‌هاي كوهپايه‌اي احداث شده‌اند و با تصويري كه از پايتخت تركيه در ذهن خود داشتيم فاصلة زيادي دارد.
امروز يكشنبه 6 اسفند 85 با توجه به تعطيلي آخر هفته برنامه بازديد رسمي نداريم و قرار است استراحت مختصري كنيم. به ياد خوابي كه در هواپيما ديدم مي‌افتم. سفر به روم آن هم از دريچه نگاه مولانا! به‌راستي تحت چه شرايط اجتماعي خانوادة مولوي رنج مهاجرت را بر خود هموار ساختند و رحل اقامت به دياري ديگر افكندند. مي‌گويند هنگام ورود سلطان‌العلماي خراسان (پدر مولانا)، علاءالدين كيقباد پادشاه اديب سلجوقيان پاي پياده به استقبال اين واعظ پرآوازة بلخ رفته و بر دستان او بوسة مريدانه زده است.
«بشنو از ني چون حكايت مي‌كند وز جدايي‌ها شكايت مي‌كند»
«كز نيستان تا مرا ببريده‌اند در نفيرم مرد و زن ناليده‌اند»

«مسجد كجاتپه»

بعدازظهر طبق برنامه براي بازديد از مسجد كجاتپه راهي محلة چانكايا مي‌شويم. مسجدي جديدالتأسيس در محله لائيك‌نشين آنكارا. اگر بگويم اين مسجد نمادي از رويكرد جامعة تركيه به سمت گرايشات مذهبي و سمبلي از موج اسلام‌خواهي است بيراه نرفته‌ام. با روي كار آمدن حزب «عدالت و توسعه» كه با احراز 354 كرسي در مجلس حدود دوسوم پارلمان را در اختيار گرفته است، هر از گاهي نمادهاي اسلام‌خواهي در عرصه‌هاي اجتماعي فرصت حضور مي‌يابند. ساخت مسجد كجاتپه كه در سال 2005 به دستور «اردوغان» صورت گرفته است، از نمونه‌هاي بارز و سمبوليك اين امر است. مسجدي كه بر فراز كجاتپه (تپة بزرگ) با اقتدار و صلابتي كم‌نظير قد علم كرده و نماي بيروني آن با توجه به رعايت حريم گسترده از اقصا نقاط شهر خودنمايي مي‌كند. مسجد داراي يك گنبد اصلي و گنبدهاي متعددي در كنار آن است كه پهلو به پهلوي يكديگر نهاده‌اند و وراي حس معنوي، شكوه و اقتدار را به ببينده القا مي‌كنند و چهار منارة بلند كه شب ها به صورت زيبايي نورپردازي مي‌شوند و گلبانگ مسلماني را در پايتخت تركيه فرياد مي‌كنند. در احداث بنا سبك‌هاي مختلفي به كار رفته ولي تركيب اين سبك‌ها هماهنگي كاملي را ايجاد نموده است. صحن اصلي مسجد مربعي است وسيع كه سقف آن را بر چهار ستون عظيم افراشته‌اند. در ميان صحن اصلي لوستر بزرگي به شكل كره‌اي نوراني آويخته و دورتادور آن لوسترهاي كوچك كروي، روشني‌بخش صحن اصلي‌اند. شايد اشاره‌اي است بر افلاك و گردش سيارات به دور خورشيد روشني‌بخش و يا طواف بندگان گرد خانه خدا. در قسمتي از صحن بزرگ مسجد، ماكتي زيبا از مسجد پيامبر اكرم ساخته شده و آن را در ويتريني شيشه‌اي به معرض نمايش گذاشته‌اند.
اينطور كه مي‌گويند روزهاي جمعه صفوف نماز جمعه از صحن بسيار وسيع داخلي مسجد فراتر مي‌رود و تا صحن بيروني و اطراف مسجد دامن مي‌كشد. فرصت اندك است دوگانه‌اي بجا مي‌آوريم و بر زمين خدا در پايخت تركيه بوسه مي‌نهيم.

«سفارت جمهوري اسلامي ايران»

دوشنبه 7/12/85 ساعت 9 بامداد در محل سفارت جمهوري اسلامي ايران در آنكارا با آقاي «غلامرضا باقري مقدم» سرپرست سفارت و آقاي «مجتبي فقيهي» مسئول مطبوعات و آقاي «سالمي» رايزن ارشد سياسي سفارت به گفت‌و‌گو مي‌نشينيم.
سيستم حكومت تركيه نظام پارلمان تاريستي است و احزاب با ده درصد آرا وارد مجلس مي‌شوند. همچنين نخست‌وزير و ساير اعضاي كابينة دولت از ميان نمايندگان مجلس انتخاب مي‌شوند. يعني هر يك علاوه‌بر نمايندگي مجلس و اشتغال در امر قانونگذاري، داراي سمت‌هاي اجرايي در دولت هستند. بنابراين بسته به تعداد نمايندگان احزاب در پارلمان، دولت حاكم ائتلافي يا مستقل خواهد بود. از 1945 به بعد كمتر دولت غيرائتلافي توانسته است تا پايان دورة قانوني خود دوام بياورد. فقط يك بار در زمان دولت «اوزال» و در حال حاضر دولت «اردوغان» اين توفيق را داشته‌اند.
نمايندگان مجلس بايد حداقل داراي 25 سال سن و باسواد باشند و مردم بيشتر به برنامه‌هاي احزاب رأي مي‌دهند نه به اشخاص.
مطبوعات در تركيه كاملاً حرفه‌اي هستند و در تمامي عرصه‌ها تأثيرگذارند. روزنامه‌هاي بزرگ يا به يكي از احزاب مطرح وابسته‌اند، مثل روزنامه «يني شفق» كه وابسته به حزب حاكم است. يا از سوي يكي از بنگاه‌هاي بزرگ اقتصادي حمايت مي‌شوند. مثل روزنامه‌هاي «حريت» و «مليت».
اهميت محتوايي هر روزنامه بر اساس درجة علمي يا سابقة سياسي – اجتماعي ستون‌نويس‌هاي آن تعيين مي‌شود. در تركيه معمولاً سياسيون بازنشسته و اساتيد دانشگاه به درج مطالب در روزنامه‌ها مي‌پردازند و با حضور ايشان روزنامه به وزنه‌اي همتاي دولت تبديل مي‌شود و در بسياري از موارد باعث ايجاد تغييرات در دولت يا حتي سرنگوني دولت حاكم مي‌گردد. ازجمله سياسيون بازنشسته كه در حال حاضر به امر روزنامه‌نگاري اشتغال دارند مي‌توان از آقايان «اسماعيل جم» و «ممتاز سويسار» ياد كرد كه هر دو از وزيران اسبق امور خارجه تركيه بوده‌اند.
آري تركيه از نظر قدمت و شاخص‌هاي صوري و آماري در زمينة مطبوعات نسبت به ايران رتبة بالاتري دارد. با اين حال نبايد فراموش كرد كه رويكرد رسانه‌اي غالب در تركيه معطوف به «پوپوليسم»، «لمپنيسم» و «غرب‌گرايي» است. شمار انبوه نشريات زرد و نيز شبكه‌هاي راديو تلويزيوني مبتذل و كم‌محتوا كه در خدمت سطحي‌ترين و نازل‌ترين سليقه‌هاي مخاطبان قرار دارند، حاكي از وضعيت موجود است. ضمناً بسياري از رسانه‌هاي تركيه به دليل اتخاذ مشي غرب‌گرا، پيروي از آموزه‌هاي لائيسم و اصول كماليسم، تحت تأثير قرار گرفتن از كشورهاي ثالث بدخواه ايران و از همه مهمتر شناخت ناصواب و ناقص از واقعيت جاري در ايران، نگاه خوش‌بينانه‌اي نسبت به مسائل مختلف ايران ندارند. هر روز12 روزنامه مهم تركيه در سفارت جمهوري اسلامي ايران بررسي مي‌شوند و با ساير نشريات از طريق سايت در ارتباط هستند. در تركيه نيز خطوط قرمز و محدوديت‌هايي براي انتشار مطالب در نشريات وجود دارد كه از آن جمله تخطي از اصولي است كه در قانون اساسي اين كشور مورد تأكيد قرار گرفته‌اند مثل: اصول لائيسم و كماليسم، احترام به شخصيت آتاتورك، حفظ تماميت ارضي كشور و همچنين موضوعاتي چون نسل‌كشي ارامنه در دوران عثماني و تضييع حقوق مدني اكراد ازجمله محورهاي حساسيت‌برانگيز در عرصة مطبوعات اين كشور تلقي مي‌شوند. ليكن دولت حاكم به هيچ‌وجه در عرصة نظارت بر مطبوعات و برخورد با تخلفات احتمالي مستقيماً دخالت نمي‌كند و رسيدگي به اين امر به‌واسطة «جامعة روزنامه‌نگاران تركيه» كه اعضاي آن از طريق انتخابات از بين صاحبان جرايد تعيين مي‌شوند، صورت مي‌پذيرد.
همين‌طور كه مطالب فوق را كه حاصل گفتگوي دوساعتة ما در محل سفارت است در ذهنم مرور مي‌كنم، در حياط سفارت قدم مي‌زنم. ساختمان سفارت با معماري قديمي و با ابهت خود يادگار دوران گذشته است و در يكي از بهترين قله‌هاي آنكارا در ميان باغي زيبا بنا شده. مي‌گويند ميزي كه رضاشاه و آتاتورك بر سر آن تفاهم‌نامه همكاري امضا كرده‌اند، هنوز نگهداري مي‌شود. وقتي روبروي درب اصلي ساختمان سفارت مي‌ايستم در سمت چپ، ساختمان هتل هيلتون و در سمت راست، ساختمان هتل شرايتون توجهم را به خود جلب مي‌كند كه با فاصله‌اي نزديك مانند دو غول سرمايه‌داري با غرور و نخوت سر به آسمان مي‌سايند و بر تمام شهر سايه افكنده‌اند.

«اداره كل اطلاعات و مطبوعات نخست‌وزيري»

بعدازظهر همان روز براي ملاقات با مشاور مطبوعاتي نخست‌وزير تركيه عازم اداره كل اطلاعات و مطبوعات نخست‌وزيري مي‌شويم. اين اداره كل مهمترين سازمان دولتي رسانه‌اي تركيه است كه وظيفه اصلي آن توليد خبر و مونيتورينگ اخبار و ساير امور مربوطه است. در مقام مقايسه چنانچه اداره كل مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و خبرگزاري ايرنا و اداره كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجة كشورمان در قالب يك سازمان دولتي گرد هم آيند، مي‌توان آن را معادل اين سازمان در تركيه قرار داد. در اين نهاد دولتي با آقاي «رحمت آكيف بكي» مشاور مطبوعاتي اردوغان ملاقات كوتاهي داشتيم و پس از استماع توضيحات ايشان در خصوص جايگاه و شأن مطبوعات در كشور تركيه، به سؤالات همكاران مطبوعاتي‌مان پاسخ دادند. ايشان در سخنان خود اظهار داشتند، مطبوعات در كشور تركيه كاملاً آزادند و يك نهاد مدني در مقابل دولت و با قدرتي كاملاً مستقل قلمداد مي‌شوند. همچنين ايشان مطبوعات تركيه را ملزم به رعايت قانون نانوشته دانستند و گفتند تمامي مطبوعات در دنيا بايد صرفاً متعهد به رعايت اخلاق مطبوعاتي باشند.
مي‌دانستم كه در تركيه خطوط قرمز و محدوديت‌هايي از قبيل انتقاد از شخصيت آتاتورك، اصول لائيك، مسئله حجاب و... وجود دارد. از ايشان پرسيدم چنانچه در كشور تركيه نشريه‌اي اين قانون نانوشته را كه شما از آن ياد كرديد رعايت نكند و برخلاف اخلاق مطبوعاتي رفتار كند، تكليف چيست؟ آيا از سوي ارگان‌هاي دولتي، نظارتي بر عملكرد نشريات وجود دارد؟ و چگونه به تخلفات احتمالي رسيدگي خواهد شد؟ پاسخ دادند در عرصه رسانه‌هاي تصويري و شبكه‌هاي تلويزيوني نهاد دولتي به نام «روتوك» وجود دارد كه وظيفه نظارت و كنترل بر مطالب ارائه شده را بر عهده دارد ولي در مورد مطبوعات وضعيت فرق مي‌كند و هيچ نهاد دولتي مجاز به دخالت در حوزه اختيارات نشريات نيست و آنها كاملاً در ارائه مطالب آزادند! فقط «جامعه روزنامه‌نگاران تركيه» كه اعضاي آن با انتخابات از ميان صاحبان جرايد تعيين مي‌شوند، مطالب نشريات را نقد و بررسي مي‌نمايد و معياري براي سنجش عملكرد مطبوعات در تركيه است. وي اضافه كرد شنيدن صداي مخالف، هم در كوتاه مدت و هم در درازمدت به نفع حكومت است. لذا ما نيز به اين اصل مسلم احترام مي‌گذاريم و در عرصه مطبوعات كاملاً به آن پايبنديم.
برايم عجيب بود تا آنجا كه من مي‌دانستم تركيه از نظر آزادي بيان و اعتقاد به «اصل گردش آزاد اخبار و اطلاعات» جايگاه مناسبي در ميان كشورهاي جهان ندارد. چنانكه روزنامة «يني‌شفق» مورخ 18/5/85 در مقاله‌اي آورده بود: «تركيه در رده‌بندي سطح آزادي بيان در ميان 159 كشور جهان، مقام 84 را كسب كرده است.» همچنين به گزارش «ايرنا» در تاريخ 19/4/85 در دو سال گذشته 530 مورد پرونده عليه روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران تركيه باز شده كه از اين تعداد، روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران در 104 مورد محكوم شده و در 12 مورد حكم برائت گرفته‌اند و ديگر دعاوي هنوز تحت رسيدگي است. نخست‌‍وزير تركيه در سه سال گذشته 59 مورد عليه روزنامه‌نگاران شكايت كرده است كه از اين موارد رسيدگي به 31 مورد به پايان رسيده و «اردوهان» در 21 مورد محق شناخته شده و 28 شكايت ديگر وي در محاكم تحت رسيدگي قرار دارد.

«روزنامه نيو آناتولين»

روز سه‌شنبه 8/12/85 به دفتر روزنامه انگليسي‌زبان «نيو آناتولين» در طبقة چهارم يك آپارتمان واقع در يكي از محلات خلوت شهر آنكارا مراجعه كرديم و با «ايلحان چويك» صاحب امتياز و مدير مسئول روزنامه ملاقات نموديم. روزنامه‌نگاري 81 ساله كه از سال 1943 فعاليت مطبوعاتي جدي خود را با خبرنگاري روزنامة «جمهوريت» آغاز نموده است و در آن زمان با نوشتن مقالات انتقادي تند عليه حزب دموكرات، شهرتي به هم مي‌زند. وي در دوران نخست‌وزيري «مندرس» به خرج دولت براي ادامة تحصيل به لندن مي‌رود. وي در بخشي از خاطرات خود اشاره مي‌كند كه در دوران نخست‌وزيري «مندرس» همراه با هيئتي به تهران سفر نموده و در زمان انعقاد پيمان سنتو ميان كشورهاي ايران، پاكستان و تركيه در متن جريان حضور داشته است.
با وجود قدمت سابقة مطبوعاتي ايشان، اين روزنامه نسبتاً جديدالتأسيس است و از سال 1999 در تركيه انتشار مي‌يابد. مثل تمام روزنامه‌هاي اين كشور داراي چاپخانه مستقل است و تيراژي بين 60 تا 70 هزار نسخه دارد. حدود 40 نفر در اين روزنامه مشغول كارند و توزيع آن با همكاري يكي از سه شركت مهم كه در امر توزيع جرايد با مطبوعات همكاري دارند، صورت مي‌پذيرد. از لحاظ تيراژ و امكانات سخت‌افزاري، شايد برخي از نشريات استاني ما فراتر از اين روزنامه بودند. ليكن گويا در معادلات سياسي كشور تركيه اين روزنامه نقش مهمي ايفا مي‌كند. چنانكه آقاي «ايلحان چويك» در بيان اين نكته ادعا مي‌كرد سفير امريكا در آنكارا هر شب با او تماس مي‌گيرد و در خصوص اخبار مهم و تأثيرگذار كشور با وي مشورت مي‌كند!
از لحاظ اقتصادي اين روزنامه سوددهي ندارد و به ادعاي صاحب‌امتياز آن بخش عمده هزينه‌هاي روزنامه از قبل پروژه‌هاي ساختمان‌سازي كه پسر ايشان در شمال عراق انجام مي‌دهد، تأمين مي‌شود. ضمناً بازديد كوتاهي از هيئت تحريرية ده دوازده نفرة روزنامه داشتيم كه با امكاناتي ساده و معمولي به كار در دفتر كوچك اين روزنامه اشتغال داشتند.
دفتر روزنامة «نيو آناتولين» را با احترام به سابقة طولاني مدير روزنامه كه كوله‌باري از تجربه‌هاي مختلف در عرصه مطبوعات بود، ترك كرديم در حالي كه لرزش دستان اين روزنامه‌نگار قديمي، عمري را كه با تلاش بي‌وقفه در راه انجام كار مورد علاقه‌اش سپري كرده بود، در ذهن تك‌تك ما مجسم مي‌ساخت.

«انجمن محررين تركيه»

در ادامة برنامه‌هاي روز سه‌شنبه 8/12/85 راهي «انجمن نويسندگان تركيه» شديم دفتر انجمن در طبقة هفتم آپارتماني در مركز پايتخت قرار دارد. در آنجا با رئيس و معاون انجمن و تني چند از شاعران و نويسندگان انجمن آشنا شديم. رئيس و معاون انجمن هر دو از اساتيد دانشگاه آنكارا بودند. معاون انجمن فارسي را بسيار سليس صحبت مي‌كرد و از قرار مترجم رسمي نخست‌وزير نيز بود.
در اين نشست سير تحولات ادبيات تركي از گذشته تا امروز به اجمال مورد نقد و بررسي قرار گرفت و بويژه در حوزة تغيير رويكرد شعر از كلاسيك به نوين و تأثير مهم «ناظم حكمت» در اين عرصه گفت‌و‌گو شد. در مورد نشريات ادبي از ايشان پرسيديم و معلوم شد با وجود نشريات ادبي چون «هجا»، «وارليك»، «ترك ادبيات»، «يدي ايكليم» و ... انجمن نويسندگان تركيه صاحب‌امتيازي هيچ يك را بر عهده ندارد و صرفاً نشريه‌اي داخلي را براي اعضاي انجمن منتشر مي‌نمايد.
در حوزة كتاب رئيس انجمن اظهار داشت در تركيه سالانه حدود 000/20 عنوان كتاب منتشر مي‌شود و اين كتاب‌ها فقط از وزارت فرهنگ تركيه شماره شابك مي‌گيرند و نيازي نيست قبل از چاپ به نهاد خاصي عرضه شوند.
اين در حالي است كه خبرگزاري ايرنا در تاريخ 19/4/85 با چاپ مطلبي به نقل از اتحاديه ناشران تركيه اعلام كرده بود: «در دورة پنج سال 2005 – 2000 ميلادي 284 عنوان كتاب در تركيه غيرمجاز شناخته و جمع‌آوري شده است. در اين دوره به‌رغم تصويب قوانين هماهنگي تركيه با اتحاديه اروپا، از اين تعداد فقط 47 عنوان كتاب امكان چاپ يافته است. مضمون بيشتر كتاب‌هايي كه در سال گذشته جمع‌آوري شده، با ادعاي تحقير ترك، مسايل مناطق كردنشين و مسئله قتل عام ارامنه و نيز مسئله قبرس مرتبط بوده است.
اين گزارش حاكي است در يك سال گذشته 47 نويسنده و 49 عنوان كتاب به دلايل مختلف تحت رسيدگي قضايي و محاكمه قرار گرفته‌اند. در اين دعاوي 11 حكم برائت و 11 حكم محكوميت صادر شده و 25 مورد همچنان تحت رسيدگي است. برخي از اين دعاوي فقط به دليل وجود يك جمله در يك كتاب اقامه شده است!»
به نظر مي‌رسد همانند حوزة مطبوعات، اگرچه به ظاهر نظارت مستقيم ارگان‌هاي دولتي بر محتوا و مطالب منتشره حاكم نيست، ليكن با طرح دعاوي حقوقي و رسيدگي به شكايات خصوصي در مراجع قضايي اين كشور، محدوديت‌هاي جدي در اين حوزه بدون دخالت مستقيم دولت حاكم اعمال مي‌گردد.
در دفتر انجمن محررين تركيه هر هفته يك روز به آموزش زبان فارسي اختصاص داده شده است و علاقه‌مندان به ادب فارسي بويژه مولانا در كلاس‌هاي مثنوي‌خواني شركت مي‌كنند. با وجود علاقة وافر مسئولين انجمن به زبان فارسي، به نظر مي‌رسيد نسبت به ادبيات تركي تعصب دارند و اصلاً به تأثير ادبيات فارسي بر ادبيات تركي اعتقادي نداشتند. همچنين از موضوع تغيير خط و استفاده از الفباي لاتين به دليل كارآيي آن در بيان اصوات متعدد زبان تركي متعصبانه دفاع مي‌كردند. موضع‌گيري ايشان در اين رابطه مرا به ياد مطلبي انداخت كه سرمقاله‌نويس روزنامة جمهوريت در سال 1928 با اشاره به موضوع تغيير خط و جايگزيني الفباي لاتين در اين روزنامه نوشته بود. وي در سرمقالة خود آورده بود: «در اثر اين تغيير انقلابي خط، تركيه عزيز ما كاملاً به اروپا شباهت مي‌يابد. و در كمتر از يك سال به كليد واقعي تمدن و دانش دست خواهد يافت.» اين در حالي است كه با تغيير خط در تركيه جوانان امروزي از خواندن و درك معنا و مفاهيم بسياري از مكتوبات ارزشمند دوران عثماني و حتي برخي از حك‌نوشته‌هاي مساجد و بناهاي باستاني واقع در تركيه و حتي قرائت قرآن مجيد به زبان اصلي محروم شدند.
با اين حال با گذشت 78 سال از چاپ سرمقالة مذكور در روزنامة جمهوريت، تركيه نه تنها در مدت يك سال به اروپا شباهت پيدا نكرد و كليد تمدن و دانش را نيافت، بلكه سالهاست كه با اعطاي امتيازهاي فراوان هنوز موفق نشده است، به عضويت اتحادية اروپا نايل شود.

«شبكه راديو تلويزيون دولتي تركيه (TRT)»

روز چهارشنبه 9/12/85 براي بازديد از شبكه راديو تلويزيون دولتي تركيه (TRT) به ساختمان عظيم شبكة دولتي صدا و سيماي تركيه مراجعه نموديم و با آقاي «علي گوني» سرپرست شبكه و «محسن متر» معاون وي ملاقات كرديم. به‌گفتة سرپرست شبكة دولتي صدا و سيماي تركيه، شبكة راديويي از 1927 و شبكه تلويزيوني از 1964 آغاز به كار نموده است. در حال حاضر حاصل تلاش اين مجموعه در 25 كانال تلويزيوني ملي و 200 كانال تلويزيوني منطقه‌اي و 1500 كانال راديويي عرضه مي‌شود. كانال‌هاي راديويي به 27 زبان زنده برنامه اجرا مي‌كنند و حدود 7500 نفر در اين مجموعه‌ها اشتغال به كار دارند. آقاي «علي گوني» رسالت اصلي اين رسانة ملي را «حفظ ارزش‌ها و ميراث فرهنگي كشور تركيه» و «حفظ زبان صحيح تركي» عنوان نمود و براي تحقق اين امر از صاحبان انديشه و شخصيت‌هاي علمي در زمينه‌هاي مختلف سود مي‌جستند.
اتفاقاً يكي از برنامه‌هايي كه اخيراً در دست ساخت داشتند برنامه‌اي بود كه به مناسبت سال بزرگداشت مولانا دربارة زندگي اين شاعر برجستة پارسي‌گوي تهيه مي‌شد و نشان از همت والاي ايشان براي بهره‌برداري هرچه بيشتر از شخصيت والاي مولانا در جهت ارتقاي وجهه فرهنگي اين كشور در ميان ساير ملت‌هاي جهان داشت.
در ادامة اين بازديد با آقاي «رافت اشيت» مدير بخش خبر راديو TRT صحبت كوتاهي داشتيم و با هماهنگي ايشان به بخش فارسي راديو TRT مراجعه نموديم. كاركنان صداي فارسي راديو TRT همگي ازجمله ايرانيان مقيم تركيه بودند و طبق اظهار مدير بخش فارسي، اين راديو مخاطبان فارسي زبان فراواني را در سراسر نقاط جهان پوشش مي‌داد. با توجه به زمان اندك ديدار موفق به بازديد از تحريريه‌ها و استوديوهاي شبكه راديو تلويزيون دولتي TRT نشديم و طبق هماهنگي به عمل آمده ظهر همان روز به سمت قونيه رهسپار گشتيم.

«قونيه»

قونيه شهري است با حال و هواي معنوي كه كاملاً متأثر از حضور آرامگاه مولانا در اين شهر است. آرامگاه و موزة قونيه با سادگي و معنويت خاصي آراسته شده و به دور از هر گونه تجمل و تشريفات مادي، بروي بازديدكنندگان آغوش گشوده است.
«كعبه‌العشاق باشد اين مقام هر كه ناقص آمد اينجا شد تمام»
در اين مقبره 66 تن از فرزندان و نوادگان و مريدان مولانا در كنار او آرميده‌اند و تاريخ آخرين دفن به 1926 بازمي‌گردد. نحوة نورپردازي و موزيك ملايمي كه در رواق اصلي پخش مي‌شود، تمامي بازديدكنندگان را صرف‌نظر از مليت، زبان و فرهنگ‌هاي مختلف‌شان تحت تأثير قرار مي‌دهد. در كنار مقبره، نسخ خطي آثار باقي مانده از مولانا در موزة قونيه نگهداري مي‌شود كه مهمترين اين آثار نسخة خطي مثنوي معنوي است كه به سال 677 ﻫ ق، يعني پنج سال پس از وفات مولانا، كتابتش به پايان رسيده است. كاتب اين نسخه كسي است به نام «محمدبن عبدالله القونوي» كه بنا به نوشتة خويش آن را از روي نسخه‌اي استنساخ كرده است كه بر شيخ مؤلف يعني مولانا جلاالدين و خليفه او يعني حسام‌الدين چلپي و خلف او يعني سلطان ولد قرائت شده و مورد تصحيح و تنقيح قرار گرفته است. «قونوي» كتابت اين نسخه را در روز دوشنبه‌اي از دوشنبه‌هاي ماه رجب سال ششصد و هفتاد و هفت هجري قمري به پايان برده است و تزيين و ترصيعش به دست «مخلص‌بن عبدالله هندي» صورت پذيرفته است.
در موزة قونيه علاوه بر نسخ خطي آثار مولانا، برخي آلات و ادوات درويشي و انواع سازهاي مستعمل در مراسم سماع و مجسمه‌هايي از دراويش حين انجام مراسمات مختلف در حجره‌ها و سالن‌هاي اطراف مقبره به نمايش گذاشته شده است.
سپس ملاقاتي با رئيس موزة قونيه داشتيم. ايشان 38 سال است كه در اين موزه شاغل هستند و از 1928 مديريت موزه را عهده‌دار مي‌باشند. هدية آقاي حداد عادل رياست محترم مجلس شوراي اسلامي كه تمثالي از مولانا بود در اتاق سادة ايشان در كنار ساير هدايا نگهداري مي‌شد. نكته قابل توجه اينكه با وسواس خاصي از هر چيزي كه رنگ و بوي تجدد داشته باشد در موزه و حتي اتاق مدير موزه پرهيز شده بود و تك تك اجزاي بنا، قدمت و معنويت را القا مي‌كرد و البته بر جاذبة اين شهر و اين اثر فرهنگي – تاريخي مي‌افزود. اوج بازديد گردشگران خارجي در اواسط آذرماه هر سال در هنگام اجراي مراسم گرامي‌داشت مولانا در قونيه است. در اين ايام از اقصا نقاط جهان براي ديدار از اين مراسم پرشور و روحاني به آرامگاه مولانا روي مي‌آورند ولي براي گروه ما كه جملگي شيفتة آن روح بزرگ، «آن رستخيز ناگهان، آن رحمت بي‌منتها/ آن آتش افروخته، در بيشة انديشه‌ها» بوديم، همين يك دم حضور در جوار مرقدش غنيمت بود.

«استامبول»

استامبول بزرگترين شهر تركيه با وسعتي حدود 3 برابر تهران و جمعيت 7 ميليون نفر در آغوش درياي مرمره و سياه آرام گرفته و پذيراي خيل عظيم گردشگراني است كه از اقصا نقاط جهان براي بازديد از مراكز فرهنگي و تاريخي اين شهر آسيا – اروپايي به اين ديار روي مي‌آورند و آثار امپراطوري‌هاي روم و بيزانس را در كنار تمدن عظيم عثماني يكجا به نظاره مي‌نشينند. استامبول پايتخت سه امپراطوري دوم، بيزانس و عثماني بوده و بيش از 120 امپراطور و سلطان در دوره‌اي نزديك به 1600 سال از اين شهر به سرزمين‌هاي زير سلطه خود حكومت مي‌كرده‌اند. اين شهر در اصل «بيزانتيوم» نام داشت در سال 330 پس از ميلاد به قسطنتنيه تغيير نام يافت و پس از سال 1453 ميلادي استامبول ناميده شد. استامبول شهر هزار مسجد، گوشة اروپايي كشور تركيه و بحق پايتخت فرهنگي اين كشور است. مركز مهمترين روزنامه‌ها، خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي كشور تركيه در اين شهر قرار دارد و ما به‌عنوان تيمي كه با هدف بازديد از مراكز مطبوعاتي و فرهنگي عازم اين كشور شده بوديم صد افسوس خورديم كه از ابتدا به اين شهر نيامديم و از فرصت پيش آمده حداكثر بهره را نبرديم. با توجه به اينكه در روزهاي شنبه و يكشنبه به دليل تعطيلي آخر هفته تنظيم قرار ملاقات رسمي امكان‌پذير نبود، برنامه تمامي بازديدهاي رسمي به صورت فشرده براي روز جمعه 11/12/85 هماهنگ شد.

«روزنامه مليت»

نخستين برنامه در اين روز بازديد از دفتر روزنامة مليت تأسيس 1950 بود. يكي از مجموعه روزنامه‌هايي كه تحت پوشش هلدينگ اقتصادي «دوغان» به فعاليت مي‌پردازند و نيز قديمي‌ترين آنهاست. روزنامه‌هاي «پستا»، «راديكال» و روزنامه ورزشي «فاناتيك» روزنامه‌هاي ديگري هستند كه با حمايت اين قطب عظيم اقتصادي در كشور تركيه منتشر مي‌شوند. اين روزنامه‌ها عمدتاً رويكرد لائيك دارند و با انتشار مطالب انتقادي عليه دولت وقت و نيز با داشتن حجم فراوان آگهي و تبليغات، بيشترين تيراژ را در بين روزنامه‌هاي تركيه به خود اختصاص مي‌دهند (600 تا 700 هزار نسخه) در كنار اين مجموعه روزنامه‌ها، «آژانس خبري دوغان» (DHA) تأسيس 1999 به‌عنوان يكي از خبرگزاري‌هاي برتر تركيه در كنار خبرگزاري‌هايي چون «جهان» و «اخلاص» به امر تهيه خبر و تغذية مطبوعات و شبكه‌هاي راديو تلويزيوني در اين كشور مي‌پردازند و حدود 600 خبرنگار در سراسر دنيا تحت پوشش اين خبرگزاري اشتغال به كار دارند. اين خبرگزاري روزانه بطور متوسط 300 خبر نوشتاري و 100 خبر تصويري از داخل و خارج از تركيه تهيه كرده و در اختيار مشتركين خود قرار مي‌دهد و اغلب شبكه‌هاي راديو تلويزيوني و روزنامه‌هاي تركيه، مشترك اين خبرگزاري هم هستند.
نكته مهم و جالب توجه اينكه وقتي از معاون مدير عامل آژانس دوغان درخصوص خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران مي‌پرسيم ايشان اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند و راه تهيه خبر در ايران را منحصر به فعاليت‌هاي آقاي «صفر صبحي» نمايندة خبرگزاري دوغان در ايران مي‌داند! معلوم نيست اين ناآگاهي به ضعيف عمل كردن خبرگزاري‌ها در كشورمان بازمي‌گردد يا به سياست‌كاري رسانه‌ها و مطبوعات در كشور تركيه.

«روزنامه زمان»

برنامه بعدي بازديد از روزنامه «زمان» است. روزنامه‌اي جدي، محافظه‌كار و دور از جنجال كه از سال 1986 تحت پوشش «شركت پخش و انتشارات فضا» كه بزرگترين انتشارات تركيه است، منتشر مي‌شود. اين شركت همچنين خبرگزاري «جهان» (GHA) و چند نشريه ديگر از جمله مجله «آكسيون» و نيز شبكه تلويزيوني «سامان يولو» را نيز تحت پوشش قرار مي‌دهد. در روزنامه زمان نويسنده‌هاي اسلامگرا، ملي‌گرا و سوسياليست در كنار هم كار مي‌كنند و سعي روزنامه بر اين است كه مطابق استاندارد نشريات غربي و با زمان پيش رود و البته موافق الحاق تركيه به اتحادية اروپاست. اين روزنامه در تركيه همزمان در 5 چاپخانه در شهرهاي «استامبول»، «ازمير»، «آدانا»، «آنكارا» و «ترابوزال» به چاپ مي‌رسد و از يك ماه و نيم پيش انتشار نسخة انگليسي آن "to day zaman" آغاز شده كه در كنار روزنامه‌هايي چون "new anatolian" و "Daily news" از مهمترين روزنامه‌هاي انگليسي زبان تركيه محسوب مي‌شود.
روزنامة زمان همچنين در 10 كشور جهان به صورت جداگانه به چاپ مي‌رسد كه اين روزنامه‌ها حاوي اخبار كشور مربوطه و نيز اخبار كشور تركيه است. اين كشورها شامل: امريكا، استراليا، بلغارستان، روماني، آذربايجان، قرقيزستان، مقدونيه و چند كشور اروپايي ديگر مي‌باشند. در ساختمان 7 طبقة اين روزنامه نظم و انضباط موج مي‌زند و هيئت تحريريه و ساير بخش‌هاي روزنامه در هر طبقه از پشت ديوارها و درهاي شيشه‌اي كه با كليد الكترونيكي باز و بسته مي‌شوند، كاملاً قابل رويت‌اند. در اين روزنامه و همچنين مجموعه روزنامه‌هاي «مليت» امكانات رفاهي كامل براي كاركنان پيش‌بيني شده حتي سالن ورزش، آرايشگاه و بخش پزشكي به صورت رايگان در خود روزنامه به كاركنان سرويس ارائه مي‌دهند.

«روزنامه يني شفق»

آخرين برنامه در اين روز، بازديد از روزنامة «يني شفق» (مشفق نو) بود. «يني‌شفق» روزنامه‌اي است محافظه‌كار، اسلامگرا و موافق مواضع دولت وقت كه با تيراژ 125000 نسخه در تركيه منتشر مي‌شود. اين‌طور كه شنيديم سردبير روزنامه دولت از نزديكان آقاي «اردوغان» و از بستگان ايشان است. در اين روزنامه با آقاي «كاراعلي اقلو» مدير مسئول ملاقات نموديم و در مورد وضعيت روزنامه و موضوعات جاري تركيه با ايشان گفتگوي صميمانه‌اي داشتيم. در اين ايام مهمترين موضوع انتخابات رياست‌جمهوري تركيه و احتمال كانديداتوري آقاي «اردوغان» است.
طبق اظهار مدير مسئول روزنامة يني‌شفق، در قبال اين موضوع سه ديدگاه مختلف وجود دارد. اول ديدگاه مخالفين آقاي «اردوغان» كه اساساً با سياست‌ها و خط مشي اين نخست‌وزير اسلامگرا مخالفند و رياست‌جمهوري ايشان را به هيچ‌وجه به صلاح كشور نمي‌دانند. دوم ديدگاه موافقين كه از رياست‌جمهوري ايشان حمايت مي‌كنند و سوم ديدگاه برخي از موافقين ايشان كه فكر مي‌كنند آقاي اردوغان در مقام نخست‌وزير بيشتر مي‌تواند منشأ خدمات ارزنده باشد. روزنامة يني‌شفق از ديدگاه اخير حمايت مي‌كند. البته آقاي «كارا علي اقلو» تصريح مي‌نمايد در صورتي كه آقاي «اردوغان» براي رياست‌جمهوري تركيه كانديدا شود، اين روزنامه به‌رغم نظريه فوق با تمام وجود از تصميم ايشان حمايت خواهد كرد.
در ادامة اين ديدار از دفتر تحريرية روزنامه بازديد كرديم و درنهايت ديدار كوتاهي از كانال تلويزيوني
TV net و استوديوي پخش زندة اين كانال تلويزيوني داشتيم كه در طبقه فوقاني همين روزنامه مشغول فعاليت بود. روزهاي شنبه و يكشنبه 12 و 13 اسفند با توجه به تعطيلي آخر هفته برنامه بازديد رسمي نداشتيم و به ديدار از مراكز فرهنگي و تاريخي شهر استامبول ازجمله موزة توپكاپي و برخي مساجد مهم اين شهر پرداختيم.

«كلام آخر»

شكي نيست كه رشد و تعالي شاخص‌هاي فرهنگي ازجمله مطبوعات، خبرگزاري‌ها و ساير رسانه‌هاي ديداري و شنيداري مستلزم ايجاد فضاي مناسب و بسترسازي فرهنگي است. در كشور تركيه محدوديت‌هاي زيادي در عرصه آزادي بيان وجود دارد.
انتقاد از آموزه‌هاي لائيسم، اصول كماليسم و شخصيت آتاتورك مغاير با قانون اساسي اين كشور است و موضوعاتي چون نسل‌كشي ارامنه در دوران عثماني، تضييع حقوق مدني اكراد و اسلامگرايي ازجمله موضوعات حساسيت‌برانگيز در اين كشورند و بسياري از روشنفكران، نويسندگان و اصحاب مطبوعات به دليل پرداختن به اين موضوعات روانه محاكم قضايي و بعضاً متحمل مجازات‌هاي سنگين مالي و حبس‌هاي طولاني گرديده‌اند. با اين وجود دولت تركيه تمام هم خود را بر اين قرار داده تا حتي شده به صورت ظاهري اين كشور را معتقد به اصل گردش آزاد اخبار و اطلاعات نشان دهد و مدعي‌اند مطبوعات در اين كشور به‌عنوان يك ركن مدني قدرتمند و مستقل از آزادي كامل برخوردارند. شايد انگيزة اصلي دولت، حفظ ظاهر و ايجاد يكي از شرايط لازم براي تحقق رؤياي ديرين الحاق اين كشور به اتحادية اروپاست. ليكن صرف‌نظر از انگيزه اصلي، تمهيدات اتخاذ شده در رشد كمي و كيفي مطبوعات و ساير رسانه‌هاي اين كشور بي‌تأثير نبوده است.
در تركيه قانون مدوني تحت عنوان قانون مطبوعات وجود ندارد و طبيعتاً مصاديقي چون حقوق و حدود مطبوعات و جرايم مطبوعاتي به‌صورت جداگانه تعريف نشده‌اند. همچنين شرايط خاصي براي صدور پروانه و مجوز انتشار نشريه وجود ندارد و هر شخصيت حقيقي يا حقوقي در صورت دارا بودن امكانات لازم پس از ثبت نشريه مورد نظر، به انتشار آن مبادرت مي‌نمايد.
آنچه كه از آن به‌عنوان قانون مطبوعات ياد مي‌شود. مواد 212 و 301 قانون جزاي عمومي كشور تركيه است كه اين مواد نيز منحصر به مطبوعات نيستند و براي رسيدگي به شكايات خصوصي وضع گرديده‌اند. بديهي است در صورتي كه متشاكي يكي از نشريات باشد، مرجع قضايي با استناد به قوانين مزبور نسبت به رسيدگي به اتهام وارده و صدور رأي مقتضي اقدام مي‌نمايد. حال ممكن است شاكي اين پرونده نخست‌وزير، ارتش يا حتي يك شهروند عادي باشد.
از طرفي دولت به هيچ وجه در عرصه حمايت از نشريات دخالتي ندارد و طبق اظهار خود نشريات، وابستگي آنها به حمايت دولتي در درازمدت لطمات جبران‌ناپذيري را به ساختار اقتصادي نشريه وارد مي‌سازد و همچنين رسالت اجتماعي مطبوعات را تحت شعاع قرار مي‌دهد.
به نظر مي‌رسد مجموعة اين عوامل در رشد جامعه مطبوعاتي تركيه تأثيرگذار بوده و در ساية اين سياست‌گذاري، نشريات در كشور تركيه به عنوان يك نهاد مدني مستقل و قدرتمند، در فضاي فرهنگي اين كشور نقش عمده‌اي ايفا مي‌كنند.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:14  توسط Dr. Mohammad Soltanifar  |