![]() |
![]() |
|
|
(بروس اشنایر٬ نویسنده کتاب Liars and Outliers است.) بروس اشنایر٬ CNN: میخواهم مطلبم را با سه داده مهم شروع کنم: ۱) گروهی از هکرهای وابسته به ارتش چین که مجموعهای از حملات گسترده سایبری علیه آمریکا را سازماندهی و اجرا کرده بودند شناسایی شدند٬ چون آنها از همان شبکهای که برای اجرای حملات خود بهره میگرفتند٬ به فیسبوک هم وصل میشدند. ۲) هکتور مونسگور ۲۸ ساله٬ یکی از رهبران و مغزهای متفکر جنبش هکرهای LulzSac سال گذشته توسط FBI شناسایی و دستگیر شد. او به امنیت آنلاین مسلط بود و از سرویسی برای پنهان کردن هویت خود استفاده میکرد٬ اما همین که یک بار بدون پنهان کردن آدرس IP خود وارد یک چتروم شد٬ پلیس آمریکا ردش را گرفت و دستگیرش کرد. ۳) پائولا بردول٬ زنی که با دیوید پترائوس٬ رئیس سابق CIA پنهانی در رابطه بود٬ همچون موارد پیشین برای حراست از امنیت و پنهان کردن هویت خود در وب تلاش بسیاری کرده بود و تدابیر مخصوصی در نظر گرفته بود. او هرگز از کانکشن خانهاش به ایمیل پنهانش وصل نمیشد و هر گاه میخواست از آن طریق با پترائوس در تماس باشد از شبکههای عمومی مثل هتلها استفاده میکرد. FBI اطلاعات ثبتشده در سرورهای چند هتل مختلف را به دست آورد و از این طریق او هم شناسایی شد. راهی برای رهایی نمانده است چه بپذیرید و چه نپذیرید٬ چه بپسندید و چه نپسندید٬ اینترنت یک تشکیلات عظیم جاسوسی است. ما همیشه تحت تعقیبیم. گوگل در تعقیب ما است؛ هم در صفحات خودش و هم در همه صفحاتی که به آنها دسترسی دارد. فیسبوک هم همینطور؛ فیسبوک حتی کسانی که کاربر این شبکه اجتماعی نیستند را هم زیر نظر دارد. اپل هم با آیفون و آیپد همه حرکات ما را زیر نظر دارد. یک روزنامهنگار با ابزاری موسوم به Collusion توانست کسانی که او را تعقیب میکنند را تعقیب کند. در یک بازه ۳۶ ساعته ۱۰۵ کمپانی تحرکات و فعالیتهای آنلاین او را تحت نظر داشتند. آنچه ما در اینترنت انجام میدهیم حالا بخشی جداییناپذیر از اطلاعات مربوط به ما است و این مساله با سرعتی باورنکردنی رو به گسترش است. تلاشهای پائولا بردول برای پنهان نگه داشتن هویت خود٬ با به دست آوردن اطلاعات اقامتش در هتلها نقش بر آب شد. امروز کامپیوترها در هر کاری که ما انجام میدهیم دخیلاند و به طور طبیعی دادههایی درباره ما تولید میکنند.
حالا همهچیز ذخیره میشود؛ همهچیز به هم مرتبط است و بسیاری از کمپانیهای بزرگ جهان با پروندهسازی از زندگیهای ما با استفاده از اطلاعاتی که از منابع گوناگون به دست میآورند٬ پول میسازند. مثلا فیسبوک٬ رفتار آنلاین شما را با عاداتی که در هنگام خرید در جهان آفلاین دارید تطبیق میدهد و ارتباط میان آنها را کشف میکند. حتی از این هم میتوان فراتر رفت؛ گوشی موبایل شما اطلاعات مرتبط با موقعیتهای مکانی را ضبط میکند و همه تحرکات شما ثبتشده و قابل دسترسی است. این سیستم تجسس آنلاین بسیار فراگیر است: همه ما تحت نظریم٬ همیشه و همهجا٬ و اطلاعات مرتبط با فعالیتهای ما ذخیره میشود و تا ابد باقی خواهد ماند. این همان تشکیلات عظیم جاسوسی است و بارها از آنچه جرج اورول در سر داشت بزرگتر و کارآمدتر است. شاید فکر کنید در چنین شرایطی راههایی برای گریز هم هست. ما میتوانیم از جستجو در گوگل روی آیفونهای خود خودداری کنیم و به جای آن از مرورگرهای کامپیوتری استفاده کنیم که امکان حذف کردن کوکیها را به ما میدهند. میتوانیم با هویت مستعار وارد فیسبوک شویم. میتوانیم موبایلهایمان را خاموش کنیم و نقدی خرید کنیم. اما مساله اینجاست که هیچکدام از این اقدامات تاثیرگذار نخواهد بود. راههایی که از طریق آن شما تحت تعقیب قرار میگیرید٬ بسیار پرشمارند. اینترنت٬ ایمیل٬ موبایل٬ مرورگر وب٬ شبکههای اجتماعی٬ موتورهای جستجو؛ اینها بخشی جداییناپذیر و ضروری از زندگی روزمرهاند و نمیتوان از مردم انتظار داشت که چون از تجسس و تحت تعقیب قرار گرفتن خوششان نمیآید از آنها استفاده نکنند٬ آن هم در شرایطی که بخش عمدهای از این جاسوسی عمدا بهطور پنهانی انجام میشود و جایگزینهای مناسب هم برای این سرویسها هم بسیار محدود و معدودند. این چیزی نیست که از طریق «بازار آزاد» قابل حل باشد. ما به عنوان مصرفکنندگان هیچ انتخابی در برابرمان نداریم. همه کمپانیهای اصلی خدماتدهنده در اینترنت از تعقیب کردن ما سود میبرند. به محض اینکه وارد وبسایتی میشوید٬ مشخص میشود که چه کسی هستید؛ حتی بدون کوکیها هم راههای بسیاری برای تعقیب و رهگیری آنلاین شما وجود دارد. اینترنت فراموش نمیکند کمپانیهای تولیدکننده گوشیهای هوشمند علاقهای به حراست از حریم خصوصی شما ندارند. در یک پروژه تشخیص هویت در دانشگاه کارنگی ملون در آمریکا٬ پژوهشگران توانستند یک سوم دانشجویانی که تصویرشان در ویدئوها ضبط شده بود را صرفا از طریق مقایسه تصاویرشان با عکسهای تگشده عمومی روی فیسبوک شناسایی کنند.
حراست از حریم خصوصی در اینترنت دیگر تقریبا غیرممکن است. اگر فقط یک بار فراموش کنید که هویت آنلاینتان را پنهان کنید٬ یا فقط یک بار روی لینکی به اشتباه کلیک کنید٬ یا چیزی را اشتباه تایپ کنید٬ برای همیشه نامتان را روی سرویسی چسباندهاید که برای پنهان شدن از آن استفاده میکنید و به سادگی شناسایی میشوید. هکتور مونسگور فقط یک بار اشتباه کرد و به دام افتاد. وقتی رئیس CIA نمیتواند از حریم خصوصی خود حراست کند٬ ما احتمالا هیچ شانسی برای این کار نخواهیم داشت. در جهان امروز دولتها و کمپانیها با هم همکاری میکنند تا اوضاع با همین شرایط ادامه یابد. دولتها با کمال میل از دادههایی که کمپانیها در اختیار دارند بهره میگیرند تا ما را دقیقتر زیر نظر داشته باشند. کمپانیها هم با کمال میل دادهها را از دولتها میخرند. جاسوسی همچنان پرقدرت به پیش میرود و ما بیقدرت میمانیم. آنها بر خلاف میل مردم٬ از مواضع خود عقبنشینی نخواهند کرد. اصلاح این وضعیت نیازمند ارادهای قوی از سوی دولتها است٬ اما آنها همانقدر سرمست جمعآوری دادهها هستند که کمپانیها. برای ما راهی برای رهایی نمانده. به دنیایی که گوگل دقیقا میداند هر کدام از شما چه نوع فیلم پورنی دوست دارید٬ خوش آمدید؛ دنیایی که در آن گوگل شما را حتی بهتر از شریک زندگیتان میشناسد؛ دنیایی که در آن سازنده موبایلتان هر لحظه میداند که کجا هستید. به خط پایان مکالمات خصوصی خوش آمدید٬ چون مکالمات شما به طور فزاینده روی ایمیل٬ اساماس یا شبکههای اجتماعی صورت میگیرد. به دنیایی که همه فعالیتهای شما یا همه فعالیتهای انجامشده روی یک کامپیوتر٬ ذخیره میشود٬ به هم ارتباط مییابد٬ مورد بررسی قرار میگیرد و بدون آگاهی و رضایت شما میان کمپانیها دست به دست میگردد و دولتها هم ممکن است به سادگی به آنها دست پیدا کنند٬ خوش آمدید. به دنیای اینترنت بدون حریم خصوصی خوش آمدید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1392/02/30ساعت 14:49 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
این مجموعه که "کتابخانه عمومی دیپلماسی آمریکا" نامیده شده دربرگیرنده دوره ای است که هنری کیسینجر به عنوان وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی به کار مشغول بود. این مجموعه شامل گزارشات محرمانه، تلگراف های دیپلماتیک و مکاتبات با کنگره در حدفاصل سال های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۶ میلادی است. اکثر این مکاتبات یا برای هنری کیسینجر، وزیر خارجه وقت آمریکا فرستاده شده و یا توسط او انجام شده است. این اسناد تاکنون به خارج درز نکرده بوده و در آرشیو ملی آمریکا قابل دسترس نبوده است. آسانژ، بنیانگذار سایت ویکی لیکس که در حال حاضر برای آن که به سوئد بازگردانده نشود، به سفارت اکوادور در لندن پناهنده شده، درباره افشای این مجموعه اسناد و مدارک به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته که او این اطلاعات را در زمان اقامتش در سفارت اکودور جمع آوری کرده است. سایت ویکی لیکس این مجموعه را بزرگترین مجموعه قابل جستجو از اسناد محرمانه و مکاتبات دیپلماتیکی توصیف کرده که بخشی از آن در گذشته به عنوان اسناد محرمانه طبقه بندی شده بود. |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1392/01/20ساعت 10:50 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
عینک گوگل از اوایل سال جاری میلادی تکمیل شده و اصلاحات پایانی بر روی آن انجام می شود و پیش بینی می شود تا پایان 2013 روانه بازار شود که البته قیمت آن هم حدود 1500 دلار خواهد بود که نسبت به کارایی های متعددی که دارد قیمت مناسبی است و خیلی گرانتر از تبلتها و تلفنهای هوشمند جدید نیست.
به تازگی نیز سایت گوگل صفحه مجزایی به آدرس http://www.google.com/glass/start/ برای تبلیغ ویژگی های عینک گوگل طراحی کرده و اطلاعات کاملی را درباره تکنولوژی جدیدش در این صفحه ارائه میدهد. عینک گوگل در واقع یک کامپیوتر بسیار باریک است که وزن آن کمتر از یک عینک آفتابی است و با یک باطری کار می کند که طول عمر باطری ۶ ساعت است اما گوگل قصد دارد آن را به یک روز افزایش دهد. این عینک بدون شیشه است و در واقع یکی از چشمهای کاربر کاملا آزاد بوده و اطلاعات بر روی چشم دیگر ارسال میشود. یک دوربین در جلوی عینک وظیفه عکسبرداری و فیلمبرداری از آنچه را که کاربر میبیند به عهده دارد. این دوربین به همراه صفحه نمایش، صفحه کنترل لمسی، باطری و سایر اجزا در یک سمت عینک قرار داشته و بقیه اجزای عینک را قاب آن تشکیل میدهد. ![]() انتقال صدا در این دستگاه نیز بدون وجود بلندگوهای پخش صدا صورت میگیرد. یک المنت در داخل عینک گوگل وجود دارد که قاب عینک را به لرزه در می آورد و این لرزش از طریق قاب عینک به استخوان جمجمه کاربر منتقل می شود که رابط مناسبی برای رساندن صدا به گوش داخلی است. ویژگیهای عینک گوگل وقتی کاربر عینک سایبری گوگل را بر چشم میزند، میتواند با همین عینک وبگردی کند، عکس و فیلم بگیرد، برنامه پرواز هواپیماها و مسیر خطوط قطار را چک کند و در یک کلام زندگی دیجیتال را با این عینک تجربه کند. با استفاده از این عینک به هر طرف که نگاه کنید میتوانند عکس یا فیلم بگیرید و امکان ارسال پیام کوتاه، ایمیل و استفاده از شبکههای اجتماعی بر روی نمایشگر عینک را دارید. با این عینک میتوان همانطور که کاربر راه میرود یا نشسته است فیلم تماشا کند، به شکل تصویری چت کند و با استفاده از جهتیاب عینک مسیر خود را پیدا کند. عینک گوگل به نرمافزار ترجمه نیز مجهز است و کاربر میتواند در سفر جملهای را به زبان خود بگوید و بلافاصله ترجمه آن به زبان کشور مقصد را دریافت کند. عینک گوگل به نرمافزاری از اطلاعات عمومی هم مجهز است و این اطلاعات عمومی به مرور تکمیل میشود. بابک امیر پرویز که در حوزه لنزهای چشمی هوشمند تبحر ویژه دارد، استیو لی از بنیانگذاران و طراحان سرویس مکانیابی گوگل و سیاستین تران که در حوزه ساخت ماشینهای بیسرنشین شهرت دارد از دستاندرکاران اصلی پروژه عینک گوگل هستند. اما برخی ایرادها نیز از سوی برخی پزشکان به این فناوری نو که هنوز هم به بازار نیامده گرفته شده است. یکی از این ایرادها تماشای تصویر از فاصله بسیار نزدیک است که به نظر می رسد برای سلامت چشم مضر باشد و در طولانی مدت باعث بروز سردردهای عصبی شود. گوگل پیشتراعلام کرده بود که آزمایشهای متعددی صورت گرفته است تا عینک سایبری با استانداردهای لازم و ایمنی بالا برای سلامت کاربر طراحی شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1391/12/14ساعت 23:58 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
روابط عمومی انتشارات سیمای شرق: کتاب «سیر تحول و تکامل ژورنالیسم» نوشته علی اکبر عبدالرشیدی با پیشگفتار پروفسور یحیی کمالیپور، توسط انتشارات سیمای شرق همزمان با برگزاری هفته روابطعمومی در اردیبهشت ماه 92 منتشر و رونمایی خواهد شد.
عبدالرشیدی در مورد جدیدترین اثر خود میگوید: گمان من بر اين است كه كار رسانه در جامعه ما با همه فزونها و كاستيهايي كه داشته است، از آغاز نخود نيم پزي بوده كه بايد برداشتي ناقص و خام از جوامع داراي رسانههاي مترقي و فعال به شمارش آوريم. اگر اين فرض درست باشد، مي توان نتيجه گرفت كه به همين علت است كه در عصرها و دوره هاي مختلف و در جناحها و احزاب گوناگون، چه در زماني كه حاكم بوده اند و چه زماني كه در جبهه مخالف فعاليت داشتهاند برداشتهاي متفاوتي از كار در رسانه و كاركرد رسانه در جامعه ما وجود داشته و دارد. وی در مورد تعبیر نخود نيم پز میگوید: منظورم اين است كه شايد ظاهر، شكل و ساختار رسانه در كشور ما شبيه هر رسانه ديگري در هر جامعه ديگر بوده است، اما در حاشيه آن به رغم برخي تلاشها بحث دروازه باني خبر، نحوه مقالهنويسي و تفسيرنويسي، اخلاق رسانه، نحوه تحقيق و پژوهش براي تهيه خبر و گزارش، چگونگي پرهيز از دروغ گويي و انتشار اخبار مخدوش و مورد ترديد، حفط مرز راست و دروغ، ضرورت رعايت اصل صحت و دقت، حدود و خطوط قرمز در رسانه، رابطه رسانه با جامعه و دولتمردان، موارد قابل اعتراض در برخورد با رسانه، نحوه پيگيري اعتراضات و شكايات و بسياري موارد ديگر در همه اين سالها همچنان روي ميز بحث و گفتگو باقي مانده و گويا هيچ ساختار منسجم و تعريف شده پايداري كه مبنايي علمي يا تجربي داشته باشد، براي اين موارد تعريف نشده است. این کارشناس، مجری مشهور ادامه میدهد: البته اين بدان معنا نيست كه "هيچ كاري" در اين زمينه ها نشده است. اتفاقاً كارهاي زيادي صورت گرفته و تعاريف مختلفي مطرح شده است. اما به نظر ميرسد كه هيچ انسجام و يكپارچگي پايداري در اين تعاريف وجود نداشته و ندارد، و الا اين بحثها تا به حال تمام شده بود و تا به حال ادامه نمي يافت. در نتيجه، اين تعاريف و اين مختصات - هر چه بوده يا هست - هنوز مورد بحث و ابراز ترديد است و بايد اجماعي ملي بر سر اين موارد حاصل شود. وی در مورد کتاب جدیدش میگوید: كتاب حاضر مجموعه اطلاعاتي است كه مسير تكامل سخت افزاري و نرمافزاري رسانه را تشريح مي كند و به شناخت روابط دروني و مناسبات رسانهها با ديگر نهادهاي سياسي، اجتماعي و قضايي جوامع ديگر، به خصوص جوامع غربي كمك ميكند. اين اطلاعات به صورت پراكنده از اين سو و آن سو جمعآوري و تدوين شده و به تشخيص گردآورنده كه خود از ژورناليستهاي قديمي است و عملاً با مشكلات ناشي از اين نياز به درك و شناخت روبرو بوده است، به درك بيشتر خواننده از نحوه رفتار رسانه ها در غرب، به خصوص در ايالات متحده امريكا كه خاستگاه رسانههاي جديد است، كمك فراوان مي كند. گفتنی است عبدالرشیدی روزنامهنگار، مترجم، نویسنده و خبرنگاری است که دردهههای۱۹۸۰ و۱۹۹۰ میلادی از سوی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران خبرنگار حوزه اروپا، سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، اوپک و اتحادیه اروپا بوده است. علاوه بر آن وی اجرای بسیاری از مصاحبههای مهم با شخصیتهای برجسته جهانی و همچنین انبوهی از برنامههای گفتوگومحور را در کارنامه دارد. چرا ژورناليسم؟، تاريخچه، صنعت چاپ، رسانههاي گروهي، مدیا، تلگراف، سينما، تلويزيون، رسانه و فرهنگسازي، تبليغات غيرمستقيم، قوانين ناظر بر فعاليت رسانه، ژورناليسم، مختصات ژورناليسم، تعريف ژورناليسم از نظر دولتها، منبع خبرو اطلاعات، انقلاب رسانه، آموزش ژورناليسم، اخلاق و معيارهاي ژورناليسم، كميسيون شكايات، بي طرفي، نظارت يا سانسور، منبع مالي رسانه، آزادي بيان، رابطه آزادي بيان با آزاديهاي ديگر، مخالفت با آزادي بيان، حق مالكيت، مونيتورينگ (رهگيري)، آزادي رسانه، بيان مجرمانه، انتشار اطلاعات نادرست، سانسور، سازمانهاي نظارتي رسانهای، مظاهر ژورناليسم، روزنامه، اولين روزنامه، رسانه و انقلاب صنعت، خبرگزاريها، خبرنگار خارجي، مجله، تأثير رنگ و طرح، هنر و رسانه، ژورناليسم راديويي و تلويزيوني، راديو، تلويزيون، تاريخچه ساخت تلويزيون، تلويزيونهاي پخش مستقيم، اينترنت، جامعه اطلاعاتي، انواع ژورناليست، خبرنگار، كانون خبري، ستوننويس، خبرگزار، مجري، ويژگيهاي مجري، تهيهكننده، كارگردان تلويزيوني، تدوينگر، ويراستار، دبير و سردبير، مفسر، تصويربردار، صدابردار، ابزار كار ژورناليستها، حروفچيني ، عكس ، ميكروفون ، ضبط صوت، دوربين، ويدئو، اي.ان.جي، اس.ان.جي، ماهواره، تلويزيون ماهوارهاي، راديوي ماهوارهاي ، رسانهها و فناوريهاي جديد، مكاتب ژورناليسم، روزنامهنگاري تهاجمي، ژورناليسم افراد سرشناس، شايعه پراكني، چورناليسم، درز كردن خبر، ژورناليسم تركيبي ، ژورناليسم پژوهشي، ژورناليسم نوين، ژورناليسم علمي، ژورناليسم اقتدار، ژورناليسم وبلاگ، شبكه اجتماعي، انواع ژورناليسم، ژورناليسم آزاد، ژورناليسم پژوهشي، ژورناليسم جهتدار، ژورناليسم جنگ وصلح ، ژورناليسم بازدارنده، ژورناليسم افشاگر ، مستند، ژورناليسم پنهان، قوانين و اخلاق حاكم بر ژورناليسم پنهان، ژورناليسم اجتماعي، ژورناليسم ورزشي، ژورناليسم مبني بر حدس و گمان، ژورناليسم عريان، ژورناليسم مشاركتي، پروپاگاند، پروپاگاند و كودكان، جنگ رواني، سكوهاي متفاوت جنگرواني، فرهنگسازي، چهرهسازي، جنگ رسانهاي، ژورناليسم الكترونيكي، ژورناليسم تجاري، معروفترين ژورناليستهاي تاريخ، در رسانههاي مكتوب، در شبکه هاي راديويي و تلويزيوني، جايزه پوليتزر، رسانه در هزاره سوم ميلادي، جملات قصار در باب ژورناليسم، اعلام و اصطلاحات و آلبوم عكس سرفصل مطالب این کتاب را شامل میشوند. سیر تحول و تکامل ژورنالیسم در 212 صفحه، قطع وزیری، 1000تیراژ نسخه و 15 هزارتومان منتشر میشود. گفتنی است در سال 92 هفته روابطعمومی برای نخستین بار در کشور (27 اردیبهشت لغایت 2 خردادماه) برگزار خواهد شد. برگزاری هشتمین همایش روابطعمومی الکترونیک و دومین کنفرانس روابطعمومی و صنعت از جمله برنامههای این هفته است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1391/12/14ساعت 21:21 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
سردبیر سایت readwrite -دن لیونز: در شرایطی که کاربران در سطح دنیا روز به روز بیشتر از اندروید استقبال میکنند و این پلتفرم را در آغوش میگیرند، آمریکاییها همچنان آیفون را ترجیح میدهند. بیایید اعداد را مرور کنیم. ۷۵ درصد سهم بازار گوشیهای هوشمند در دنیا متعلق به اندروید است، در حالی که اپل تنها ۱۵ درصد بازار را در اختیار خود دارد. اما در آمریکا آیفون هنوز هم حکمرانی میکند و ۶۳ درصد گوشیهایی که Verizon میفروشد و ۸۴ درصد گوشیهایی که AT&T میفروشد، آیفون هستند. در آسیا تعداد زیادی از کاربران جوان، از آیفون به سمت وسایل اندرویدی رو آوردهاند، آنها مخصوصا به گجتهای سامسونگ علافه دارند. گویی که آیفون که زمانی محصولی لوکس بود و میتوانست مایه تفاخر باشد، دیگر آنقدر پیش و پا افتاده شده که مثل سابق هواخواه ندارد. اما در آمریکا، وسایل اندرویدی هنوز خیلی عقب هستند، برای مثل پرچمداران اندروید مثل نکسوس ۴ یا گلکسی اس ۳ با اینکه کیفیت بسیار خوبی دارند، اما در آمریکا به گرد پای آیفون نمیرسند. از آنجا که سایت و وبلاگهایی آمریکایی تسلط رسانهای فراوانی دارند و آنها اصولا برای مخاطبان خاص خود مینویسند، حجم اخبار مربوط به اپل و iOS و آیفون و اپلیکیشنهای iOS بسیار بیشتر از اخبار پلتفرم اندروید به نظر میرسد. چیزی که شاید متناسب به درصد کاربران جهانی این دو نباشد. حمایت از تیم وطنبخشی از این محبوبیت میتواند به این خاطر باشد که اپل هر چه باشد، یک شرکت آمریکایی است و از سویی دیگر شکایتهای اپل علیه سازندگان وسایل اندرویدی، آنقدر مؤثر بوده است که از دید بسیاری از کاربران آمریکایی، سازندگان اندرویدی تا حد یک مشت کپیکار، تنزل کردهاند. اما اپل و هوداران مشتاقش در آمریکا به این هم قناعت نمیکنند و نهتنها از گوشیهای اندرویدی انتقاد میکنند، بلکه به کاربران اندروید هم حمله میکنند و آنها را کاربرانی با کلاس پایین، سطح تحصیلات پایین، فقیر و دارای ذائقه بد میدانند. از این دیدگاه، کاربران اندروید فقط کسانی هستند که به دنبال ارزانترینها هستند. برای مثال شما میتوانید به مقالهای در سایت گیزمودو مراجعه کنید که عنوان این بود: اندروید به خاطر ارزان بودنش است که محبوب شده، نه به خاطر خوب بودنش! عکس اصلی این مقاله تصویر مردی بیخانمان است که یک گوشی اندرویدی در کنارش قرار دارد! چیز جنجالی دیگر در این مقاله این بود که با اشاره به سطح متوسط درآمد خانوادههای سیاهپوست که به طور قابل ملاحظهای پایینتر از خانوادههای سفیدپوست است، به تبلیغ سامسونگ اشاره میشود که در آن یک خانواده امریکایی- آفریقایی با یک گلکسی نوت ۲، یک عکس خانوادگی میگیرند. با الهام از مقاله گیزمودو، سایت مشهور تککرانچ هم مقاله دیگر با این عنوان نوشت: حقیقت این است که اندروید ارزان است ولی خوب نیست! برچسب ارزان بودن و القا کردن مترادف بودن ارزانی با بیکیفیت بودن سالهاست که به اندروید خورده است. درست است که گوشیهای اندرویدی ارزانقیمت زیاد هستند، ولی باید توجه داشت که گوشیهای آیفون ارزان هم وجود دارند/ علاوه بر این وسایل اندرویدی هم هستند که اصلا ارزان نیستند، مثلا اگر از طریق Verizon گلکسی نوت ۲ یا گلکسی اس ۳ بخرید، در قرارداد دو ساله، هزینه آنها ۲۰۰ دلار خواهد بود. هزینه آیفون پنج با قرارداد مشابه همین ۲۰۰ دلار است و گوشی آیفون ۴S، تنها ۱۰۰ دلار برایتان تمام میشود، آیفون ۴ را هم میتوانید به صورت رایگان دریافت کنید! به طور خلاصه این حملات علیه اندروید بر دو چیز استوار بودهاند: ارزان ساختن کاری بیارزش است و سیستم عامل اندروید، پشت سر iOS است، باید گفت که در شرایط حاضر، هر دو تصور اشتباه هستند.
حقیقت ناخوشایندبیایید اول بر سیستم عامل متمرکز شویم، بیرون گذاشتن اسکات فروستال توسط تیم کوک را میتوان نشانهای از نگرانی اپل در مورد پیشرفتهای رقیبش دانست. از نظر سختافزاری محصولات اندرویدی بسیار متنوع هستند. بر حسب مدل و سازنده این گوشیها، کیفیت متفاوتی دارند. شما از یک سو گوشیهای بسیار ارزان را دارید و از سوی دیگر گلکسی اس ۳ یا نکسوس ۴ را. از نظر اندازه صفحه نمایش اپل، تنها دو اندازه را برای آیفون ارائه میدهد، صفحه نمایش کوچک آیفونهای قابل از آیفون ۵ و صفحه نمایش بزرگتر، اما هنوز کسلکننده آیفون ۵٫ اما وسایل اندرویدی اندازه صفحه نمایش بسیار متنوعی دارند. زمانی طرفداران اپل میتوانستند کیفیت رتینای آیفون را، دلیل برتری نمایشگر آیفون بر سایر گوشیها بدانند. اما این برتری هم با آمدن گوشیهای اندرویدی که وضوح صفحه نمایش بیشتر از ۳۰۰ پیکسل در هر اینچ دارند، از بین رفته است. زمانی اپل میتوانست به تعداد بیشتر اپلیکیشنهای خود افتخار کند، اما در نیمه سال میلادی ۲۰۱۳ از این لحاظ از اپل پیشی خواهد گرفت. البته هنوز هم در برخی از حوزههای خاص، کیفیت و کمیت اپلیکیشنهای iOS بیشتر از اندروید است، اما در حوزه اپلیکیشنها روزمره و ضروری، باید گفت اندروید هیچ کمبودی ندارد. افزایش کاربران اندروید ممکن است سبب شود، توسعهدهندگان اندروید را بیشتر مد نظر قرار بدهند و به یاد داشته باشید که حتی دو آتشهترین هوداران اپل هم بعضی از اپلیکیشنهای گوگل مثل نقشه گوگل را بر اپلیکیشنهای پیشفرض ترجیح میدهند. قدرت پروپاگانداهمان طور که در ابتدای مقاله اشاره کردم، در آمریکا گروهی از بلاگرها پر سر و صدا وجود دارند که همچنان بر طبل برتری آیفون میکوبند. کاربران آمریکایی بر اساس همین تبلیغات ممکن است تصور کنند که گوشیهای هوشمند اندرویدی پیچیده هستند، کاربری آنها دشوار است و مخصوص گیکهاست، یا اینکه این گوشیها غیر قابل اعتمادند و بدتر از همه اینکه این گوشیها مخصوص آدمهای فقیر ساخته شدهاند. برای مثال کافی است به آوریل سال ۲۰۱۲ برگردیم، زمانی که نسخه اندروید اینستاگرام آمد. در آن زمان کاربران آیفون نمیتوانستند حضور کاربران اندروید را در کنار خود تحمل کنند، آنها این کاربران را در حکم فقرایی از اردوگاهها و حاشیههای شهر میدانستند که به محله اعیاننشین آنها آمدهاند!برای مثال کافی است به آوریل سال ۲۰۱۲ برگردیم، زمانی که نسخه اندروید اینستاگرام آمد. در آن زمان کاربران آیفون نمیتوانستند حضور کاربران اندروید را در کنار خود تحمل کنند، آنها این کاربران را در حکم فقرایی از اردوگاهها و حاشیههای شهر میدانستند که به محله اعیاننشین آنها آمدهاند! با همه این اعمال، کاربران اپل ظاهر آدمهای بیگناه و بیتزویر را به خود میگیرند و تظاهر میکنند که علت دشمنی کاربران اندروید و دشنامهای آنها را درک نمیکنند! آیندهشاید به بازار آمدن تلویزیون اپل در آینده نزدیک بار دیگر موتور محرکی برای اپل شود و همان داستان آیفون بار دیگر تکرار شود: این بار هم سازندگان بقیه تلویزیونها، کپیکارهای بیکیفت آسیایی لقب بگیرند و موجی از خبرهای مربوط به تلویزیون هوشمند اپل راه بیفتد و دارندگان بقیه تلویزیونها حاشیهنشینهای بیچیز قلمداد شوند. متأسفانه تجربه نشان داده است که این راهبرد همیشه در آمریکا موفق بوده است! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1391/11/20ساعت 8:43 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
ویلیام هنری بیل گیتس مرد ثروتمندی است. میزان تخمینی ثروت او 65 میلیارد دلار است. برابر با تولید ناخالص ملی سالانهی اکوادور یا کمی بیش از این شاخص در کرواسی. با این معیار موسس مایکروسافت به اندازهی دو کنیا، سه ترینیداد و ده دوازده برابر مونتهنگرو میارزد. این اوضاع برای کسی که دانشگاه را نصفه رها کرده، بدک نیست. به گزارش سرویس بینالملل فرارو به نقل از تلگراف هواداران گیتس باور کنند یا نکنند، او هم مثل هر انسان دیگری روزی ار دنیا خواهد رفت و به قول معروف آن دنیا جیب پرپول هم در آن دنیا به درد کسی نمیخورد. به همین خاطر او شروع به بخشیدن پولهایش کرده تا به آنانی که به اندازه وی در زندگی اقبال نداشتهاند، امید زندگی ببخشد. گیتس میگوید: "من وضع خوراک و پوشاکم بسیار خوب است و از یک مقدار دیگر به بعد عملا پول کاربردی برای من ندارد. از آن مقدار بیشتر را اگر صرف سازماندهی و رساندن منابع به فقیرترین مردم جهان کنید، آنوقت پول کاربرد مییابد." البته "یک مقدار" بیل گیتس با یک مقدار ما اندکی فرق دارد. بیل گیتس صاحب یک خانهی مشرف به دریاچه واقع در ایالت واشنگتن است که 150 میلیون دلار میارزد. همچنین استخر خانهی وی مجهز به سیستم صوتی زیر آب است. اما مسئله چیز دیگری است. ثروتهای نجومی، حتی در حدواندازهی ثروت بیل گیتس، متضمن آن نیست نام کسی در تاریخ ثبت شود. گیتس کامپیوترهای شخصی را با زندگی روزانه عجین کرد و احتمالا همین کار برای ثبت نامش در تاریخ کفایت میکند، ولی با این وجود او هنوز هم در سن پنجاه سالگی حاضر به از پای نشستن نیست و بیش از این میخواهد. گیتس میخواهد بیماری فلج اطفال را که تاکنون زندگیهای بیشماری را فلج کرده است را ریشهکن کند. گیتس معتقد است هر کودکی حق داشتن یک زندگی سالم و سازنده را دارد، و توضیح میدهد که فناوری و ابتکار میتوانند کمکهای بسیاری در رسیدن به این هدف همچنان دور و دراز انجام دهند. گیتس فقط حرف نمیزند، به حرفش عمل میکند. او و همسرش، ملیندا، تا به حال 28 میلیارد دلار از ثروتشان را از طریق موسسهی خیریهشان صرف امور عامالمنفعه کردهاند، که از این میان هشت میلیارد دلار صرف بهبود وضع بهداشت جهانی شده است. گیتس میگوید: "من و همسرم خیلی راجع به اینکه از ثروتمان چه استفادهای کنیم و اینکه چقدر خوششانسیم که میتوانیم پولمان را در راهی که برای جهان مفید و موثر باشد خرج کنیم صحبت کردهایم. هر دوی ما در مایکروسافت کار میکردیم و در آنجا دیدیم که اگر ابتکار، افراد باهوش و گشتن به دنبال چیزی که واقعا کار کند را دور هم جمع کنید، میتوانید کارهای بسیار بزرگی به انجام برسانید." "تاکید ما بر کمک بر فقیرترین مردم جهان است و به همین دلیل به سمت واکسن رفتهایم. میتوان بر یک بیماری متمرکز شد و به کلی از شرش راحت شد، مانند آنچه که ما داریم در ارتباط با فلج اطفال انجام میدهیم." چنین کاری تنها یک بار پیشتر در تاریخ بشر انجام شده، و آن به ریشهکنی سرخجه در دههی هفتاد میلادی بازمیگردد. گیتس میگوید: "فلج اطفال ویژگی خاصی دارد و آن اینکه اگر یک بار آن را ریشهکن کنید دیگر لازم نیست هزینه صرف آن بکنید. تا دنیا دنیاست از بین میرود." فلج اطفال همچنان در نیجریه، پاکستان و افغانستان شیوع دارد و از بین بردن آن کار مشکلی است. البته یک مشکل دیگر نیز در مبارزه با این بیماری در این کشورها وجود دارد و آن تبلیغات گروههای اسلامگرا مبنی بر شیطانی بودن واکسنهای فلج اطفال تولیدی غرب است. برخی از بهیاران حاضر در این طرح در پاکستان جان خود را بر سر همین موضوع از دست دادهند. بیل گیتس میگوید: "این مسائل نمیتواند ما را از موفقیت بازدارد. بلکه با دولت پاکستان به گفتگو نشستیم تا تعهداتشان را تجدید کنند و امنیت زنانی را که با رساندن واکسن به کودکان کار الهی انجام میدهند را تامین کند." گیتس معمولا زیاد از ادبیات دینی استفاده نمیکند هر چند که همسر او یک کاتولیک است. گیتس میگوید: "من و ملیندا حتی پیش از اینکه با هم ازدواج کنیم در این باره با هم صحبت میکردیم. زمانی که سالهای چهل سالگیم بودم اولویت من مایکروسافت بود. زمانی که تصمیم گرفتم موسسهی خیریه را به هدف اصلیم تبدیل کنم، تحول بزرگی برایم به حساب میآمد." گیتس همچنان مدیر مایکروسافت است، اما حضورش در شرکت مستمر نیست. برخی از گیتس خواستهاند دوباره تمام وقت در مایکروسافت حاضر شود تا تکانی به آن بدهد، اما برنامهای برای برگشتن ندارد. او میگوید: "کار تمام وقت من تا پایان عمر در موسسه خیریه خواهد بود. همچنان به صورت پارهوقت در مایکروسافت خواهم ماند. من دو شغل داشتهام و بسیار خوششانس بودم که یکی از یکی بهتر از آب درآمدند." "من عاشق مایکروسافت بودم. مایکروسافت مرا برای آنچه که امروز انجام میدهم آماده کرد. همانطور که زمانی انقلاب در حوزهی کامپیوتر و اینترنت را شاهد بودم، حال شاهد کاهش مرگومیر کودکان هستم. ساعتهای طولانی کار میکنم و تلاش میکنم تا دربارهی این موضوعها اطلاعات به دست بیاورم، ولی با این حال به سختیاش میارزد چون از کارم بسیار لذت میبرم." گیتس تاکید دارد که دولتها برای حل مشکلات جهان باید وارد صحنه شوند. "میزان سرمایهی بنیاد خیریهی ما در مقایسه با بودجههای دولتها ناچیز است و البته کفاف رویایی با برخی از مشکلات بزرگی جهانی را نمیدهد. اما خوشحالم که با این وجود منابع بسیاری از طریق بنیاد خیریهی ما در جهت ایجاد جهانی بهتر خرج میشود." در سال 1990 دوازده میلیون کودک زیر پنج سال در جهان مردند. این رقم امروز در حدود هفت میلیون نفر در سال (یعنی 19هزار نفر در روز است. بنا به گزارش سازمان ملل از این میان 18 درصد بر اثر ذاتالریه، 14 درصد بر اثر پیچیدگیهای پیش از زایمان، 11 درصد در اثر اسهال، 9 درصد بر اثر پیچیدگیهای حین زایمان و هفت درصد در اثر ابتلا به مالاریا جان خود را از دست میدهند.) اما گیتس بر فلج اطفال متمرکز شده است. ریشهکنی این بیماری بسیار صدا خواه کرد و کشورهای جهان را به افزایش تلاش در جهت بهتر کردن اوضاع بهداشت تشویق خواهد کرد. بنیاد بیل و ملیندا گیتس، یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار در شش سال آینده صرف رسیدن به این هدف خواهد کرد که نزدیک به یک سوم هزینههای جهانی در این ارتباط را شامل میشود. "تنها لازم است به 90 درصد بچهها سه بار قطرهی واکسن را بدهید تا شیوع بیماری متوقف شود. تعداد مبتلایان در نهایت به صفر خواهد رسید. زمانی که کار را شروع کردیم سالانه چهارصدهزار کودک به علت فلج اطفال، میشدند، امروز این میزان به هزار کودک در سال رسیده است. نکتهی خوبی که وجود دارد اینست که وقتی که کارمان با فلج اطفال تمام شود، دستمان باز خواهد بود تا به سراغ مالاریا و سرخک برویم." البته گیتس قدیس نیست. زمانی که در مایکروسافت بود، به عنوان مدیری شناخته میشد، که با استفاده از سلطهی مایکروسافت در بازار رقبای کوچکتر را کنار میزند. با این وجود، برعکس طمع شدید در دههی نود میلادی، او و همسرش این روزها بخشندگی را به اوج رساندهاند و به الگویی برای سایر میلیاردرها برای شرکت در کارهای بشردوستانه تبدیل شدهاند. وارن بافت، سرمایهگذار بزرگ، تاکنون 17.5 میلیارد دلارش را از طریق بنیاد گیتس صرف امور خیرخواهانه کرده است. فرزندان بیل و ملیندا گیتس هرگز طعم فقر را نخواهند چشید. شاید مولتی میلیاردر نشوند، اما حتی با وجود آنکه بیل و ملیندا بخش اعظم ثروت را به بنیاد خیریه اختصاص دادهاند، باز هم به هریک از بچهها چیزی در حدود یک میلیارد دلار خواهد رسید. گیتس توضیح میدهد: "بخش عمدهی ثروتم، در حدود 95 درصد آن، به بنیاد خیریهام خواهد رسید، که کل آن پول را در طول بیست سال پس از مرگ ما صرف امور خیریه خواهد کرد." آیا این همه بذل بخشش مبنای اعتقادی دارد؟ گیتس جواب میدهد: "ربطی به دین و مذهب خاصی ندارد؛ بلکه به شرافت انسانی و برابری باز میگردد. یک قانون طلایی وجود دارد و آن این است که زندگی همه به یک اندازه ارزشمند است و ما باید با مردم چنان رفتار کنیم که دوست داریم با خودمان رفتار شود."
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/11/04ساعت 11:25 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
پروفسور مجید تهرانیان روز دوشنبه در آمریکا درگذشت. روحش شاد، یادش گرامی. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/10/06ساعت 12:11 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
به گزارش خبرآنلاین، مهدی اخوان به آبادی در مورد اعمال فیلترینگ در اینترنت، عضویت دفتر رهبری در شبکه اجتماعی فیس بوک و تغییرات در وزارت ارتباطات توضیحاتی ارائه داد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/10/06ساعت 11:46 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
MBA NEWS: این روزها بازار شایعهای مبنی براینکه بزودی دنیا با آتش گرفتن خورشید به پایان خواهد رسید، درمیان مردم بسیاری از کشورهای دنیا داغ است و این موضوع موجبات نگرانی و سئوالات زیادی را برای خیلیها ایجاد کرده است. برخی با شنیدن این خبر از روی ناباوری لبخند میزنند و برخی با وجود انکار چنین شایعه بزرگی در اعماق وجود خود و با اتکا به باورهای قدیمی که در مورد پایان هستی نقل شده، به احتمال صحت این موضوع فکر میکنند. این مسئله بهانهای شد تا دیدگاهای دوتن از اساتید مطرح علوم ارتباطات را دراین رابطه جویا شویم.دکتر محسنیان راد استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در این خصوص اظهار داشت: از حدود 30 سال گذشته حاصل تلاش و کارهای علمی صورت گرفته در حوزه روزنامهنگاری، تعیین قوانین علمی برای این رشته است که یکی از آنها در مورد ارزشهای خبری است، به این معنی که هر خبر باید شامل یکی از 7 ارزش خبری باشد تا به عنوان یک خبر شناخته شود، یکی از این ارزشها، شگفتی است که منظور، نادر بودن و شگفتانگیز بودن موضوع است، خبر اتمام دنیا نیز از شگفتی بسیار بزرگی برخوردار است و بسیار نادر تلقی میشود. برای همین مورد توجه بسیاری ازمردم جهان قرارگرفته است. دکتر سلطانی فر از دیگر اساتید علوم ارتباطات نیز در این مورد اظهار داشت: انتشار این شایعه در غالب یک خبر همهگیر در جهان، نشانه عوامزدگی مردمی است که در دنیای مدرن امروزی غرق شدهاند و به عبارتی انسان مدرن امروز ریشه در سنتها دارد، گر چه در دنیای مدرنیزه کنونی دست و پا میزند، در واقع انتشار چنین موضوعاتی در رسانهها و شبکههای اجتماعی، نشانگر نوعی تقابل سنت و مدرنیته تلقی میشود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1391/10/01ساعت 21:41 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
پیش بینی آی. بی. ام برای 5 سال آینده: تلفن های هوشمند و تبلت های امروزی کارهای خیلی زیادی می کنند. در کسری از ثانیه می توانند وضع آب و هوای زیمباوه یا گینه بیسائو را به شما بگویند، بهترین خرید ها را پیشنهاد کنند، ساعت کوک کنند و غیره. اما با کمال احترام، آنها هنوز خیلی ابتدایی هستند. اگر از کامپیوتر خود (پی سی یا پست پی سی) بپرسید که یک تکه پارچه چه حسی را به پوست بدن منتقل می کند یا یک سوپ خوشمزه چه بویی دارد، به در و دیوار می خورد و راه خودش را گم می کنند، آخر سر هم با سرفه کردن به شما می فهماند که کاری از دستش ساخته نیست! سیستم های رایانش شناختی (مبتنی بر ادراک( دستاوردهای مرتبط با رایانش شناختی (یا ادراکی) هنوز در سطح بالایی قرار نگرفته اند. در اصل اگر فکر می کنید توانایی “رایانش” سیستم ها مساوی است با “فکر کردن” باید دیدگاه خودتان را عوض کنید چون اصلاً چنین نیست. آقای میرسون، نایب رئیس بخش نوآوری در IBM می گوید: «تفاوت های بنیادینی میان طرز فکرهای مختلف درباره رایانش وجود دارد. [برای رایانش شناختی] باید از اساس، طرز فکرتان درباره جذب داده ها را تغییر دهید. اینطور نیست که فقط یک عکس بگیرید و آن را ذخیره کنید. باید با آن عکس به عنوان یک موجودیت مستقل برخورد شود و نه فقط چند صفر و یک. رایانش شناختی تغییرات بسیار جذابی را برای قابلیت ها[ی کامپیوترها] رقم خواهد زد و این برای ما یک محرک بزرگ است.» یکی از تفاوت های میان کامپیوتری که قوه ادراک و قابلیت شناختن چیزها را دارد با یک کامپیوتر سنتی، مقوله تمرین است. یک سیستم شناختی، به دادن جواب های غلط و به درد نخور ادامه نمی دهد، بلکه اگر به یک نتیجه گیری غلط رسید، می تواند رویکرد خود را عوض کرده و به شناخت جدیدی نایل آید. آقای میرسون در این باره می گوید: «در یک ماشین دارای قابلیت ادراک، شما آن را آماده و روشن می کنید ولی این خود دستگاه است که شروع به مشاهده می کند و این کاملاً از آنچه اکنون داریم، متفاوت است زیرا دستگاه های آینده با محاسبات آماری قادر به رسیدن به یک نتیجه نهایی می شوند و با این حال، اگر پاسخ اولیه شان غلط باشد و شما این را به دستگاه بگویید، دوباره احتمالات منجر به نتیجه غلط را این بار با وزن های متفاوت بررسی کرده و سرانجام به نتیجه صحیح می رسد.» نترسید، رایانش شناختی مساوی هوش مصنوعی نیست تصور الحاق حواس پنجگانه انسان ها به کامپیوترها، شاید شما را یاد آخر الزمان رباتیک و خود آگاهی کامپیوتر ها و ماشین هایی بیندازد که قادر به تفکر مستقل هستند؛ ولی نه، لطفاً بر اسب تخیل مهار بزنید. آقای میرسون می گوید که دره ای سترگ بین “شناخت کامپیوتری مبتنی بر حواس” و “هوش مصنوعی حقیقی” است: «این [رایانش شناختی] تکنولوژی واقعاً عظیمی است ولی نمی تواند سر خود جایی برود. برای چنین هدفی طراحی نشده. در حقیقت چیزی که برای آن طراحی شده، عکس العمل نشان دادن برای انسان و یاری رساندن است. اما در عین حال با ارائه ورودی های انسانی (حواس پنجگانه)، این آزادی را به ما می دهد تا به جای برنامه ریزی کردن کامپیوتر، آن را آموزش و تمرین بدهیم. ساده بگویم، آگاهی بیشتری [نسبت به کامپیوترهای فعلی] ندارد بلکه پهنای باند بیشتری خواهد داشت و این تفاوت بزرگش با کامپیوترهای سنتی است.» ۱ از ۵: لمس امروزه شما می توانید نمایشگر تبلت یا تلفن هوشمند را لمس کرده و از این طریق به دستگاه خود دستوراتی را بدهید، اما آیا می توانید آنچه را که صفحه لمسی در حال نشان دادنش است هم لمس کنید؟ جواب این سوال فعلاً نه است؛ ولی آی بی ام می گوید فقط تا ۵ سال آینده. این کمپانی بزرگ در حال کار بر روی صفحات لمسی با قابلیت شبیه سازی محیط بیرون است! تصور کنید صفحه لمسی نامرئی که روی نمایشگر تلفن شما است، بتواند بافت پارچه ای را که در یک فروشگاه آنلاین مشغول مشاهده اش هستید شبیه سازی کرده و شما فقط با دست کشیدن روی نمایشگر، آن جنس را حس کنید. یا بافت هر محصول دیگری را فقط با دست کشیدن روی نمایشگر تلفن دقیقاً حس کنید. تصور کنید که از سبد دستی یک فرد روستایی در دامنه آلپ خوشتان آمده: «ای کاش می شد ببینم چه جنسی دارد!» ۵ سال دیگر، لمس کردن آن از پشت پنجره ای کوچک یعنی نمایشگر تلفن یا تبلت، دیگر یک رؤیا نخواهد بود. اما چگونه؟ یکی از تکنولوژی هایی که IBM در حال کار بر روی آن است، لرزش سطح است. آنها می خواهند لرزش (کلمه ویبره آشنا تر نیست؟) را طوری به خدمت بگیرند که با نوسان های مختلف، بتواند حسی از بافت پارچه های مختلف یا سایر چیزها را برای سر انگشت شما تداعی کند. ۲ از ۵: بینایی تا سال ۲۰۱۷ کامپیوترهای ما نه تنها قادر به تماشا کردن تصاویر خواهند شد بلکه آنها را درک هم خواهند کرد. آنها می توانند آموزش ببینند که تصاویر و ویدیوها را به “ویژگی های مختلف” تجزیه کرده و چیزهایی مثل توزیع رنگ، بافت سطوح، اطلاعات مربوط به لبه های هر شیء و نیز اطلاعات حرکتی را درک کنند. هر پیکسل، بیش از ۱۰۰۰ کلمه برای کامپیوتر شما معنا خواهد داشت. کامپیوتر مثال هایی را دریافت خواهد کرد و با تمرین روی آنها قادر به درک هر تصویر خواهد شد. اجزا داخل قاب را تشخیص داده و می فهمد که چه چیزی بیشتر اهمیت دارد؛ برای مثال در محیط شهری تشخیص می دهد که خطوط ساختمان ها و خیابان ها برای درک تصویر مهم هستند. در مورد ویدیو ها هم به همین شکل. برای مثال در جریان یک طوفان شدید، مردم ویدیوهایی را از مکان های مختلف می گیرند و به اشتراک می گذارند. این به کامپیوترهای دارای قابلیت شناخت، کمک می کند تا وضعیت مناطق مختلف را تحلیل کنند و در صورت لزوم، آژیر خطر برای آتش نشانی یا اورژانس پزشکی را به صدا در آورند. در زندگی عادی هم به اشتراک گذاشتن ویدیوهایی از تجربه هایی که داریم، می تواند به دیگران کمک کند تا مکان های تفریح یا سفر خود را انتخاب کنند و کامپیوترهای شناختی با کمک آن ویدیوها، می توانند پیشنهادهای خوبی به صاحبان خود بدهند. اما تصور کنید که بینایی کامپیوتر ها چه کمکی به تشخیص بیماری های پوستی خواهد کرد که عموماً نسبت به آنها بی تفاوت هستیم یا تا زمانی که علائم آنها به سطح خطرناکی نرسند، آنها را جدی نمی گیریم. کامپیوتر می تواند با تجزیه و تحلیل عکس هایی که در طول زمان گرفته شده، تغییرات بافت پوست را تشخیص داده و در صورت نیاز به شما هشدار دهد. ۳ از ۵: شنوایی تا ۵ سال دیگر، کامپیوترها (در همه فرم های خود) قادر به شنیدن آنچه که مهم است خواهند شد. سیستم های شنوایی آینده با گوش کردن به صداهای مختلف قادر به یادگیری خواهند بود و با استفاده از این نوع ورودی، قادر به شناسایی الگوهای مختلف و ساختن مدل هایی برای تجزیه صداها می شوند. به عنوان مثال خواهید توانست پیش بینی کنید که چه زمانی یک درخت خواهد افتاد یا با ضبط و بررسی صداهای مختلف یک نوزاد، کامپیوتر در دفعات بعدی قادر خواهد شد گریه یا صداهای بی معنای کودکانه ای را که او از خود در می آورد، برای شما تفسیر کند تا بفهمید که آیا کودک خسته است، خوابش می آید، گرسنه است یا احساس درد می کند. آقای دیمیتری کانفسکی که مخترع ارشد در آی بی ام است و از ۳ سالگی شنوایی خود را از دست داده درباره شنوایی کامپیوترهای آینده کار کرده و می گوید که به عنوان مثال درباره رانش زمین در برزیل، می توان از رایانش شناختی استفاده کرد تا سنسورهای مختلف بر اساس شنیدن اتفاقات پیرامونی، مثل تشخیص حرکات کوه ها و بارش باران، از وقوع اتفاقات محتمل خبر دهند و به این شکل جان مردم را از خطر نجات دهند. ۴ از ۵: چشایی IBM برای ۵ سال آینده، کامپیوترهایی را تصور می کند که از خود شما به سلیقه غذا خوردنتان بیشتر آگاه هستند. ماشینی را تصور کنید که مزه را تشخیص می دهد و از این رو با آنالیز ساختار شیمیایی غذا می تواند چرایی علاقه شما به آن را درک کند. به این شکل، نه تنها غذاهای سالم را به شما پیشنهاد می کند بلکه با کنار هم چیدن جفت غذاهای مختلف، شما را غافلگیر می کند زیرا تا قبل از آن نمی دانستید که خوردن آن غذاها در کنار هم، اینقدر می تواند لذت بخش باشد. بله یک کامپیوتر به شرط شناخت شما و توانایی تشخیص مزه ها، می تواند با دسترسی به دیتابیس غذاها به شما کمک کند بهتر غذا بخورید. یا مثلاً، تصور کنید که مریض می شوید و دکتر برای شما پرهیز غذایی و رژیم خاصی را توصیه می کند. بنابراین قدرت انتخاب تان محدود می شود، اما در همین محدوده هم کامپیوتر می تواند انتخاب های متنوعی را توصیه و زندگی تان را بهتر کند. ۵ از ۵: بویایی تا ۵ سال دیگر، کامپیوترها حس بویایی را نیز خواهند داشت. متخصصین سنسورهایی را در دستگاه ها قرار خواهند داد که قادر به تشخیص بو هستند. بوی یک نوشیدنی، یک غذا، یک عطر، یا حتی بوی یک بیماری! بله بیماری ها هم بو دارند و در بیمارستان ها می توان با نصب این سنسورها، کمک کردن که اطلاعات مختلفی در اختیار پزشکان قرار بگیرد یا حتی تصور کنید که تلفن هوشمندتان با برخورداری از این سنسورها، قبل از شما تشخیص دهد که در شرف بیماری هستید! کامپیوترهای آینده تلاش خواهند کرد با جمع آوری اطلاعات مربوط به هر بو کاری را که در مغز شما اتفاق می افتد یعنی پردازش اطلاعات به دست آمده از مولکول ها را انجام دهند. آیا همه اینها باعث نمی شود که فکر کنید گجت های امروزی، خیلی ساده و ابتدایی هستند؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/09/29ساعت 7:19 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
از چند سال پیش تاکنون و به موازات گسترش شبکههای اجتماعی در سطح اینترنت، سخن از میزان نفوذ و تأثیرگذاری این شبکهها بر اجتماع و سیاست، به یکی از مباحث مهم در جامعهشناسی معاصر بدل شده است. مؤسسه نظرسنجی «پیو» در گزارشی، این موضوع را بررسی کرده و به نقش فناوریهای نوین در این زمینه پرداخته است.
به گزارش «تابناک»، یافتههای کلیدی از مطالعه و نظرسنجی ۲۱ کشور جهان در مؤسسه تحقیقاتی «پیو» از هفدهم مارس ۲۰۱۲ تا بیستم آوریل ۲۰۱۲، نشان میدهد که عموم مردم جهان، برخط (آنلاین) دیدگاههایشان را به ویژه درباره فرهنگ عامه به اشتراک میگذارند. در سراسر این بیست کشور ـ پاکستان به دلیل شمار کاربران اندک شبکههای اجتماعی از این تحقیق کنار گذاشته شده است ـ میانگین، ۶۷ درصد کاربران شبکههای اجتماعی میگویند که این سایتها برای به اشتراک گذاشتن دیدگاههایشان درباره موزیک و فیلمها استفاده میکنند. همچنین شمار چشمگیری از کاربران، دیدگاههایشان را درباره مسائلی چون اجتماعی، ورزشی و سیاسی و شمار اندکی نیز عقاید مذهبی خود را از این راه، به اشتراک میگذارند. آیا شما از سایتهای شبکههای اجتماعی استفاده میکنید؟ ![]() بیان عقاید درباره سیاست، مسائل اجتماعی و مذهب، به ویژه در جهان عرب عمومی است؛ برای نمونه، در مصر و تونس، دو کشوری که قلب انقلابهای عربی هستند، بیش از شش نفر از هر ده نفر کاربر شبکه اجتماعی، برخط دیدگاههایشان را درباره سیاست به اشتراک میگذارند. در مقابل در سراسر این بیست کشور، نظرسنجیها نشان میدهد به طور متوسط، ۳۴ درصد اشتراک گذاریها مربوط به عقاید سیاسی است. به طور مشابه، در مصر، لبنان و اردن بیش از هفت نفر از هر ده نفر، عقایدشان درباره مسائل اجتماعی را از این راه به اشتراک گذاشتهاند؛ این در مقایسه با ۴۶ درصدی است که در سراسر این بیست کشور وجود دارد. وقتی شما از سایتهای شبکه اجتماعی استفاده میکنید، چه چیزهای را بین هم به اشتراک میگذارید؟ ![]() برعکس، گویا مردم در بیشتر کشورهای پیشرفته از لحاظ اقتصادی، کمتر تمایل به تعامل برخط با دیگران در این شبکهها دارند. در این میان، به ویژه ژاپن و آلمان، تنها دو کشوری هستند که کمتر از نصف همه کاربران اینترنت آن در شبکههای اجتماعی مشارکت میکنند. کاربران برخط این دو کشور در مقایسه با دیگر کاربران جهان، از شبکههای اجتماعی کمتر برای بیان دیدگاههایشان درباره فرهنگ، اجتماع، ورزش، سیاست و مذهب بهره میگیرند. افزون بر این، در کشورهای نظرسنجی شده، نحوه استفاده از شبکههای اجتماعی متناسب با سن افراد متفاوت است. در هفده کشور از این ۲۱ کشور، شکاف ۵۰ درصدی یا بیشتر میان کسانی که کمتر از سی سال دارند، با آنهایی که پنجاه یا بیشتر از آن سال دارند، به چشم میخورد. به طور مشابه، استفاده از شبکههای اجتماعی به واسطه سطح تحصیلات متفاوت است و این تفاوت با اختلافی دو رقمی میان آنهایی که تحصیلات دانشگاهی دارند با آنهایی که ندارند، در پانزده کشور از هجده کشورِ نظرسنجی شده (این یافته بدون در نظر گرفتن کشورهایی همچون مکزیک، برزیل و پاکستان به دلیل اینکه در آنها از هر صد پاسخدهنده، میزان کمی دارای مدرک دانشگاهی بودند، است) نشان داده شده است. گستردهترین شکاف در مصر است که در آن، ۸۱ درصد کسانی که دارای مدرک دانشگاهی هستند، از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و این در مقایسه با ۱۸ درصد کسانی است که تحصیلات پایینی دارند. جدول زیر، نمایی کلی از فعالیتهایی را نشان میدهد که توسط کاربران شبکههای اجتماعی انجام میگیرد: ![]() در پایان این که گزارش مؤسسه «پیو»، بیانگر آن است که گسترش فناوریهای نوین، به ویژه گوشیهای تلفن همراه با قابلیت اتصال به اینترنت، نقش بسیار مهمی در گسترش نفوذ شبکههای اجتماعی و استفاده از آن در کشورهای مورد مطالعه دارد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1391/09/28ساعت 10:50 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
همشهری آنلاین - طاهره ساعدی: در دنیای امروز که با رسانههای جدید زندگی میکنیم بعضی مفاهیم ارتباطی دگرگون شدهاند؛ یعنی ایجاد وبیک و وبدو، مخاطب را به کاربر تبدیل کرده است. مسئلهای که با ظهور تکنولوژیهای جدید اتفاق افتاده این است که نگاه به فرد بهعنوان مخاطب باید تبدیل به کاربر شود. بهعبارت دیگر مخاطب سنتی «مجبور» (در گذشته) به همراه و تولیدکننده محتوا تبدیل میشود و در حقیقت کاربر متولد میشود و جای مخاطب را میگیرد چون تولیدکننده محتوا هم هست و نقش مهمی در تولید دارد و در آن تأثیرگذار است. تغییر در فضا و نگاه بسیار عمده است و رسانههای جدید تا حد زیادی مسطح شدهاند؛ یعنی مدل ارتباط آنها با مخاطب تا حد زیادی تغییر کرده است. نمیتوان مخاطب را مقابل تولیدکننده خبر و محتوا قرار داد بلکه مخاطب یا همان کاربر در کنار تولیدکننده و فرستنده محتواست. اگر دیگر تغییرات صورتگرفته توسط تکنولوژیهای جدید ارتباطی را نادیده بگیریم همین یک دگرگونی صورتگرفته، دیدگاههای ما را نسبت به مخاطبی که در گذشته مفهوم دیگری داشت و با تئوریهایی مانند گلوله تزریقی، مارپیچ سکوت، دروازهبانی خبر و... روبهروی تولیدکننده قرار میگرفت تغییر داده و تبدیل به مخاطب فعال کرده است. بنابراین در حال حاضر با تغییرات صورتگرفته در مفهوم، گفتن مخاطب در دنیای رسانهای امروز اشتباه است. دکتر محمد سلطانیفر، رئیس گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات و مدیرکل مطالعات رسانه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتوگو با خبرنگار همشهری میگوید: بهدلیل تفاوتی که شکل گرفته ما نباید مخاطب را مجبور به پذیرش نگاه خود بهعنوان تولیدکننده خبر کنیم بلکه اصحاب رسانه باید با ادبیات خود بهگونهای صحبت کنند که با کاربر همراه باشند. بهعبارت بهتر نوع تحمیلشده ادبیات از بالا به پایین به نوع ادبیات از پایین به بالا و همراه، تغییر یافته است که رسانه باید به آن توجه داشته باشد. رسانههایی در دنیای امروز موفق هستند که بتوانند مخاطب خود را بهخوبی بشناسند و با ادبیات و فرهنگ و نیاز او در جامعه امروز حرکت کنند و در واقع خودشان را همراه مخاطب بدانند نه اینکه خود را به مخاطب تحمیل کنند. نگاه از بالا به پایین سنتی به مخاطب، به یک نگاه مسطح و برابر تغییر یافته است و همانطور که دنیا مسطح شده نگاه روزنامهنگاری و رسانهای هم مسطح شده است و رسانههایی گوی سبقت را از بقیه میربایند که بتوانند این نگاه را در فضای کنونی به کار گیرند و دنبال کنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1391/09/26ساعت 22:38 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
همشهری آنلاین- علیرضا نوشآفرین: نخستین کنگره فضای مجازی و آسیبهای اجتماعی نوپدید، با تمرکز بر تهدیدها و فرصتهای موجود در شبکههای اجتماعی، برگزار شد. در این کنگره تأکید شد که با تولید محتوا و خردجمعی در داخل کشور میتوانیم تهدیدهایشبکههای اجتماعی را خنثی و آنها را به فرصتی برای خود تبدیل کرده و به راحتی افکار عمومی را هدایت کنیم. این کنگره با پخش زنده مراسم افتتاحیه در اینترنت در سالن همایشهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی آغاز بهکار کرد. معاون رسانه مجازی سازمان صداوسیما نتوانست سیستم فنی شبکه ایپیمدیا را بهطور زنده در سالن کنگره ارائه دهد که نشاندهنده ضعف فنی شبکه و زیرساخت ارتباطی در ایران است. وقتی در یک کنگره علمی که از مدتها قبل روی آن برنامهریزی شده امکان پخش آیپیمدیا فراهم نمیشود چگونه مردم عادی میتوانند در منزل به آن دست یابند؟ اگر چه به گفته سیاهکلی، معاون رسانههای مجازی صداوسیما، دریافت این سرویس نیازمند پرداخت 10هزار تومان در هرماه از سوی متقاضی است. *** وی گفت: برای دریافت آیپیمدیا دومگا بیت بر ثانیه پهنای باند لازم دارید. اگر کمتر باشد تصویر دریافت نمیشود؛ خودش اتومات خودش را چک میکند و اگر دومگ به 1/5 مگ برسد تصویر دریافت نمیکنید. معاون رسانههای مجازی صداوسیما افزود: آیپیمدیا روی خطوط تلفن با همان هزینه ایدیاسال که حدود 10هزار تومان در ماه است به منازل میآید. در اینجا دو مگ پهنای باند با تمام سرویسها و خدماتی که بسیار فراوان هستند ارائه میشود. مثلا دهها کانال رادیو تلویزیونی، سیستم خدمات عمومی، بازیهای رایانهای و سرویسها و سایتهای مختلف از این طریق قابل ارائه هستند و مردم میتوانند از آن استفاده کنند. یک استاد دانشگاه و مسئول پانل تخصصی این کنگره نیز اظهار داشت: حضور و گسترش شبکههای اجتماعی در جوامعی که مانند ما در حال گذار محسوب میشوند جزئی از تغییرات اجتماعی است، به همین دلیل نخبگان و افرادی که در فضاهای تصمیمگیری عمل میکنند و اشخاص حقیقی و افرادی که در این حوزه مسئول هستند باید تکلیفشان را مشخص کنند. ما بدون تعارف با هر پدیده نویی که در کشورمان وارد شده ابتدا بهساکن مخالفت کردهایم؛ دلیل مخالفتش هم نگاه سنتی ما به این پدیدهها بوده است. دکتر محمد سلطانیفر افزود: از زمانی که برق، ویدئو یا هر تکنولوژی جدیدی که آمد ابتدا ما با آن مقابله کرده و بعد وارد فضای استفاده از آن شدهایم. پدیده فضای مجازی و رسانههای جدید یکسری خصوصیات خاص خودش را دارد که منتظر تعلل و مخالفتهای ما نمیماند و خودش را برفضای ما تحمیل میکند و همانطور که میبینید خود را بر ما تحمیل کرده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1391/09/26ساعت 22:35 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
در پایتخت لیبریا و در شهر «مونوروویا» فردی به نام «آلفرد سیرلیف» تنها کسی است که خبرهای به روز را از نقاط مختلف جهان با قیمتی بسیار ارزان در اختیار مردم قرار می دهد.
در غرب و بسیاری از کشورهای توسعه یافته صنعت چاپ و نوشتن در حال از بین رفتن است و بیشتر همه چیز به سمت کامپیوتر پیش می رود اما هنوز کشورهای محرو در دنیا زیاد هستند. ![]() در پایتخت این کشور و در شهر «مونوروویا» فردی به نام «آلفرد سیرلیف» تنها کسی است که خبرهای به روز را از نقاط مختلف جهان با قیمتی بسیار ارزان در اختیار مردم قرار می دهد. ![]() در این مدت که او به این کار مشغول است مشکلات کختلفی نیز برایش اتفاق افتاده است که از جمله آن ها می توان به جنگ های داخلی این کشور اشاره کرد که طی آن چندین بار تخته سیاه او از بین رفته است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1391/08/11ساعت 9:52 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
سیامین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات به مدیرمسؤولی امیرعباس تقیپور و سردبیری امیر لعلی همزمان با نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها منتشر شد. علاقهمندان به تهیه این ماهنامه میتوانند از غرفه مدیریت ارتباطات در راهروی رسانههای اجتماعی نمایشگاه مطبوعات بازدید کرده و با تخفیف ویژهای شماره جدید این نشریه و شمارههای گذشته آن را دریافت کنند.
امیرعباس تقیپور در ادامه سرمقاله خود برگزاری جلسات هماندیشی و هماهنگی بصورت منظم و هفتگی با هدف شناخت مشکلات، بررسی راهکارهای غلبه بر مسائل و اتخاذ تصمیماتی که منافع جمیع مطبوعات را پوشش دهد، به اشتراک گذاشتن امکانات رسانهها برای استفاده یکدیگر، استفاده از امکانات گسترده و ارزانتر دنیای مجازی از طریق راهاندازی نسخههای وب یا ساماندهی و ارتقای سایتهای موجود نشریات و تشویق مخاطبان برای خرید نسخههای پی دی اف با قیمت کمتر از نشریه کاغذی، اصلاح سیاستهای حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تخصیص یارانه بیشتر به نشریات منتشر شده در فضای وب به جای نشریات چاپی، بازتر شدن فضای نقد و بررسی مسائل روز در مطبوعات و... را از جمله راهکارهای قابل بررسی برای ساماندهی وضعیت فعلی اقتصاد مطبوعات عنوان کرد. در شماره اخیر ماهنامه مدیریت ارتباطات، یادداشتها و تحلیلهایی به این شرح به چشم میخورد: «رسانههاي بيگانه: قرائتي با تحليل گفتماني؛ دیپلماسی سازگار و دیپلماسی ناسازگار» به قلم دکتر حسن بشیر، نقش رسانهها در تقویت همبستگی اقوام در ایران به قلم فاطمه پورمعصوم، حوزه ارتباطات نیازمند تحول اساسی در تولید محتوا به قلم میثم مرادینیا، روابطعمومی؛ طعم تلخ عسل به قلم محسن جعفرینیارکی و مسؤولیت اجتماعی شرکتها و سازمانها به قلم ليلا رهبري مقدم. در ادامه، گفتوگویی با دکتر محمد سلطانیفر، استاد ارتباطات در مورد جایگاه دیپلماسی رسانهای در دنیای امروز با عنوان «افکار عمومی قدرتش را بر دیپلماسی تحمیل میکند» به چاپ رسیده است. سلطانیفر در این گفتوگو تصریح کرده است: با توسعه روزافزون ابزارهای ارتباطی بهویژه تغییرات سریع رسانههای مبتنی بر وب و اینترنت، شیوههای بکارگیری دیپلماسی رسانهای و حتی تعریف آن نیز دستخوش تغییر شده است و اساساً موجب شده تا «دیپلماسی رسانهای» به پایان حیات کوتاهمدت خود نزدیک شود. امروز دیگر دیپلماسی رسانهای نمیتواند جریان هدایتگری افکار عمومی را در اختیار داشته باشد و به همین دلیل جای خود را به «دیپلماسی عمومی» داده است. اینکه با توسعه ابزارهای ارتباطی مردم نقش مؤثرتری در شکلگیری نظام رسانهای ایفا میکنند، نقطه آغازین این تغییر دیپلماسی در فضای رسانهای است. علی البرزی نیز گفتوگویی اختصاصی با سفیر سومالی در ایران در خصوص وضعیت رسانهای در این کشور انجام داده و به نقل از او نوشته است که در سومالی فیلترینگ وجود ندارد. مجید یوفی نیز با مدیرعامل شرکت پیام همشهری در خصوص چگونگی شکلگیری ضمیمه راهنمای همشهری و عملکرد آن گفتوگو کرده است. در شماره سیام ماهنامه مدیریت ارتباطات، سعید نوری آزاد نیز به بهانه یک میلیارد نفره شدن فیسبوک گزارشی نوشته و برخی پشتپردههای کاری این شبکه بزرگ اجتماعی را شرح داده است. «رسانه و آموزش هنر» عنوان پرونده ای است که تحت نظارت حجتاله مرادخانی منتشر شده و به نقش رسانهها در آموزش هنر پرداخته است. در این پرونده مطالب زیر به چشم میخورد: افکار عمومی؛ اهرمی برای گسترش آموزش هنر نوشته تارا بهبهانی، نگاهی به تأثیرات رسانهها از منظرمطالعات فرهنگی نوشته آتنا آل یاسین، گفتوگو با علیرضا دهقان در خصوص نقش علوم ارتباطات در آموزش هنر با عنوان «رسانهها به تمرکز اطلاعات و محتواهای آموزشی کمکمیکنند» توسط آرش کبودی، گفتوگو با قباد شیوا با عنوان «فرهنگ یک مملکت را هنرمندانش حفظ میکنند»، مصاحبه با بهنام کامرانی، استاد دانشگاه تهران با عنوان «هنر دیجیتال فصلی نوین در عرصه ارتباطات است» توسط بهروز بلمه، درهمتنیدگی رسانه، تئاتر و آموزش به قلم بهروز بلمه، گفتوگو با استاد محمود عبدالحسینی، پیشکسوت عکاسی با عنوان «عکاسی، رسانهای برای انتشار فرهنگ» توسط حجتاله مرادخانی و جایگاه روابطعمومی در گسترش آموزش هنر. منوچهر دینپرست نیز سرپرستی انتشار پروندهای با عنوان «رسانهها و ادبیات» را بر عهده داشت. او در ورودی این پرونده نوشته است: سالها پیش در بسیاری از مطبوعات نوشتن داستان، داستانهای ادامهدار و حتی داستانهای کوتاه بسیار مرسوم بود. بسیاری از مؤلفین این داستانها سعی داشتند تا با نگارش وقایع تاریخی، جنایی، عشقی، پلیسی و.... مخاطبان رسانههای خود را نگه دارند و از سوی دیگر بتوانند نوع بینش و نگرش خود را به آنها القاء کنند. گرچه نام اینگونه داستانها در مطبوعات بیشتر به پاورقی شهرت داشت، اما بودند کسانی که علاقه بسیاری به خواندن این پاورقیها داشتند و روزنامه را فقط به خاطر این داستانها میخواندند. اما سالهاست که در فضای رسانههای مکتوب و به خصوص روزنامهها نوشتن داستان دیگر مرسوم نیست و این امر منسوخ شده است.... آیا نگارش داستان در مطبوعات امری پیش پاافتاده و تحجرآمیز یا فاقد معنای رسانهای تلقی میشود و یا اینکه داستانهای عامهپسند، دیگر نه طرفدار دارد و نه مخاطبان میلی به خواندن داستان دارند. در این پرونده عناوین زیر به چاپ رسیدهاند: روزنامهنگاری ادبی با نگاهی به کتاب «روزنامهنگاری و رمان» اثر داگ آندروود؛ ادبیات و مطبوعات به تدریج از هم دور شدند به قلم صابر صادقی، گفتوگو با شروین وکیلی ،عضو انجمن جامعهشناسی با عنوان «تولیدکنندگان مضمون، ادیب نیستند» توسط منصوره قنبرآبادی، گفتوگو با علی هادیلو، روزنامهنگار و پژوهشگر با عنوان «نوشتههای مطبوعاتی توأم خلاقیتهای ادبی، بدون تاریخ مصرف هستند» توسط محسن آزموده و تأملی بر سازوکار روزنامهنگاری اهالی ادبیات در این روزگار؛ ژورنالیسم فرمال یا فرمالیسم ژورنال؟ نوشته علی مسعودینیا. «اطلاعات، ارتباطات و دولت الکترونیک» عنوان پرونده دیگری است که توسط تقی کمالی و همکاران او در گروه جامعه اطلاعاتی منتشر شده است که مطالب این پرونده عبارتند از: معجزه اقتصادی فناوری اطلاعات و ارتباطات نوشته آزاده مرنی، اقتصاد نشر؛ فرصتها و چالشهای پیش رو نوشته سعیده سادات قادری، گفتوگو با سیدابراهیم عمرانی، سرپرست مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران با عنوان «تولیدات علمی مابراساس نیاز جامعه نیست» توسط الهام عبادتی، نقش اطلاعات در اقتصادو ارزش اقتصادی اطلاعات نوشته زهرا بتولی، اقتصاد اطلاعات، عاملی برای رشد اقتصاد علمی کشور نوشته رقیه قربانی بوساری، «دست نامرئی» اطلاعات در آستین اقتصاد نوشته مهدی فولادگر و مصاحبه با مدير دفتر مطالعات فنآوريهاي نوين مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «حوزه دولت الکترونیک یک رگولاتور میخواهد» توسط محیا برکت. آخرین پرونده این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات به ترجمه پرونده ویژه هفتهنامه تایم با موضوع«10 عرصه زندگی که تکنولوژی موبایل آنها را تغییر داده است» اختصاص دارد که توسط مصطفی مسجدی آرانی تهیه و ترجمه شده است. در مقدمه این پرونده آمده است: «از نبرد برای رسیدن به کاخ سفید گرفته تا راهکارهای اولین ملاقات عاشقانه، زندگی ما به وسیله حضور دائمی تلفنها شکل جدیدی گرفته و روابط در حال تکامل ما با ایده همیشه متصل بودن به کسی و چیزی در حال شکل گرفتن مجدد است. در این گزارش ویژه، «تایم» نگاهی دارد به نتایج و فرصتهای این تغییر و آنچه که میتوان برای بعد انتظار داشت». مدیریت ارتباطات از طریق وبسایت www.prshop.ir قابل تهیه میباشد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1391/08/07ساعت 12:8 توسط Dr. Mohammad Soltanifar |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اطلاعات دیپلماسی، سیاست خارجی و روابط بینالملل رسانهایها پوشش خبری مکاتب سیاسی مدیریت رسانه مطبوعات زنان انتخابات مقالات اقتصاد فرهنگ سیاست معرفی کتاب |
|
RSS
|